حمله آتیلا به ایران بهار سال 441 میلادی - هون ها ائتلاف عشایر ترک و مغول و بعضا آلان ها بودند. حاکم بی رحم "هون‌ها" آتیلا پس از سالها غارت و ویرانگری در اروپا و به زانو درآوردن امپراطورای روم غربی و شرقی تصمیم میگیرد با نیم میلیون هون به ایران بتازد اما نمی‌داند که پلیس مخفی ارتش ساسانی لحظه به لحظه تحرکات او را زیر نظر دارد.

به دستور شاهنشاه ایرانشهر "یزدگرد دوم" پسر "بهرام گور" ارتش ساسانی در کوه‌های قفقاز پنهان می‌شود به طوری که از دشت های بی آب و علف تا علفزارها و جنگل و کوهستان در یک خط دفاع چندصد کیلومتری آمده پذیرایی از آتیلای هون است.

هون‌ها آرام در حال پیشروی بودند که ناگهان با گلوله های آتشین منجنیق های ارتش ایران مواجه می شوند و از دشت وصحرا و کوهستان سواره نظام سنگین به سمت ارتش آتیلا حمله می‌کند. هزاران نیروی ارتش شاهنشاهی با اسلحه های کارآمد و فیل‌های جنگی زمین را از خون مهاجمان به ایران زمین سرخ می‌کنند. این در حالیست که اروپایی ها به او لقب تازیانه خداوند داده بودند و به او خراج میدادند.

در مورد این حماسه ای که تاریخ، آن را نادیده گرفته مورخان رومی چنین می‌گویند: «آتیلا بسیار تلاش نمود تا وارد ایرانشهر شود اما ارتش ساسانی چنان گوشمالی ای به او و لشکرش داد که خیال حمله دوباره به ایران را برای همیشه به فراموشی سپرد.»