ی روز رفتم میوه فروشی چند قلم جنس خریدم بعد ی آشغال دستم بود میخواستم بندازم سطل زباله ولی اشتباهی کاهو رو پرتاب کردم

یهو دیدم عه کاهو کو

رفتم داخل سطح زباله بگردم پیداش کنم یهو افتادم تو ماشین آشغالی

اومده بودن زباله ها رو خالی کنن 

تو ماشین هم دنبال کاهو گشتم پیدا نشد

ماشین سریع حرکت کرد کاهو قل خورد افتاد یهو فریاد زدم نهههههههه پریدم پایین

یه ماشین دیگه رد شد پریدم جلوش کاهو رو له نکنه رفتم رو هوا

یارو فرار کرد 

من بیهوش بودم هیچی نمیفهمیدم بارون شروع به باریدن کرد

یه زنه داد زد آقاااااا چرا خوابیدی رو زمیییین تریلی درست پشت سرتههه

یهو سرمو بلند کردم ولی گیج میرفت تریلی با سرعت حرکت میکرد زنه دویید سمتم گفت نههههههه نهههه نههههههههههه شیرجه زد منو گرفت

نجات پیدا کردم ولی تریلی به خودش برخورد کرد

سریعا رسوندمش به بیمارستان

الان تو کما هست لطفا برای سلامتی اش دعا کنید