این قسمت در مورد  فرمانده سائو سائو  :

 

فرمانده سائو سائو  به همراه رفیقش  که  دوتا فراری و متواری  و آواره هستند ، و برای  دستگیری اون ها هزار سکه طلا پاداش گذاشتند !  به  خانه ای عمو  (فامیل نزدیک) میرند ،  فرمانده سائو سائو و رفیقش ، فکر میکنند  برده ها و خانواده  عمو  برای دریافت پاداش طلا  طمع کردند و میخوان اون ها رو تحویل حکومت بدند ،  پس خانواده و برده ها رو قتل عام میکنند. بعد متوجه میشند اشتباه کردند  و در مسیر  اتفاقی  عمو رو میبیند که  از بازار برگشته  و اون رو سائو سائو میکشد.