‌بازیکن آزاد... بازیکن آزاد بطور معمول بازیکنی است که نسبت به دیگر بازیکنان از مهارت، تکنیک، هوش و بازیسازی قویتری برخوردار است که برخی مربیان برای استفاده بیشتر از این مهارت ها و کمک به دیگر بازیکنان تیم، از محدودیت های پست او کاسته و بر آزادی عمل او اضافه کردند؛ بدین ترتیب پست جدیدی به نام بازیکن آزاد ابداع شد. در گذشته بازیکن آزاد، مهاجم وینگر مانندی بود که برای بازیسازی و خلق موقعیت، در پست های مختلف هجومی حرکت می‌کرد و مدام درحال تغییر مکان بود. حرکات این بازیکن معمولاً از وینگ چپ به وینگ راست و بالعکس و گاهاً به پشت مهاجم هدف انجام میشد. گاهی اوقات نیز به خط هافبک اضافه می‌شد و از میانه‌های میدان با پاس های در عمق و یا مرتفع توپ را به مهاجمان تیم می‌رساند. از وظایف این بازیکن میتوان به بازیسازی، ایجاد فضای مناسب برای بازیکنان دیگر، شکستن خط دفاع تیم مقابل، کمک به خط هافبک برای خروج از پرس حریف و خلق موقعیت گلزنی اشاره کرد. سالها در تیم بارسلونا شاهد بکار گیری لیونل مسی توسط مربیان مختلف در این پست بوده ایم و شاید گاهی از خودمان پرسیده باشیم که پست واقعی مسی کجاست؟ او یک هافبک است؟ یک مهاجم است؟ یا وینگر؟ جواب اینجاست: همه جا:) بازیکنان دیگری مانند ادن هازارد در چلسی، لورنزو اینسینیه در ناپولی و حکیم زیاش در آژاکس نیز در چنین پستی سابقه بازی دارند و نمایش های درخشانی را ارائه داده اند. پست آزاد باعث بهبود عملکرد و پوشش ضعف هایی مانند فیزیک ضعیف، قد کوتاه و سرعت پایین بازیکن میشود ولی باید توجه داشت که لازم است بازیکن شرایط مناسب و مهارت کافی برای اجرای صحیح را دارا باشد.

از زمان ابداع ورزش فوتبال تا به امروز، همواره سبک و قوانین بازی درحال تکامل و گسترش و دستخوش تغییرات بسیاری بوده است. مربیان پیوسته بازیکنان را در پست های مختلف بکار گرفتند و وظایف آنها را بسته به تاکتیک هایشان متحول کرده اند. امروزه پست بازیکن آزاد نیز هدف تغییرات برخی از مربیان قرار گرفته است.   در سال گذشته، سه بازیکن جوان در سه تیم، نمایش فوق العاده ای در پست آزاد از خود برجای گذاشتند و کمک شایانی برای تیم خود بوده اند؛ اما چیزهای زیادی نسبت به گذشته عوض شده است. این بازیکنان در اصل هافبک پست هشت بوده و با آزادی بیشتر در تمام نقاط زمین حضور دارند. در یک سوم دفاعی خودی، به مدافعان کمک میکنند، کنار هافبک دفاعی تیم قرار میگیرند و پرس حریف را میشکنند، مانند فولبک ها از سمت چپ و راست زمین نفوذ میکنند‌. برخی اوقات مثل وینگرها در گوشه های زمین حریف صاحب توپ میشوند، گاهی پشت سر مهاجم نوک قرار می‌گیرند و همچنان در پست خودشان در میانه زمین میدان داری میکنند. این پست آزاد جدید، برخلاف گذشته که بیشتر جنبه هجومی داشت، وظایف دفاعی و تاکتیکی دیگری هم به عهده دارد. هافبک پست هشت یا همان هافبک وسط، مهره ای برای انتقال توپ از دفاع به حمله است و نقطه تماس هافبک دفاعی و هافبک هجومی تیم به حساب می‌آید. وظایف آن خلاصه میشود به دریافت توپ از هافبک دفاعی و ارسال به هافبک هجومی، همکاری با فولبک ها در میانه میدان، توپگیری از هافبک های حریف، دوندگی و پرس بازیکنان مقابل و شوتزنی از پشت محوطه جریمه در شرایط مطلوب! بسیاری از مربیان این پست را غیر ضروری و ابتدایی دانسته و از استفاده آن خودداری میکنند اما برخی دیگر توانسته اند با ایجاد تغییرات در وظایف و چگونگی حرکات این بازیکن، کارایی آن را افزایش داده و نتایج دلخواه شان را بگیرند. در ادامه عملکرد سه بازیکن آزاد مدرن را بررسی میکنیم: 1_ میسون مونت در چلسی:

در فصل اول حضورش در چلسی به اجبار به عنوان وینگر بازی کرد و در سال بعدی به پست اصلی خودش یعنی هافبک وسط برگشت. با عقب رفتن میسون فرانک لمپارد متوجه افت آمار گل و پاس گل او شد و احساس کرد استعداد و توانایی او محدود شده است. او که خود سالها در این پست بهترین بود، بهتر از هرکس دیگری می‌توانست به میسون کمک کند. کمی آزادی بخشیدن و اجازه حرکت آزادانه در سه خط دفاعی ، میانی و هجومی باعث شد تا او به ستاره تیم و مهره همه کاره آبی های لندن تبدیل شود. با تماشای بازی‌های چلسی می‌توان دید گاهی با وینگر ها جا عوض میکند و به دفاع میزند، گاهی با هافبک هجومی جابه جا میشود و در امر گلزنی کمک می‌کند و گاهی هم در کنار مدافعین می‌ایستد و با توپ ربایی و یک نفوذ از کناره موقعیت گلزنی مناسبی فراهم میکند. سرعت، تکنیک و هوش بالای او موجب تناسب برای بازی در کارهای هجومی می‌شود؛ با دوندگی، پرس شدید و پاس های روان و دقیق در خط میانی به یک گلادیاتور بدل شده و مهارت توپ ربایی و سرعت مناسبش باعث می‌شود بتواند به خوبی در خط دفاع صاحب توپ شود و حمله ای را با نفوذ از کناره ها رهبری کند. البته میسون در گذشته هم سابقه بازی کردن در چند پست مختلف را در کارنامه دارد ‌و این برای وفق پیدا کردن با پست جدیدش بسیار مفید بود. با ورود توماس توخل به عنوان سرمربی جدید، میسون نه تنها افتی در کارش ایجاد نشد، بلکه پیشرفت قابل توجهی هم داشت.  چرا که توخل هم پست مدنظر فرانک لمپارد را برایش درنظر گرفت و با اضافه کردن نظم در نحوه حرکت او، کار لمپارد را تکمیل کرد. ثمر پست جدید او، انتخاب شدن به عنوان بهترین بازیکن فصل چلسی و بالای سر بردن جام چمپیونز لیگ بود. 2_ نیکولو بارلا در اینترمیلان:

بارلا این فصل در ترکیب 352 معروف آنتونیو کونته بازی کرد. در این سیستم با قرارگرفتن وینگبک ها کنار خط هافبک و قرارداشتن خط دفاع سه نفری پشت سر آنها کمربند میانی اینتر بیش از اندازه شلوغ به نظر می‌رسید. از طرفی در بازیسازی و خلق موقعیت گلزنی مشکلاتی وجود داشت و برای مالکیت توپ در جلوی زمین نیز دردسر ایجاد می‌شد. همین باعث شد تا کونته به فکر ایجاد تغییرات در تیمش بی‌افتد. مربی ایتالیایی اما تصمیم به دست بردن به چینش ترکیبش نداشت و از همین رو در انجام وظایف بازیکنانش تغییر ایجاد کرد. بارلا هافبک خوش تکنیک افعی ها مهره مدنظر کونته بود. او خصوصیات لازم برای اجرای تاکتیک ها و وظایف جدیدی که کونته در نظر گرفته بود را داشت. قدرت حفظ توپ بالای نیکولو بارلا، قدرت نفوذ و گذر از خط هافبک و دفاع دشمن را می‌دهد و مانع از دست رفتن توپ در حین حمله میشود. بارلا در پست جدید از حالت ایستایی درآمد و با حرکات خود در خط طولی زمین به جابه‌جایی سریعتر توپ کمک کرده و در فرصت مناسب با یک حرکت در عرض و سپس شوت به سمت دروازه، بازیکنان مقابل را غافلگیر می‌کند. حرکت کردن در زمین سبب می‌شود راحتتر فضای مناسب شوتزنی پیدا کند و از این قدرتش استفاده بهتری ببرد. حرکت در سراسر میدان شلوغی وسط زمین را کاهش می‌دهد و در مواقع عقب رفتن وینگبک ها جای خالی آنها برای استارت حمله را پر میکند. البته بارلا نسبت به میسون از وظایف دفاعی کمتری برخوردار بود و بیشتر  خلق موقعیت به عهده داشت. این تغییر، انعطاف و هماهنگی میان خطوط مختلف را به همراه آورد و تیم کونته را از خشکی و حالت خطی نجات داد. 3_ فدریکو والورده در رئال مادرید:

زین الدین زیدان در این فصل از هافبک جوان سفید پوشان مهره قابل اعتمادی ساخته است. حال در مادرید به این بازیکن اروگوئه‌ای لقب آچار فرانسه داده اند و محبوب طرفداران تیمش است. اگرچه مصدومیت های پیاپی رئالی ها در این فصل باعث شد تا فده مدام درحال تعویض پست باشد، اما همان چندباری که به عنوان بازیکن آزاد ظاهر شد، نمایش زیبایی به عمل رساند. زیدان از او هم درکنار خط هافبک طلایی تیمش (مودریچ، کروس، کاسمیرو) استفاده کرد و هم به عنوان جانشین برای آنها. آزادی که زیدان به فده والورده داد نیز به سبک دیگری بود. جابه‌جایی های او اکثراً به سمت راست زمین تمایل داشت و در کنار فولبک راست و وینگر راست رفت و آمد زیادی داشت. با هوش بالا و پاس های کلیدی و متعدد  که با بازیکنان مجاورش ردو بدل می‌کند، سمت چپ دفاع حریف را آزار می‌دهد، موقعیت می‌سازد و گاهی به دل دفاع میزند. شاید یکی از عوامل مهم در موفقیت لوکاس واسکز در سمت راست دفاع به حضور والورده در کنارش مربوط باشد. بازیکنی که اگر مدام درحال رفت و آمد در آن سمت نباشد، ممکن است بازیکنان توپ های بسیاری را از دست بدهند و کار برایشان مشکل شود. از سویی دیگر کروس و کاسمیرو آزادی بیشتری برای حضور در سمت چپ و کمک به فولبک تیمشان در آن سمت پیدا می‌کنند زیرا والورده در صورت غیبتشان جایگزین آنها میشود. بکارگیری فده والورده در این پست، توانایی شکست دادن خطوط میانی تیمهای قدرتمندی مانند بارسلونا و اینتر و لیورپول را به تیم زیزو اضافه کرد. پست بازیکن آزاد مدرن به هافبک های با استعداد جهان نیز اجازه و فرصت تبدیل شدن به ستاره تیمشان را می‌بخشد و عصر جدیدی برای آنان رقم میزند. شاید این حرکت پایانی برای سلطه مهاجمان بر دنیای فوتبال باشد... آیا ممکن است این باور که بهترین بازیکن جهان حتماً باید یک مهاجم باشد فراموش شود؟ البته... چرا که نه!