به سلامتی کتاب سرنوشت که برای هر کسی چیزی نوشت ولی وقتی نوبت به ما رسید قلمش افتاد و دیگر ننوشت گفت تو باش اسیر سرنوشت
ای سرنوشت از تو به کجا میتوان گریخت؟
من راه آشیانه خود را از یاد برده ام
اومدیم زندگی کنیم بعد بمیریم
روزی صد بار مردیم اما هنوز زندگی نکردیم
به سلامتی قسمت که هر موقع به ما رسید شد حکمت



