کتاب گرگ بیابان هرمان هسه
| اسم کتاب | نویسنده | لینک تهیه کتاب | دانلود PDF | دانلود صوتی |
| گرگ بیابان | هرمان هسه |
معرفی کتاب گرگ بیابان
گرگ بیابان، رمانی است از هرمان هسه، که در آن مردی به نام هری هالر، همزمان با احساس خود به عنوان نیمی گرگ و نیمی انسان، خود را به عنوان خودنگاره میکشد. این داستان شبیه به فاوست و دارای الهاماتی از جادو است، و شاهد جستجوی فلسفی هسه و احساس ماورایی انسانیت است. هالر، به عنوان یک روشنفکر متجدد و عقلانی، تلاش میکند تا همزمان گرگ وحشی و انسان عقلانی را درون خود آشتی دهد، بدون اینکه ارزشهای بورژوازیی را که مورد تحقیر اوست، قبول کند. اما زندگیاش به شدت غمانگیز و تنهاست، بدون سرگرمی و حس خوب به زندگی. با ملاقات با زنی، زندگی هالر به طرز چشمگیری تغییر میکند.
این رمان، اولین بار در سال ۱۹۲۹ منتشر شد، اما هنوز هم روح ما را به خود جلب میکند و میتوان آن را یک اثر کلاسیک در نظر گرفت. داستان گرگ بیابان، به عنوان یک خودآزمایی جدی و کیفرخواستی علیه روشنفکری ریاکارانه دوران خود، قابل توجه است.
بخشهایی از کتاب گرگ بیابان
- یکی بود, یکی نبود, مردی بود به نام هاری ملقب به گرگ بیابان, روی دو پا راه می رفت, لباس می پوشید و انسان بود, اما با این اوصاف در واقع یک گرگ بیابان بود. از چیزهایی که مردمان فهمیده می توانند بیاموزند چیزها آموخته بودو آدمی به نسبت باهوش بود. آن چه را فقط او یاد نگرفته بود این بود که : رضایت خاطر را در وجود خویش و زندگی خویش جستجو نماید.
- این مطلب که آیا این لحظات کوتاه و اتفاقی می توانست سرنوشت گرگ بیابان را طوری تعدیل و تنظیم نماید که در حاصل بین خوشی و رنج توازن و تعادل برقرار شود یا این که احتمالا خوشی کوتاه ولی زایدالوصف آن ساعت اندک به تمام رنج هایش غلبه کند یا خیر نیز خود مطلبی است که آدم های فارغ البال می توانند روی آن به دلخواه امعان نظر کنند.
- این حکم طبیعت نیست که مردم فکر کنند, زیرا آن ها برای زندگی آفریده شده اند , نه برای تفکر. بله, و هر کس که فکر کند, یا مهم تر از آن, هر کس که تفکر را پیشه خود نماید کارش به جاهای باریک می کشد و آن وقت با این کار زمین خشک را با آب مبادله کرده و روزی هم در آن غرق خواهد شد.
- اندک اندک در هوای رقیق تر شده عزلت گزینی و انزواجویی احساس خفقان به او دست داد. زیرا اکنون نه هوای تنهایی و آزادی را داشت و نه هدفش این بود, بلکه مقدر چنین می خواست و حکم بر این بود.



