امروز برای انتخاب رشته رفته بودم پیش یه مشاور با پدرم از شانس گند من پسر دوست بابام هم اومده بود انتخاب رشته من میدونستم پزشکی قبول شده بابام هی ازم میپرسید چی قبول شده منم می پیچوندم رفتم داخل اتاق مشاور؛مشاور به قدری بد باهام برخورد کرد حرصم گرفت هر سوالی می پرسیدم داد میزد سرم نه نمیاری پزشکی نمیاری

 اون دوست من شانس من در زد اومد تو کلی همون مشاور تحویلش گرفت و صداش زد دکتر جان ویزیتمون کن بعداً و منی که نا امیدی و غم رو توی چشمای پدرم که فهمید اون پزشکی آورده دیدم این تجربه ها واسه جوون ۱۸ساله خیلی سخته لعنت بهت ایران