اگر مصاحبه اخیر محمود فکری در مورد کم کاری برخی بازیکنان استقلال در بازی با سپاهان و تاثیر فضای مجازی بر برکناری وی را شنیده باشید می توانید به جنبه ای از شخصیت سرمربیگری او برسید

 

عجیب است که محمود فکری با آن سابقه ی بازی آن هم به عنوان کاپیتان استقلال در زمان مربیگری امیر قلعه نویی هنوز متوجه تاثیر مدیریت حاشیه بر موفقیت یک تیم نشده

 

روزی که محمود فکری به عنوان سرمربی استقلال معرفی شد، کسی از جمع بازیکنان با او احتمالا مشکلی نداشته و همه بازیکنان خواهان موفقیت با او بودند. اینکه بر استقلال چه امد و فکری و کادر فنی اش چگونه امور داخلی و فنی را پیش بردند که بازیکنان به عمد و یا ناخوداگاه به هر دلیلی تمام توان خود را نگذاشتند؛ نشان از مدیریت نشدن تیم به دست فکری می دهد

 

فکری بیش از هر چیزی باید به این فکر کند که بعد از گذشت نیم فصل حضور در باشگاه؛ چرا نتوانست مقبولیت لازم را بین طرفداران و بازیکنان به دست بیاورد

 

 

فرهاد مجیدی به هر نحوی توانسته رختکن تیمش را کنترل کند. 

اصلا بگوییم سیاست به خرج داده، مگر بد است که یک سرمربی سیاست، زرنگی و یا هر چیزی که شما اسمش را میگذارید به خرج دهد تا تیمش نتیجه بگیرد؟ 

مگر همین الان مجیدی مخالفان و دشمنانی ندارد که منتظرند تا او نتیجه نگیرد و زیرپای او را خالی کنند و او را از استقلال فراری دهند؟ 

تا بوده برای نه تنها نیمکت استقلال بلکه پرسپولیس و هر تیمی که فکرش را بکنید؛ مدعیانی برای رقابت وجود دارند که دست به هر کاری می زنند اما مهم این است که زیر تمامی فشار ها و بدخواهی ها بتوانی تیم را جمع کنی و نتیجه بگیری. این هنر یک سرمربی در ایران و خارج است؛ مقصر متحد نبودن رختکن در هر تیمی سرمربی است حتی اگر مورینیو باشد