علی محمدپور

 

اختصاصی طرفداری - در بازی هفته گذشته دو تیم رئال مادرید و بورسیا دورتموند، در چارچوب مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا که در ورزشگاه سانتیاگو بربنابئو برگزار شد، تیم یورگن کلوپ با ضد تاکتیکی بسیار سنجیده، توانست حداقل امتیاز را در خانه رئال مادرید کسب کند.

 بازیکنانی که در این بازی برای تیم دورتموند به میدان رفتند، همان مردان همیشگی و انتخاب اول کلوپ بودند که ذهنیتی همیشگی در سبک بازی آنان در ذهن بیننده به وجود می‌آورد. برای باز کردن هرچه بهتر نقشه بازی دورتموند در آن بازی، بهتر است به دو بازی عقب‌تر برگردیم، جایی که دورتموند در ورزشگاه الاتحاد شهر منچستر، میهمان تیم منچسترسیتی بود.

دورتموند در بازی برابر سیتی به تمام بازیکنان اصلی و البته جوان خود میدان داد، جایی که کلوپ سرعت و قدرت و نیروی جوانی بندر را به تجربه و میدان‌داری سباستين کل ترجیح داد، تنها به یک دلیل روشن: سیتی در فاز حمله و در فاز دفاع تیمی فاقد سرعت کافیست ولی در فاز ضد حمله، تیمی‌ است خطرناک.

در اینجا یک اما ی بزرگ نمود می‌کرد: سیتی محکوم به برد در برابر دورتموند است، پس عقب نمی‌نشیند تا شاهد باز شدن دروازه خود باشد، چرا که گل زدن به تیمی که در دفاع گروهی بسیار قدرتمند است، بسیار سخت و حتی نشدنی است.

بازی سیتی و دورتموند اکثرا در یک سوم میانی زمین در جریان بود، چرا که سیتی در سرعت دادن به پاس‌ها و طراحی حملات بسیار کند‌تر از حریف خود بود و همین موضوع باعث می‌شد که بازیکنان دورتموند، ساده‌تر و سریع‌تر قادر به بستن فضا باشند و تیم سیتی را در همان یک سوم میانی قفل کنند که تله‌های آفساید خط تدافعی دورتموند که در چند متر جلوتر از باکس 18 قدم بود، دلیلی واضح بر گفته‌های ما است.

بستن مناطق خطرناک و کشیدن بازی به یک سوم میانی، به طبع پیوستن کمپانی و زوج جوان خط تدافعی‌اش را به حملات بیشتر تحریک می‌کرد که در اینجا سیتی بیشتر و بیشتر دامنه حملات بی‌هدف خود را گسترش می‌داد، در صورتی که در اکثر مواقع این حملات پرتعداد تنها به پشت باکس 18 حریف کشیده می‌شد. در ادامه، دورتموند پس از تصاحب توپ با ارسال پاس های بلند که بیشتر توسط دوئانگن و هوملز صورت می‌گرفت، طراحی ضد حملات خود را آغاز می‌کرد که در آن بازی با چندین موقعیت خطرناک و جا ماندن مدافعین سیتی همراه شد.

از عمده حرکات دورتموند در آن بازی، توپ ربائي در همان یک سوم میانی و طراحی حملات با پاس‌های کوتاه در پشت هجده سیتی بود که موقعیت‌های خطرناک بسیاری را برای تیم دورتموند خلق کرد. در هر دو نقشه بازی دورتموند در بازی برابر سیتی، یک مساله نمود می‌کرد که نداشتن سرعت کافی در بازیسازی بود که قبل‌تر به آن اشاره کردیم.

اما در اغلب حرکاتی که دورتموند مغلوب تیم سیتی می‌شد، سرعت انفرادی بازیکنانی همچون آگوئرو و کلیشی و همکاری این دو بازیکن با نصری بود که ضعف بزرگ این تیم برابر تیم‌های سرعتی را نشان می‌دهد. بنابراین دورتموند یا باید دست‌ها را به نشانه تسلیم برابر رئال بالا می‌برد یا یک ضد تاکتیک برابر سرعت بالای این تیم، چه در ضد حملات و چه در طراحی حملات و بازگشت به دفاع در پیش می‌گرفت.

بنابراین سه گزینه در برابر کلوپ قرار می‌گرفت:

1 - نقشه بازی‌ای همانند بازی برابر سیتی

2 - دفاع و ضد حمله

3 - خنثی کردن عناصر سرعتی تیم رئال

گرفتن امتیاز برابر رئال در خانه‌ این حریف اسپانیایی، آن هم با داشتن بازیکنانی جوان، با اجرای نقشه بازی شماره 1 و 2 کمی سخت یا حتی نشدنی به نظر می‌رسید. بنابراین، بهترین انتخاب گزینه شماره 3 است.

رئال با داشتن بازیکنانی چون دی‌ماریا، رونالدو، هیگواین، مودریچ، اوزیل و آلونسو در فاز هجومی و مخصوصا فاز طراحی حملات، سرعت بسیار بالایی خواهد داشت. بنابراین خنثی کردن دو یار کناری یعنی رونالدو و دی‌ماریا با اینکه می تواند حرکات در عرض و طول این دو بازیکن را خنثی کند، ولی کافی نخواهد بود پس او به گروبرتز و رئوس وظایفی سخت و جدید داد که حملات رئال را تحت شعاع قرار می‌داد.

نقشه بازي آنها این بود که دو مدافع کناری یعنی شملزر و پیشژک اجازه حرکات هجومی را مگر در صورتی که تیم کاملا در فاز حمله است ندارند و در آن سو، گروبرتز و رئوس ضمن کمک به این دو مدافع کناری، در صورت به جلو کشیدن راموس و آربلوآ باید این دو بازیکن را نیز مهار کنند، پس باید گفت این دو وینگر هجومی در بازی برابر رئال تبدیل به دو وینگر تدافعی شدند که وظایف سنگینی را بر عهده داشتند.

از دیگر تصمیمات کلوپ نزدیک‌تر کردن گوتزه به لواندوفسکی بود تا در صورت پاس عمقی یا ارسال دروازه بان، بتواند نزدیک‌ترین بازیکن به لواندوفسکی برای دریافت توپی باشد که این مهاجم بلند قامت آن‌ را با ضربه سر برای بازیکنان خودی ارسال می کند، تا بتواند با دریافت توپ‌ها طراحی ضد حملات را به بهترین شکل، با اضافه شدن رئوس و گروبرتز انجام دهد.

 

اما داستان بازی در خط میانی دو تیم چه بود؟ همانطور که گفتیم گوتزه با نزدیک‌تر شدن به لواندوفسکی خط میانی را بیشتر تنها گذاشت، بنابراین تصمیم کلوپ مبنی بر دادن وظایف بیشتر به رئوس و گروبرتز کاملا در راستای تصمیمات زنجیره‌ای این مربی بود تا بتواند خط میانی را با 4 بازیکن ببندد.

از سوی دیگر، اضافه شدن گوتزه به خط تهاجمی باعث می‌شد که په‌په و واران کمتر به فکر نفوذ برای کمک به خط هافبک تیم خود باشند که این امر وسواس تدریجی خط میانی و مدافعین کناری رئال را به وجود می‌آورد، چرا که تقابل 2 به 2 در محوطه 18 قدم یا پشت آن، تقابل بسیار ناعادلا‌نه‌ای است پس این امر موجبات دو دل شدن خط میانی رئال درباره هجوم مطلق را فراهم می‌کرد.

تنها تصمیم درست در این مورد می‌توانست حضور اسین یا خدیرا به جای آلونسو باشد، چرا که مودریچ و آلونسو هافبک‌های شبیه به یکدیگر هستند با این تفاوت که مودریچ هافبک پویا‌تر و چالاک‌تری است که توان دریبلیگ و نفوذ بالایی دارد و در آن سو، ژابی آلونسو حتی در صورت پوشش دادن فضای خالی شده توسط مودریچ، باز هم نمی تواند به کار دفاعی تیم در تقابل 2 بر 2 مدافعین تیمش در مقابل مهاجمین حریف، کمک شایانی کند و در سوی دیگر رئال نیاز به زدن گل داشت و دورتموند نیازی به باز کردن دروازه حریف نداشت، پس رئال مجبور بود مالکیت توپی را که دورتموند در اختیارش می گذارد را قبول کند، پس در این حالت پاس های قطری آلونسو دردی از این تیم دوا نمی‌کرد و رئال نیاز به یک بازیکن نفوذی بیشتر داشت که بتواند به اوزیل کمک بیشتری در طراحی حملات، در عمق دفاع حریف برساند.

اما تصمیم این بود: کشیدن مودریچ به بیرون و آوردن اسین به داخل زمین.

این حرکت تنها خیال مورینیو را تا حد زیادی از بابت ارسال‌های بلند حریف و ضربه پذیری تیمش در ضد حملات راحت کرد تا تیمش بتواند با خیال راحت به حملات خود بپردازد، ولی تنها بودن اوزیل در میانه میدان، دردی از این تیم دوا نکرد تا رئال با یک ضربه ایستگاهی در خانه خود در دقیقه 90 بازی به تساوی دست پیدا کند.

مورینيو با تعویض اسین به جای مودریچ، حفره بزرگی میان اوزیل و خط میانی خود قرار داد چرا که خط میانی دورتموند از 4 بازیکن تشکیل شده بود که در آخر با آمدن بندر، پرسیچ و لیتر که هر سه هافبک‌های میانی بودند، این حفره عمیق‌تر نیز شود و سنگینی ترازو، به سمت کلوپ برگردانده شود.

جدای بحث تاکتیکی‌ که کلوپ آن را اجرا کرد، باید به تاکتیک پذیری بالای بازیکنان جوان دورتموند نیز اشاره کنیم که شاید بالای 50 درصد موفقیت دورتموند در این بازی را وظیفه‌شناسی و مسئولیت‌پذیری این بازیکنان رقم زد.

 

مطالب ستون نویسندگان، تنها برگرفته شده از نظرات نویسندگان و تحلیل‌گران سایت طرفداری است.