دیشب ی خبری دادن که ....از دیشب همش به رفیقم فکر میکنم به این که اگه واکسن بود...

خانوادگی کرونا گرفتن ، دیروز ظهر مادرش فوت شد ، حال پدرش به شدت بده و هنوز بهش خبر ندادن ک زنت مرده و احتمال مرگ اونم هست و جالب همش پیگیر حال همسرشه و هربار میرفتن میدیدنش میگفت حالش چطوره و...

ی واکسن میخریدین مردم اینطوری بدبخت نمیکردین 

همش فکر میکنم پدرش از دست بده ! کی جوابگو !  کی میخواد این پسر اروم کنه ! میتونه برگرده به زندگی 

اصلا نمیتونم درک کنم اگه جاش بودم چیکار میکردم و..واقعا نمیدونم چطور با این قضیه کنار میاد

حتی جرات ندارم بهش زنگ بزنم یا به دیدنش برم ، تو گروه عکس پروفایلش سیاه کرد و... نه اینکه از کرونا بترسم و..نه اما نمیدونم چی باید بگم بهش 

برم بگم پدرت خوب میشه به اون فکر کن یا بگم خدا مادرت رحمت کنه

وقتی من اینطوری اشفته هستم خدا به داد اون برسه

هرچی فکر میکنم میبینم انصاریان حق داشت دعا کنه که قبل مادرش فوت کنه ! ادم روانی میشه