|
استنلی میلگرم یک روانشناس اهل ایالات متحده آمریکا بود. از مهم ترین دلایل شهرت او در دنیای روانشناسی را، میتوان به انجام آزمایش میلگرم اشاره کرد. استنلی میلگرم در ژوئیه سال 1961 و درست سه ماه بعد از شروع دادگاه آدولف آیشمان،سرهنگ نازی،تصمیم به انجام آزمایشی خاص گرفت. میلگرم آزمایشش را جهت پاسخ به این سوال بغرنج حقوقدانان و جرمشناسان طراحی کرده بود که آیا همه افسران و سربازان نازی گناهکار بوده اند یا اینکه شهروندانی عادی هستند و تنها از دستورات پیشوا(هیتلر) پیروی می کردند؟ به افرادی که داوطلب آزمایش بودند، گفته میشد که هدف از این آزمایش،تحقیق در مورد حافظه و یادگیری در شرایط متفاوت است و اینکه آیا شوک الکتریکی باعث بهبود یادگیری میشود یا نه. داوطلب به یک اتاقی برده میشد که در آن فردی حضور داشت که خودش را دانشمند و محقق طرح جا میزد، در اتاقی دیگر که با یک دیوار حائل از آن ها جدا میشد، فرد دیگری بود (یادگیرنده) که تظاهر میشد، شخصی است که آزمایش های مربوط به یادگیری بر روی او در حال انجام است.
|
|
داوطلب به یادگیرنده اعلام میکند که در مقابل هر پاسخ غلط ، یادگیرنده را با شوک الکتریکی جریمه خواهد کرد و شدت این شوک هر بار بیشتر از بار قبل خواهد بود! در شوک 180 ولتی یادگیرنده فریاد می کشید << من دیگر نمیتوانم درد را تحمل کنم>> و در شوک الکتریکی 270 ولتی عکس العمل یادگیرنده تنها یک جیغ وحشتناک است. با بالا رفتن میزان شوک ، یادگیرنده به دیوار حائل میکوبد و التماس میکند که بیماری قلبی دارم و به او شوک وارد نکند. البته درواقع این شوک ها وارد نمیشد، و تمام آن صداها فیک و جعلی بودند و هیچ کسی در پشت آن دیوار حائل نبود، و فقط داوطلب و دانشمند طرح در اتاق حضور داشتند. ولی داوطلب از این موضوع خبر نداشت که کسی پشت آن دیوار ها نیست... اگر داوطلب از دادن شوک خودداری میکرد دانشمند یا محقق طرح او را به ادامه ی شکنجه ترغیب می کرد و به آنها میگفت که مسئولیتی متوجه آنها نخواهد شد و این کارشان پیگرد قانونی نخواهد داشت و اقدامشان برای یک هدف والا و کمک به پیشرفت علم است.
پیش از انجام این آزمایش، میلگرم از دانشجویان روانشناسی دانشگاه ییل برای پیش بینی رفتار 100 داوطلب این آزمایش نظرخواهی کرد. همه باور داشتند که تنها 1 درصد از داوطلبین آماده اعمال شوک مرگبار 450 ولت هستند. اما حقیقت تلخ و ترسناک بود... در نخستین سری از آزمایش های میلگرام، 65 درصد از شرکت کنندگان حاضر شدند به دیگران شوک 450 ولتی وارد کنند!! با اینکه بعضی از داوطلب ها شدیدا مضطرب شده بودند، ولی نمی توانستند اقتدار و مقام علمی پژوهنده (پروفسور روانشناسی) را رد کنند و به او اعتماد میکردند. |
| با توجه به مطالب گفته شده میتوان وجود 4 شرط را برای شست و شوی مغزی و وادار کردن افراد به خشونتهای سیستمی برشمرد: |
|---|
| 1- وجود شخص مافوق و مقتدر:
چنین شخصی ابتدا با دروغ و فریب اعتماد افراد را جلب میکند و سپس با تغییر رویه، تفکرات منفی و شر خود را پیاده میکند. چنین امری هم در گروه های سیاسی(مانند استالین و سایر دولتهای کمونیستی) و هم در گروه های مذهبی دیده میشود. مانند جیم جونز¹و هچنین اشو عارف مشهور هندی²... |
| 2 - عدم مسئولیت برای مرتکب:
در آزمایش میلگرم دیدیم که محققان به داوطلبان میگفتند، هیچ مسئولیت و یا مجازات قانونی در انتظار آنها نبوده و برای همین با خیال راحت شکنجه را ادامه میدادند! |
| 3- وعده رسیدن به یک هدف والا:
به افراد گفته میشود که هر اقدامی، هرچقدر هم خشن، برای رسیدن به یک هدف بزرگ تر لازم است. در آزمایش میلگرم به داوطلبین گفته میشد که خشونتهای آنها در اخر موجب پیشرفت علم خواهد شد. ساختن یک هدف والا برای افراد مشغول در واحد 731 ژاپن³ ، داعش ، آلمان نازی و شوروی نیز مشاهده میشود برای مثال به داعشی هایی که دست به چنین جنایت هایی میزنند وعده-ی بهشت و پاکسازی دنیا از آدم های بد داده میشود.
|
| 4- پایین آوردن درجه انسانیت و گرفتن هویت شخصی:
هرچقدر صفات انسانی از شخص گرفته شود، حس همدردی و همزاد پنداری سخت تر و آسیب زدن به بقیه برای او راحت تر میشود. برای مثال رادیو ملی رواندا در 1994، قوم توتسی را سوسک و حشراتی خائن و جاسوس میخواند و قوم هوتو را تشویق به نسل کشی علیه توتسی ها می کرد. برای همین است که حکومتهای مختلف در طول تاریخ همواره مخالفان خود را با القابی همچون فاشیست ، جاسوس ، مخل امنیت ، تروریست و ... معرفی میکردند. مثلا حاکمان غربی مردم خاورمیانه را تروریست خطاب میکنند به همین علت مردم کشورهای غربی کمترین دلسوزی را نسبت به مردم خاورمیانه دارند.
___________________________________________________ پانویس ها 1- جیم جونز: یک رهبر آیینی است که معتقد بود با درک اراده خداوند، کمونسیم نظم اجتماعی درستی است. او به خاطر خودکشی دسته جمعی 918 نفر در جونز تاون گویانا و نیز مرگ لئون رایان معروف است. 2- اشو: اشو عارف، فیلسوف، استاد دانشگاه هندی و رهبر جنبش راجنیش بود و در این جنبشی که او به پا کرد بسیاری از افراد بر اثر حمله بیوترور کشته شدند. 3- واحد 731 ژاپن: یک واحد محرمانه ی تحقیقات و توسعه ی سلاح های میکروبی و شیمیایی در ارتش امپراتوری ژاپن بود که آزمایش های مرگباری را بر روی افراد زنده در جنگ دوم چین و ژاپن و در دوران جنگ جهانی دوم انجام داد. |
|
خب برویم سراغ بخش دوم و بررسی های بیشتر راجب اینکه چگونه یک انسان عادی دست به خشونت میزند در این بخش قصد داریم آزمایش زندان استنفورد را بررسی کنیم که یکی از معروف ترین و خطرناک ترین آزمایش های روانشناسی است که هر 4 معیار بخش اول به نحوی در آن مشاهده میشود. در این آزمایش به سرپرستی دکتر فیلیپ زیمباردو در دانشگاه استنفورد در سال 1971 انجام شد، چندین دانشجوی سالم از نظر روانی به صورت آزمایشی نقش های زندانی و زندانبان را پذیرفتند. خصوصیات این افراد چنین بود: همه ی آنها دانشجو بودند، سفیدپوست بودند، از طبقه متوسط بودند، از لحاظ عقلی بالغ بودند، از لحاظ هیجانی با ثبات بودند، اخلاق و رفتار نرمالی داشتند و باهوش بودند. هیچ یک از آنها سابقه زندان نداشت و شهروندانی کاملا عادی بودند. همه آنها نیز به اصول و ارزشهای اخلاقی مشابهی پایبند بودند.
در این آزمایش زندانی ها دیگر اسمی نداشتند و آنهارا با شماره صدا می کردند. (از بین بردن هویت انسانی) به زندانبان ها عینک های آینه ای داده شد تا از <<تماس چشمی>> و ارتباط عاطفی ممانعت شود. زیمباردو، به عنوان سرپرست زندان و فرمانده، به نگهبانان گفت:<< شما از جانب من مجوز دارید تا در زندان احساس ترس ایجاد کنید. می توانید این احساس را در آن ها به وجود آورید که زندگی آن ها کاملا تحت کنترل ماست، تحت کنترل سیستم ، شما، و من است. باید آنهارا متوجه کنید که هیچگونه حریم شخصی ندارند.>> (عدم وجود مسئولیت و کیفر برای زندانبانها) روز اول حادثه اتفاق خاصی نیفتاد، اما روز دوم... از روز دوم نگهبانان از تنبیه بدنی استفاده کردند. اوضاع بهداشتی به سرعت وخیم شد و هنگامی بدتر شد که نگهبانان به بعضی زندانیان اجازه ندادند که ادرار یا مدفوع کنند! نگهبانان برای تنبیه زندانی ها، تشک هایشان را میگرفتند، و آن ها مجبور می شدند روی کف سیمانی بخوابند. بعضی زندانیان را مجبور کردند تا چند ساعت برهنه بمانند. با ادامه ی آزمایش، چند تن از نگهبانان که همگی افراد عادی بودند، به طرز فزاینده ای خشن و بیرحم شدند. آزمایش به خاطر ترس از کنترل خارج شدن وضعیت بعد از 6 روز متوقف شد.
|
|
شاید بد نیست بدانید که پروفسور زیمباردو در 5 خرداد 1395 راجع به مفهوم روانشناختی زمان و انواع دسته بندی های آن در اولین همایش کاربردهای روانشناسی اجتماعی در شیراز سخنرانی کرد. او در این سخنرانی شوخ طبع، سرزنده، پرانرژی و مسلط بود و این احساسات را به حاضرین در همایش هم منتقل کرد. از جنبه ی علمی مطالبی مهم جامع و کاربردی را ارائه کرد. |
|---|
|
دکتر میلگرم در مقاله ای با عنوان "خطرات سر سپاری" نوشت: << من در آزمایش های خود نشان دادم که یک انسان عادی حاضر است صرفا به خاطر دستور یک دانشمند پیش پا افتاده ، انسان دیگری را تا حد مرگ عذاب دهد. جیغ های شخص شکنجه شونده هیچ اثری بر وجدان او ندارد. انسان ها دوست دارند وقتی دستوری به آنها داده میشود تا اخر آن را عملی کنند.>> |
| سخن پایانی |
|---|
|
آزمایش زندان استنفورد را در گوشه ای از ذهنمان زنده نگه داریم و حواس مان باشد که قرار گرفتن ما در موضع قدرت میتواند ما را از اصل انسانی خویش دور کند. یادمان باشد که در آزمایش میلگرم 35 درصد دواطلبین، حاضر به همراهی با خشونت نشدند. پس میتوان با آگاهی از این قبیل فریب ها ، جلوی سواستفاده دیگران و بیدار شدن خوی ضدانسانی و خشن خود را بگیریم. |

همچنین در سال 2015 فیلمی در رابطه با آزمایش پروفسور زیمباردو ساخته شد با نام (The Stanford Prison Experiment)
دانلود فیلم با کیفیت 720p:
https://dl1.asrmovie.com/Archives/Film/The-Stanford-Prison-Experiment/The-Stanford-Prison-Experiment-720.mp4
دانلود زیرنویس فیلم:
https://dl1.asrmovie.com/Archives/Film/The-Stanford-Prison-Experiment/The-Stanford-Prison-Experiment.srt









