دهه دوم قرن 21 رو می توان یکی از باشکوه ترین دوران یوونتوس تلقی کرد. زمانی که این تیم پس از چند سال نا امیدی و کسب رتبه هفتم در دو سال متوالی همانند ققنوس از خاکستر برخواسته و با ساختن تیمی منسجم 9 قهرمانی پیاپی رو به دست آورد و دو بار به فینال لیگ قهرمانان رسید. معمار این موفقیت ها آنتونیو کونته بود که نه صرفا به خاطر نتایج درخشانش بلکه به خاطر ساختن پایه های تیمی منسجم قابل ستایش فراوان است. کسی که در تیم رقیب نیز با همین روش توانست نوار قهرمانی های پیاپی یوونتوس را قطع کند. البته اینتر و کونته به تنهایی این کار را رقم نزدند بلکه مدیران یوونتوس بودند که یک تیم مدعی را به یک تیم متوسط و بدون هویت تبدیل کردند. 

یکی از علل اصلی موفقیت یوونتوس در سالیان متوالی خریدهای بازیکنان تاکتیک پذیر و باهوش بودند که در شرایط مختلف انسجام تیمی خود را حفظ می کردند و با تغییرات تاکتیکی مربیان تطبیق می یافتند. به عنوان مثال می توان به خریدهایی همچون پیرلو و توز و ویدال و پوگبا اشاره کرد که هر یک به نحوی بار تیم را به دوش کشیده و در بازی های سخت کار را برای یووه در می آوردند. موفقیت های یوونتوس را می توان در دو بخش مختلف مورد بررسی قرار داد.

1. 2011 تا 2015 ؛ در 4 سال یوونتوس با خریدهای اقتصادی و بر پایه ساختار مناسبی که کونته در تیم به وجود آورده بود پازل تیمی یوونتوس به مرور تکمیل شد و در سال 2015 با هنر مربیگری آلگری به فینال لیگ قهرمانان رسید. تیمی که بر پایه سیستم 3-5-2 چیده شده بود و به مرور در بخش های مختلف تکمیل گردید. اضافه شدن به مرور پوگبا و توز و موراتا و پاتریس اورا به تیم استحکام لازم را در تمام خطوط به یوونتوس میداد و انعطاف پذیری تاکتیکی این بازیکنان به همراه هوش بالای آنها سبب شده بود که یوونتوس قدرت مقابله با هر تیمی را پیدا کند. در این مدت خط دفاعی و دروازه یوونتوس نیز به نوعی بهترین ترکیب ممکن در دنیا به شمار می رفت و حضور بوفون و کیلینی و بونوچی و بارزالی بزرگترین نقطه قوت تیم را ایجاد کرده بود.

2. 2015 تا 2017 ؛ پس از دوره طلایی اول با جدا شدن توز و پیرلو و ویدال و در سال 2016 پوگبا کمی شرایط برای یوونتوس سخت به نظر می رسید اما حضور بازیکنانی نظیر دیبالا و کوادرادو و مانژوکیچ و خدیرا و ساندرو و در سال 2016 اضافه شدن دنی آوز و پیانیچ و هیگواین اجازه نداد تیم از ثبات خارج شود و نوار موفقیت قطع گردد. شاید از لحاظ کیفی بازیکنان جذب شده کمی از بازیکنان جدا شده سطح پایین تری داشتند اما هوش تاکتیکی و انعطاف پذیری آنها به ثبات تیم کمک زیادی کرد و در سال 2017 شاید بهترین ورژن یوونتوس دهه ساخته شد. نکته حائز اهمیت در این خریدها بازیکنانی بودند که قابلیت های بالایی در ساخت تیمی منسجم با تاکتیک های متنوع به سرمربی می دادند. به عنوان مثال مانژوکیچ در ابتدا مهاجم هدف و بعد از مدتی به عنوان وینگر چپ به کار گرفته میشد و هم در دفاع و هم در حمله مشارکت بی نظیری داشت و گل های حساسی به ثمر می رساند.

اما زنگ خطر در سال 2017 به نوعی برای یوونتوس به صدا در آمده بود زیرا سن بسیاری از بازیکنان بالا رفته بود و شاید مهمترین مسئولیت مدیریت تیم در این مرحله جایگزینی بازیکنان جوان و مستعد و باهوش به شمار می رفت. از طرفی یکی از نقاط ضعف یووه نیمکت ضعیف تیم در سال 2017 بود که نتیجه آن نیمه دوم وحشتناک ضعیف فینال سال 2017 مقابل رئال بود. همین مساله سبب شد یووه روی به خرید تعداد زیادی بازیکن متوسط بیاورد تا شاید این نقطه ضعف برطرف گردد اما غافل از اینکه خریدهای زیاد سبب کاهش بودجه برای خرید ستاره های مناسب برای ترکیب اصلی می گشت. به عنوان مثال برای خرید هافبک جانشین پوگبا یووه دست به خرید متیودی 29 ساله زد با مبلغ 25 میلیون زد که در سال های پایانی فوتبالش قرار داشت و هرگز نتوانست در یوونتوس موفق ظاهر گردد. همچنین خریدهای گران و ناموفقی نظیر داگلاس کاستا با سابقه مصدومیت های طولانی و برناردسکی که هر دو هرگز از لحاظ تاکتیکی بازیکنان باهوش و انعطاف پذیری نیستند ساختار تیمی یوونتوس را کمی از حالت تعادل خارج میکرد. فروش بونوچی خریدهایی نظیر بنتانکور و شزنی همچنان یوونتوس را به سمت سقوط سوق میداد. از طرفی افت و مصدومیت های متعدد بازیکنان پا به سن گذاشته همچون مانژو و خدیرا و الکس ساندرو آینده خوبی را تداعی نمیکرد. در سال 2018 یووه دست به قمار بزرگی زد رونالدو رو به تورین آورد غافل از اینکه سال به سال خط هافبک تیم تحلیل رفته و توانایی ایجاد موقعیت برای مهاجمان را نداشتند. تعویض مربی هم برای یووه چاره ساز نبود و آوردن ساری و خریدهای ناموفق دیگری همچون ربیو و رمزی فشار حقوق در تیم را بیشتر میکرد و خریدهای خوب همچون کانسلو و اسپیناتزولا به دلایل فیرپلی مالی فروخته می شدند و با درخشش در تیم های جدید خود طرفداران یووه را بیش از پیش نا امید می کردند. نکته جالب اینکه یوونتوس برای تغییر سبک بازی ساری را به عنوان مربی انتخاب کرد اما تمامی خریدها همچون گذشته بی هدف و تنها بر اساس اسم بازیکنان انجام می شدند. ساری پس از یک سال و با گفتن تاکتیک پذیر نبودن بازیکنان از کار برکنار شد و پیرلو به عنوان قمار جدید آنیلی بر سر کار آمد مربی که هیچ گونه تجربه مربیگری حتی به عنوان دستیار را در کارنامه خود نداشت. یوونتوس که در 2 سال گذشته خود بالانس تیمی خود را با خریدهای ناموفق از دست داده بود حال مربی را در راس کار قرار داده بود که توانای مدیریت روحی تیم را هم نداشت و بعد از گذشت نیم فصل عملا یوونتوس با یک سیر نزولی علاوه بر خروج از کورس قهرمانی سری آ و حذف زود هنگام از چمپیونز لیگ به رده پنجم سقوط کرده بود و تنها به لطف تساوی هفته آخر ناپولی توانست سهمیه لیگ قهرمانان را به دست بیاورد. بعد از این سال کابوس وار مدیران دوباره الگری را روی کار آوردند بلکه وی با هنر نتیجه گیری خود بتواند از این تیم نا متوازن و کم روحیه تیم حداقل در حد مدعی سری آ بسازد. خریدهای بد با دستمزدهای بالا و همچنین تمدید قرارداد بازیکنان قبلی با دستمزد های گزاف حتی امکان فروش بازیکن را هم از یوونتوس گرفته بود و در فصل نقل و انتقالات هم تنها لوکاتلی جوان به تیم اضافه شد. در پایان نقل و انتقالات تابستانی هم رونالدو درخوسا خروج داد و به منچستر پیوست تا عملا یکی از مهره های تاثیرگذار تیم که با مهارت های فردی گره بعضی بازی ها را باز میکرد نیز از تیم جدا شود. جایگیزینی وی با مویزه کین چندان جالب به نظر نمی رسد و عملا یوونتوس تبدیل به تیمی متوسط با روحیه پایین شده است که حتی در بازی های ساده هم نمی توان آنها را از پیش برنده دانست. یوونتوس فعلی تیم بدون هویت است که حتی سیستم و روش بازی مشخصی ندارد و در بسیاری از خطوط بازیکنانی با خصوصیات شبیه به هم دارد که نمی توان از آنها انتظار کار خاصی داشت. شاید برای حل بحران یوونتوس نیاز به آوردن مدیری با تفکرات متفاوت باشد تا کمی از خسارت وارده بر باشگاه را بکاهد و تنها امیدواری یوونتوس در فصل 2021-2022 باید به شخص الگری و معجزه وی برای کسب موفقیت باشد چیزی که شاید در حال حاضر دور از ذهن به نظر برسد.