هشتمین سال از حضورم در اینجا هم گذشت. دوستای خوبی پیدا کردم. ولی خب فقط در حد حرف زدن در همینجا..

طرفداری برام لحظات خوب و تلخ زیاد داشت.. دورانی که ما اینجا همگی متحد بودیم و یک صدا. اما صدامون به جایی نرسید. دورانی که تیم مورد علاقم قهرمان اروپا شد و مشغول جشن و شادی شدیم. همه جور لحظاتی داشتیم. کل کل کردیم مسخره کردیم خندیدیم اما هرگز نشد که به خانواده کسی توهین کنم و فحاشی. به خود طرف هم یادم نمیاد توهینی کرده باشم. چون معتقد بودم همیشه بخاطر یه سری آدم که اصلا نمیدونن ایران کجاست و براشون مهم نیست ما چی میکشیم، چرا باید به هموطنم فحش بدم؟ فارغ از بحث های اخلاقی و ادب و ....

اما

این اواخر لحظات تلخ بیشتر بود. لحظاتی که بیشتر از همیشه خفه شدیم. بیشتر از همیشه ساکت موندیم و حرفی نزدیم. به امید روزی که بتونیم حرف بزنیم و عمل کنیم بدون هیچ ترسی.

بچه های قدیم منو میشناسن، من بیشتر سعی میکردم همیشه پست طنز بذارم تا یکم لبخند بزنید. با اینکه وقت هیچوقت نداشتم زیاد. پست انتقادی هم تا جایی که تونستم گذاشتم، بعضیاش موند، بعضیاشون هم پاک شد. 

بهرحال امیدوارم این روزهای تاریک و سخت هرچه سریع تر تموم شد.‌ کرونا تموم شه و همگی به یه زندگی نرمال دست پیدا کنیم. خیلی مراقب خودتون باشید و حتما رعایت کنید بچه ها.. من الان توی ۲ ساعت، ۱۵ تا مریض کووید ویزیت کردم.. مراقب خودتون و خونوادتون باشید...

راستی عکس هم تزئینیه، بخاطر علاقه شدیدم‌ به برگر :))))) 

مخلصیم...

یا علی✋