خلبانان در جنگ جهانی اول مانند شوالیه های اسب سوار قرون وسطی با یکدیگر به جنگ تن به تن می پرداختند. در نتیجه، جنگ هوایی چهره تازه ای به اسطوره های نظامی افزود: تکخال پرواز. از آنجا که خلبانان هواپیماهای خود را نامگذاری و علامت خودشان را روی آن طراحی می کردند، حالت جنگاوران خاص را پیدا می کردند که هیچ شباهتی به میلیونها سربازی نداشت که در گمنامی در گل و لای سنگرها کز می کردند. تکخالها در سرنگون کردن هرچه بیشتر هواپیماهای دشمن با هم رقابت می کردند و شاهکارهایشان توجه غیرنظامیان را به خود معطوف می کرد.

موفقترین ستاره جنگنده جنگ جهانی اول، خلبان آلمانی مانفرد فون ریشتهوفن بود که در تاریخ به بارون سرخ مشهور است. ریشتهوفن از سپتامبر 1916 تا هنگام مرگش در آوریل 1918 هشتاد فروند هواپیمای دشمن را سرنگون کرد. او به مایه وحشت جبهه غرب و هراس انگیزترین خلبان جنگ تبدیل شد. تنها در یک ماه، یعنی آوریل 1917، بیست و دو فروند هواپیمای بریتانیایی را سرنگون کرد. او در طول خدمتش با هواپیماهای متعددی پرواز کرد؛ اما به آخرین هواپیمایش، فوکر تک سرنشین Dr. I که سه بال داشت، وابستگی پیدا کرد. یکی از هواپیماهایش به رنگ سرخ بود و سبب ساز لقبش شد. 

تولد و اوایل زندگی:

مانفرد فون ریشتهوفن از خانواده اشرافی ریشتهوفن بود. وی دومین فرزند از چهار فرزند افسر سوارکار، آلبرشت فریهرر فون ریشتهوفن (۱۸۵۹–۱۹۲۰) و همسرش کونیگونده، متولد فون اسکیکفوس و نئودورف (۱۸۶۸–۱۹۶۲) و از نوادگان مارشال میدانی پروس (نام قدیم آلمان) بود، لئوپولد فون آنهالت-دساو، سرتیپ و یوهان فیلیپ فون بوست، مشاور جنگ بود. او نام خود را به نام عموی بزرگ خود ژنرال و وابسته، اعلیحضرت مانفرد فون ریشتهوفن (۱۹۳۹–۱۸۵۵) هاوس برزدورف گرفت. خواهران و برادران او لوتار (۱۹۲۲–۱۸۹۴)، خلبان جنگنده، بولکو (۱۹۷۳–۱۹۹۳) و الیزابت (۱۹۶۳–۱۸۹۰) به نام ایلزه بودند.

او سالهای اولیه زندگی خود را در املاک پدربزرگش شلوس رومبرگ گذراند، اما مشکلات اقتصادی پدربزرگش را مجبور به اجاره دادن و سرانجام فروختن املاک خود کرد. او تا ۹ سالگی شهریه خصوصی می‌گرفت. سپس خانواده اش به ویلایی در حومه شهر شویدنیتس نقل مکان کردند. مانفرد جوان به مدت یک سال در مدرسه شویدنیتس تحصیل کرد و از کودکی علاقه زیادی به شکار و اسب سواری داشت. در یازده سالگی در مهمانی‌های بزرگ شکار شرکت می‌کرد. بسیار جسور بود و دوست داشت به دنبال چالشی با همبازی‌هایش باشد. وی به درخواست پدرش از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۸ در مؤسسه کادتهای والستات حضور یافت، اما انگیزه خاصی برای یادگیری نداشت. او یک ورزشکار مشتاق بود که با جاه طلبی به وظایفی می‌پرداخت که حتی تلاش مربیان را نیز می‌طلبید. در این مدت او با پشتکار فراوان، ورزش سوارکاری خود را پرورش داده و در نمایش‌های با اسب شرکت می‌کرد و با اسب به همراه نزدیکترین دوستانش سفرهای زیادی داشت.

ارتش:از سال ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱ در (Hauptkadettenanstalt Lichterfelde) شرکت کرد و در بهار ۱۹۱۱ به هنگ شماره ۱ احلان "قیصر الکساندر سوم”(پروس غربی) در (Militsch) پیوست. پس از حضور در مدرسه جنگ؛ در ۱۹ نوامبر ۱۹۱۲، درجه ستوانی گرفت و به فرماندهی دسته ۳ در استروو منصوب شد.

در آغاز جنگ جهانی اول، ریشتهوفن و گروهانش ابتدا در مرز روسیه مستقر و پس از چند روز به جبهه غرب منتقل شدند. هنگ او با استفاده از منطقه مرزی دیدنوفن به لوکزامبورگ عبور کرده و سپس از این طریق به بلژیک لشکر کشید. وی در طی این مدت سوار برگشتی‌های شناسایی مشغول جمع‌آوری اطلاعات از خطوط پشتی دشمن بود. در اول سپتامبر ۱۹۱۴، پس از نبردهای مرزی در وردون به عنوان افسر اطلاعات به ارتش چهارم منتقل شد. ریشتهوفن در اول ژانویه ۱۹۱۵ برای فرار از یکنواخت بودن جنگ موضعی، درخواست انتقال خود را داده و در تاریخ ۱۵ ژانویه به عنوان یک افسر منظم به تیپ ۱۸ پیاده منتقل شد. از آنجایی که فعالیتهای جدید او در منطقه پشت جبهه و به دور از خطوط مقدم انجام می‌شد، وقت بیشتری داشت که مشغول شکار باشد. در آنجا نیز او احساس می‌کرد که فعالیتهایش هیچ چالش و هیجانی ندارد. عطش او برای عمل سرانجام او را بر آن داشت تا به نیروی هوایی منتقل شود. در تاریخ ۳۰ مه ۱۹۱۵، آموزش خود را به عنوان ناظر در یک دوره در بخش ۷ جایگزینی هواپیمایی در کلن آغاز کرد. ابتدا یک دوره ۳۰ روزه را در کُلن و سپس یک دوره عملی ۱۴ روزه را در (Grossenhain) نزدیک درسدن گذراند. در ۲۱ ژوئن ۱۹۱۵، ریشتهوفن به عنوان افسر (Feldflieger -teilung 69) که در جبهه شرقی در نزدیکی لمبرگ مستقر بود منصوب شده و وظیفه انجام پروازهای شناسایی، بیش از حرکات نیروهای روسی در لهستان و گالیسیای روسیه را داشت. در طول پروازهای شناسایی ریشتهوفن با چندین سرباز جبهه روسی در مواضع خود جنگید.

در اوت ۱۹۱۵، از جبهه شرقی به جبهه غربی منتقل شد و به بخش کبوتران حامل اوستنده منصوب شد. این واحد که دارای استتار نام داشت، در واقع اولین اسکادران رزمی (OHL) بود که هدف آن پرواز و بمباران مواضع انگلیس بود. از آنجا که دامنه پرواز بمب افکن‌های (AEG G) کافی نبود، انجام عملیات محدود به کانال و مناطق داخلی فرانسه شده بود. در سپتامبر ۱۹۱۵، ریشتهوفن درخواست انتقال به بخش کبوتران حامل متس را داد. هنگام سوار شدن به قطار متز، در واگن ناهار خوری اسوالد بوئلکه را ملاقات کرد. ریشتهوفن آموزش خلبانی خود را در متس، به پایان رسانده و سومین تلاش را پشت سر گذاشت. در ۲۴ دسامبر سال ۱۹۱۵ مجوز پرواز را دریافت کرد. ریشتهوفن اول مارس ۱۹۱۶ به عنوان عضو اسکادران ۸ از اسکادران دوم رزمی در عملیات وردون بازگشت. در سپتامبر ۱۹۱۶ به یگان (Jagdstaffel (Jasta) 2) که تحت فرماندهی اسوالد بوئلکه بود، پیوست و در ۱۷ سپتامبر ۱۹۱۶ اولین موفقیت پروازی خود را در جنگ علیه کامبری به دست آورد. برای تقدیر، بزرگداشت و غسل تعمید خلبانان با آتش، بوئلکه به هر یک از خلبانان موفق خود یک جام افتخاری اهدا کرد. ریشتهوفن پس از هر پیروزی هوایی، یک جام نقره ای کوچک خریداری و روی آن تاریخ و نوع هواپیمای ساقط شده را حک می‌کرد. بعدها او این فنجان‌ها را به همراه یک جواهر مشهور در برلین تحویل داد.

القاب:بریتانیایی‌ها به او «شوالیه قرمز» می‌گویند و فرانسوی‌ها از او با نام «شیطان قرمز» یاد می‌کنند. در زمان او پرواز با هواپیماهای جنگنده مانند نبردها تن به تن با دشمن بود. این خلبان آلمانی در سپتامبر 1916 توانست نخستین هواپیمای دشمن را سرنگون کند و تا آپریل 1918 در زمان مرگ خود توانست باعث سقوط 79 هواپیمای جنگنده دشمن شود. هیچ خلبان دیگری در جنگ جهانی به چنین رکوردی دست نیافت.

مرگ:ریشتهوفن در ۲۱ آوریل ۱۹۱۸ با همان سرنوشتی روبرو شد که نصیب بسیاری از خلبانان دیگر کرده بود. بر فراز فرانسه سرنگون شد، اما نه به دست خلبانی دیگر. گلوله‌ای که او را کشت، سربازی از روی زمین شلیک کرده بود.

هواپیما مانفرد فون ریشتهوفن:

کاری از حزب مسترز⭐