سلام و درود به دوستان.امیدوارم خوب باشین.تازه عضو شدم گفتم یه مطلب بذارم تا آشنا شیم.امیدوارم نظرات خوب بدیم و بدون توهین و انتقادپذیر باشیم.برای اینکه مطلب خالی نمونه هم یه شعر میذارم تا لذت ببرید.
این شعر از یک شاعر افغانی هم هست.
شام هرات گذشت باز شبم در بهار باغ تنت شکوفه بار شدم از شکوفهی بدنت بهار بود و تو و باده و شب و مهتاب تو مست باده و من مست بوسهی دهنت چمن به پای تو شعر زمرّدین میریخت نسیم راشت سخن با حریر پیرهنت فروغ صبح نشابور و نور شام هرات خجل ز پرتوی تابان بامداد تنت اگر به شهر بتان شاه دلبرانی تو شهیر کرد در آن شهر،شعر های منت بلوغ رشک کشد در کویر وسوسهام خدانکرده اگر با خدا بود سخنت به باغ خاطر من صد بهار سبز شگفت از آن سپیده که رفتی،به شوق آمدنت ۱۳۶۹/۸/۲۹



