مقدمه

مردی که بیشتر از اسنوپ داگ دهه 90 ، طلا به گردن خود انداخته است آرامشی دارد که نشان می دهد چیز های بیشتری برای درخشش وجود دارد. در پشت این همه تعریف و تمجید از او که کلمات از بیان آن قاصر اند این رهبری اوست که اغلب نادیده گرفته می شود. ژاوی به جای بلند کردن صدایش، بازی خود را بالا برد ، منبع اکسیژن ابدی تیم بارسا می تواند به این که بهترین است افتخار کند ،او برای کارش هیچ وقت به بازوبند احتیاج نداشت، در کنار ستاره ها مانند یک ابر نو اختر در مرکز کهشکشان می درخشید  و هم تیمی هایش حول محور گرانشی او می چرخیدند. او عضوی جدانشدنی، از نسل طلایی بارسا بود.

در فیلم پرستیژ ، نولان داستانش را بر پایه سه مرحله از یک ترفند جادویی که توسط ریکی جی مطرح شده پایه گذاری می کند:

جی می گوید: "جادو همه چیز در ساختار آن است.شما باید بیننده را از حالت عادی به حالت شگفت زده برسانید " سفر ژاوی از یک نوآموز فوتبال به رهبری بارسلونا چنین مسیری را طی می کند چیزی شبیه یک جادو.

سوگند

در 23 آوریل 2008 ، بارسلونا در نیمه نهایی لیگ قهرمانان میزبان منچستریونایتد بود در آن بازی ژاوی از ابتدا بازوبند را به بازو بسته بود. او در کنار دکو و یحیی توره ، خط میان بارسا را تشکیل می داد. اگر چه بارسلونا آن رقابت را از دست داد و نتوانست به فینال راه پیدا کند ، اما ژاوی در همان شب به عنوان جایگزینی مطمئن برای کارلوس پویول بزرگ مطرح شد. جانشینی که می توانست همان وظایف مراقبت را انجام دهد ، یک نایب کامل برای بازی زیبا.

تابستان پس از پایان آن فصل ژاوی در فکر انتقال به بایرن مونیخ بود  یک ارتداد با نگاه به گذشته ،این لحظه مهمی در آینده او و بارسلونا است.

ژاوی در مصاحبه با موندو دپورتیوو:

"رفتن به بایرن جدی بود ، حتی جلسه ای با مربی بایرن برگزار شد. اما پپ مرا گرفت و به من گفت که نمی توانی بروی ، جیزی که او برای باشگاه در نظر داشت بر محور گروهی از بازیکنان خاص بود که نمی توانستند آنجا را ترک کنند. "

مسی ممکن است تمجیدها را از آن خود کند ، اما ژاوی دندانه کشنده بارسلونا بود. او سوگند خورد و به آن پایبند ماند تا دوره ای از موفقیت لجام گسیخته را برای بارسلونا رقم بزند. او در فصل 2010/11 در 15 بازی بازوبند کاپیتانی بارسا را به بازو بست، کاتالان ها در انتهای آن فصل چهارمین قهرمانی خود در اروپا را جشن گرفتند و  ژاوی میراثش بیش از پیش ارزشمند کرد.

پیوند ناگسستنی ژاوی و اینیستا در خط میانی بارسلونا بسیار هیجان انگیز بود ، آن ها بازی و تصمیمات یکدیگر را مرحله به مرحله درک می کردند و توانستند سال ها در کنار هم به موفقیت برسند. با وجود همه این درخشش ها در کنار هم، شما می توانید هر هافبکی را در کنار ژاوی قرار بدهید تا تاثیری که حضور محض او بر روند بازی می گذارد مشاهده کنید.

 

پپ گواردیولا:

"او آماتورترین و در عین حال حرفه ای ترین بازیکنی است که من می شناسم ، عشق او به فوتبال به حدی است که وقتی فوتبال بازی نمی کند ، فوتبال تماشا می کند "

نقطه عطف

او فقط سه بار در فصل 2008/09 بازوبند را به بازو بست، اما تأثیرش در بازی بیشتر از همیشه نمایان بود. او در آن زمان به همراه بوسکتس که به تازگی به تیم اضافه شده بود، میانه زمین را در اختیار گرفته بود تا سایر بازیکنان بتوانند بهترین عملکرد خود را به نمایش بگذارند.

هنگامی که فرامین پویول در خط دفاعی به پایان می رسید این ژاوی بود که کنترل بقیه زمین را آغاز می کرد. 24 پاس گل ژاوی در فصل منتهی به سه گانه بارسا تنها نوک کوه یخ عملکرد بی نظیر او بود، که نمایان شد یک سال بعد او به همراه اسپانیا فاتح جام جهانی شد تا ویترین افتخاراتش کامل شود.

خروج گواردیولا اما آرامشی را در تیم کاتالان به همراه داشت اثر گذاری پویول رو به کاهش بود و بارسا نمی توانست به هدف والایی که برای خود در نظر گرفته بود دست پیدا کند با این حال ژاوی بهترین عملکرد خود را به نمایش می گذاشت. نه ژاوی و نه بارسلونا از قله سقوط نکرده بودند اما این حس وجود داشت که راه را گم کرده اند.

اعتبار و جایگاه

ژاوی پس از حذف دردناک در مرحله گروهی جام جهانی 2014 ، نزدیک بود اعلام بازنشستگی کند ، تصمیمی که به گفته او: "به خوبی مورد بررسی قرار گرفته بود".

با این حال ، تقریباً مانند سال 2008 ، هم تیمی ها و لوییز انریکه نظر او را تغییر دادند. اما این بار ، دیگر پویول در تیم نبود تا تیم را هدایت کند ، برای جلوگیری از خلا قدرت انریکه تصمیم انتخاب رهبر تیم را بر عهده بازیکنان گذاشت و آن ها ژاوی ، اینیستا ، مسی و بوسکتس را به عنوان کاپیتان انتخاب کردند.

با وجود این که اینیستا ، راکیتیچ و بوسکتس سه هافبک اصلی بارسلونا برای شروع بازی بودند ، این ژاوی با تجربه بود که بیش از پیش به چشم می آمد. در 22 بازی که ژاوی رهبری تیم را به عهده داشت بارسلونا تنها در 2 بازی طعم شکست را چشید و در 20 بازی دیگر پیروز شد.

در آن فصل به نظر می رسید که پاهای ژاوی مثل گذشته نیست ، او آنچه را که در سرعت نداشت ، با دقت جبران می کرد. دوران بازی او در حال تمام شدن بود با این حال او تیم را مثل یک ساعت تازه تعمیر منسجم نگه داشت. به همین دلیل است که تاثیر او هیچ گاه فراموش نخواهد شد ، هیچ گل یا لحظه حساسی وجود نداشت که بر روی آن اثر نگذاشته باشد ، همیشه عالی بود هر زمان که در بازی بود برای هم تیمی های خود موقعیت می ساخت ، قهرمانی بارسا در آن سال را می توان گواهی برای این ادعا دانست ،این قهرمانی، چهارمین تاجگذاری ژاوی در اروپا بود ،یک پایان زیبا برای دورانش در بارسلونا ، رهبری آرام که بازیکنان زیادی با الگوبرداری از اون توانستند مهارت خود را ارتقا دهند.

به سختی می توانید به موردی اشاره کنید که او در بازی گردن کشی کرده باشد ، به ندرت او به سمت داور می دوید تا اعتراضی انجام دهد او معنای جدیدی از یک رهبر یا کاپیتان را به نمایش گذاشت. هم تیمی سابق او گایزکا مندیتا بهترین توصیف را برای شماره 6 افسانه ای بارسا بیان کرد.

گایزکا مندیتا:

"او هنگامی که مسئولیت رختکن را بر عهده گرفت تمام مسائل را زیر نظر داشت. او در بارسا با همه درگیر بود ، از مسی گرفته تا تیم جوانان. او همه را می شناخت ، نه فقط تیم اول بلکه تیم B ، جوانان - او همه چیز در مورد آنها را می داند. او پس از حضورش در قطر،  روزی به عنوان سرمربی یا مدیر به بارسلونا بر می گردد. "

ژاوی بازیکنی بود که محدود به آمار نبود او مانند ساعتی بود که همیشه زمان درست را به شما می گوید کسی بود که همیشه می توانستیم به او تکیه کنیم. مردی که بیش از یک رهبر بود او یک جادو بود بدون ترفند.