سلام دوستان در ادامه ی قسمت دوم پنجشنبه های سینمایی میخواییم یک فیلم جنایی خوش ساخت اثر دیوید کراننبرگ رو بهتون معرفی کنیم امیدوارم که لذت ببرید 

                               مشخصات

کارگردان : دیوید کراننبرگ 

بازیگران : ویگو مورتنسن ، ونسان کسل ، نائومی واتس ، آرمین مولر اشتال

جوایز : نامزد بهترین بازیگر نقش اول مرد 

imdb : 7.8

Metacritic : 82

Rotten tomatoes : 89

                                     خلاصه داستان 

دختری باردار در یک داروخانه دچار خونریزی شده و به بیمارستان منتقل می‌شود. مامایی با اصالت روسی به نام آنا موفق می‌شود فرزند او را به دنیا بیاورد اما مادر بچه می‌میرد. آنا دفترچه خاطرات مادر او را که به زبان روسی است نزد خود نگه می‌دارد ...

                                 نقد فیلم 

وعده‌های شرقی » ( Eastern Promises ) آخرین تلاش از سوی فیلم‌ساز مطرح و شناخته‌شده یعنی « دیوید کراننبرگ » است، کسی که آثار اخیرش او را از یک نماد سینمای کالت و کمتر شناخته‌شده به سوی فردی در سینمای جریان اصلی سوق داده اند. « وعده‌های شرقی » ملغمه‌ای از کلیشه‌های مرتبط با گروه‌های خلافکاری و مافیایی است که گاها تبدیل به چیزی خسته‌کننده و ملال‌آور می‌شود. به آن دو سکانس « کراننبرگ »ای، فیلم جان ندارد و در جایی تمام می‌شود که به نظر آن را ناتمام رها می‌کند. به شخصه این ایراد را به خیلی از فیلم‌های این فستیوال گرفته‌ام که بیش از حد نیاز طولانی‌اند؛ « وعده‌های شرقی » احتمالا فیلم بسیار بهتری می‌شد اگر که ۱۵ یا ۲۰ دقیقه‌ای دیگر به انتهای آن اضافه می‌شد تا بتواند آن پایان بر خلاف نقطه‌ی اوجش را تغییر بدهد.

نائومی واتس » در نقش آنا حضور دارد، یک ماما در بیمارستانی در شهر لندن. پس از به دنیا آوردن فرزندی که مادر بدشانسش را به هنگام زایمان از دست می‌دهد، « آنا » به دنبال یافتن خانواده‌ی این بچه می‌رود. این تلاش و جست‌ و جو به صورت غیرمنتظره‌ای او را به ارتباط با مافیای روسی می‌رساند که رئيس‌شان به نام « سیمون » ( آرمین مولر استال )، فردی صاحب یک رستوران است. او فرزندی ترسناک و چندش‌آور ( با بازی « وینسنت کسل ) هم دارد. آن‌ها تظاهر به این می‌کنند که قرار است رفتار خوبی با آن دختر داشته باشند اما هدف‌شان در واقع این است که دفترچه‌ی خاطراتی که در دست مادر بود را به دست بیاورند. برای انجام کار کثیف‌شان، آن‌ها « نیکولای » ( با بازی ویگو مورتنسن ) را استفاده می‌کنند، کسی که شغل اصلی‌ش رانندگی برای « سایمون » است اما در عین حال به عنوان « نعش‌کش » هم از وی یاد می‌شود. « نیکولای » هم رازهای خودش را دارد که یکی از آن‌ها علاقه برای به زیر کشیدن « سیمون » و تبدیل شدن به سرکرده‌ی مافیای روسی در لندن است.

وعده‌های شرقی » بر روی دو داستان اصلی تمرکز دارد که هیچ‌کدام تازه و بدیع نیستند. اولی  درباره‌ی « آنا » و تلاش وسواس‌گونه‌ی او در جهت پیدا کردن خانواده‌ای برای آن فرزند بی‌مادر است. در ادامه‌ی داستان ما متوجه می‌شویم که او خود فرزندی را از دست داده است و به همین خاطر حالت مادرگونه‌ای برای آن بچه حس می‌کند. پس از آن هم با عنصر جنایی‌گونه‌ی داستان طرف هستیم که بین گنگسترها در جریان است تا اینکه ببینند در نهایت چه کسی رهبر خواهد شد. پیچش داستانی شگفت‌زده‌کننده ( که برای برخی از بینندگان اصلا هم شوکه‌کننده نخواهد بود ) بیش از اینکه مسائلی را حل کند بیشتر مشکل می‌سازد و بخشی از حس ناتمام بودن پایان اثر را هم این بخش خلق می‌کند

وقتی که بحث از خشونت و خونریزی باشد، « کراننبرگ » دو برابر بهتر از همیشه عمل می‌کند. فیلم با یکی از صحنه‌های آشنا آغاز می‌شوند، جایی که گلوی یک مرد وقتی که بر روی صندلی یک آرایشگر قرار دارد بریده می‌شود ( شاید این صحنه شما را تشویق کند که انعام خوبی بدهید). در جای دیگری از اثر هم صحنه‌ای با حضور « نیکولای » و دو اراذل وجود دارد. چیزی که این سکانس را جالب می‌کند این است که « ویگو مورتنسن » در طول این نبرد کاملا لخت است. « وعده‌های شرقی » یکی از آن معدود فیلم‌هایی است که در آن لخت بودن مردها چیز بسیار عادی‌ای است و « ویگو مورتنسن » کاملا با این مسئله راحت بوده و داشته و نداشته‌ی خود را به معرض نمایش گذاشته است. متاسفانه تنها همان دو سکانس قادر اند که به بیننده یادآوری کنند که در حال تماشای اثری از « دیوید کراننبرگ » است. بقیه‌ی محتوای اثر – من جمله‌ی تمام بخش‌های مرتبط با « آنا » قدیمی و ملال‌آور است. شاید کارگردان با ساخت « سوسابقه » ( The History of Violence ) استاندارد را بسیار بالا برد ( فیلمی که شاید نقص داشت اما در عین حال بی‌نظیر بود ) که دیگر با ساخت اثری مثل « وعده‌های شرقی » به هیچ‌وجه نمی‌توانست به آن نزدیک بشود اما اینکه او تا این اندازه سقوط کرده باشد دست کمی از جنایت ندارد.

به قلم : James beradinelli

                                        نکات دیگر در مورد فیلم

۱. ویگو مورتنسن برای ایفای نقش این شخصیت به سن پترزبورگ ، مسکو ، کوه های اورال در سیبری سفر کرد و در آنجا بدون مترجم ۵ روز در حال رانندگی بود او در آن مقطع خطوطی را به زبان های روسی ، اوکراینی آموخت 

۲. در کاور فیلم نوشته ای هست که ترجمه ی آن این است " هر گناهی یک اثر از خود بر جای می گذارد "

۳. یک روز پس از فیلمبرداری مورتنسن به میخانه ای رفت و در آنجا دو زوج را دید و استراق سمع کرد تا حرف های آن ها را بفهمد اما دید که آن دو زوج به خالکوبی های دست آن خیره شده بودند و فکر میکردن که او یک عضو واقعی vory v  zakon هست 

۴. نام کامل شخصیت مورتنسن نیکولای لوژین است که برگرفته از رمان دفاع لوژین است 

۵.  نائومی واتس مدتی را در بیمارستان ویتینگتون برای نقش مامایی گذراند

۶. در طول فیلم اعضای vory v zakon از اسلحه استفاده نکردند و دلیل آن این بود که کراننبرگ طی تحقیقاتی متوجه شد که اعضای آن از چاقو استفاده میکردند تا هنگام دستگیری توسط پلیس مورد تردید و شک قرار نگیرند

۷. در طول تولید فیلم مورتنسن یک کانال روسی را شب و روز در اتاق خود نگاه میکرد تا لهجه ی روسی خودش را بهبود ببخشد 

                             دیالوگ های مطرح فیلم

۱. آنا : چرا به ما کمک میکنی ؟ 

نیکولای : چون که اگر کسی قبل من روی تخت نشسته باشد من نمیتونم پادشاه بشم 

۲. نیکولای : این اتفاقات رو فراموش کنید ، از آدم عوضی مثل من فقط دوری کنید 

۳. نیکولای : خشم خطرناکه ، چون باعث میشه مردم دست به کارهای احمقانه بزنند

                       صحنه های نامناسب فیلم +۱۸ ( خطر اسپویل )

۱. نیکولای لوژین همراه دوست خودش به یک مهمانی خصوصی می‌روند که با دختران فاحشه برخورد میکنند، نیکولای با یک دختر اوکراینی سکس میکند 

۲. در یک صحنه دو خلافکار به نیکولای لوژین در حمام حمله میکنند که نیکولای برهنه است و آلت تناسلی او نیز در حین فیلم دیده میشود در این صحنه نیکولای چاقو را به چشم یکی از آن ها فرو میکند 

۳. در ابتدای فیلم در آرایشگاه شاگرد عظیم گلوی مشتری را میبرد و بعد از آن نیز صحنه ی وحشتناک بریدن انگشت ها را مشاهده می‌کنیم 

 

 

 

 

کاری از حزب استادان