امشب دوستان پرسپولیسی حسابی از خجالت ما درآمدند. هرچند این کل کل فوتبالی‌ست و طبیعی است. جاهایی هم تلافی چند بار کل کل دوستان استقلالی که سر بازی حذفی سر به سرشان گذاشته بودند در آوردند. من هم این کل کل ها رو می‌خوانم و می‌خندم. هرچند بعضی کل کل ها ، حرص درآر هستند. اما بی‌ خیال، فوتبال و هواداری همینه. اما گاهی بین همین کل کل های رقیب، می‌شود چیزهایی را شنید که حقیقت محض است. گاهی سر کل کل بازیکنی را به رخ می‌کشیم که اصلا در حد و اندازه‌ی جایگاهش نیست. یا از بازیکنی یاغی چنان استقبالی می‌شود که یادمان می‌رود همین بازیکن در تیم رقیب هم درجه یک نبود. این کل کل های بیهوده و گاهی بامزه، فقط باعث درد بیشتر برای من هواداری می‌شود که بیش از یکسال، در این جامعه‌ی کرونازده و پر از تنش و تعصبات جنسیتی، دلخوشیم فوتبال بوده و دیدن بازی‌های تیم محبوبم استقلال. پایان ماجرا برای من تلخ تمام شد. خیلی تلخ. اما حالا با تیمم قهر نمی‌کنم، اما، برایش کف هم نمی‌زنم. نگاهش می‌کنم، تا روزی که فارغ از همه‌ی تبعیض‌ها و جنگ‌ها و بسیاری چیزهای دیگر، جنگید. من از استقلال، جنگ می‌خواهم، نه جنگ‌های حاشیه‌ای و اینستاگرامی، گیتار به رخ کشیدن و عدد و بازی‌های مجازی به درد من هوادار نمی‌خورد. بازی را در زمین ببرید. بجنگید تا دوباره محبوب شوید. تا آن روز منتظر می‌مانم.