لحظه‌ی تلخی است. لحظه‌ای که آمادگی آن را نداری. بی رحمانه است اما می‌توان آن را به فوت پدر یا مادر تشبیه کرد. همیشه در کنارت هستند ‌و تا وقتی هستند قدرشان را نداری. آن‌طور که باید قدرشان را نمی‌دانی اما بعد از اینکه فقدان آن‌ها را درک کردی با خود می‌گویی ای کاش بیشتر مهر و محبت خرجشان می‌کردم، ای کاش بیشتر از حضور در کنارشان لذت می‌بُردم. 

رفتن مسی از بارسا هم ناراحت‌کننده است. الان می‌گوییم ای کاش بیشتر از حضورش لذت می‌بُردیم. ای کاش بازی‌ای را از دست نمی‌دادیم. مثلث مسی و ژاوی و اینیستا یعنی خود فوتبال، اصلِ اصلِ اصلِ فوتبال. نمایش آن‌ها ویترین و معیار و استاندارد فوتبال است و همه باید برای رسیدن به آن سقف تلاش کنند. 

لحظات، سکانس‌ها و قاب‌های خاطره‌انگیزی از این مقطع فوتبالی ثبت شد.

مسی از بارسا رفت و تکه ای از قلب فوتبالی‌ها کنده شد. هر آمدنی رفتنی دارد و هر سلامی خداحافظی‌ای...

به قول مازیار فلاحی که در یکی از آهنگ‌هایش می‌خواند: واسه تنها شدن آماده نیستم...

برای دیدن بارسای بدون مسی آماده نبودیم، نه آماده نبودیم، نه هرگز...