6 ماه از اخرین مطلبی که نوشتم میگذره. ایندفعه به یسری دلایل تصمیم گرفتم باز بشینم یه مطلب دیگه بنویسم. به مناسبت انتشار سینمایی اخر سری بازسازی وامونده اوانگلیون بعد از 8 سال. شایدم بیشتر. نزدیک 9 سال. این مطلب رو دو هفتست اماده دارم ولی به "دلایلی" نشد قرارش بدم. تا امروز. 

 

نیان جنسیس اوانگلیون. اثری که خیلی راحت میشه گفت یکی از بزرگترین و تاثیرگزارترین اثار سایکولوجیکال(به قول بعضی عزیزان روانشناختی:!) تاریخه. شروع موج پیشرفت اثار این ژانر  رو میشه براحتی از سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ دونست زمانی که خیلی از اولین اثار با کیفیت این سبک ساخته شدن. ولی قبل از اینکه مخاطبمو با اصطلاحات بعضا گوزپیچ کننده و قلمبه سلمبه گیج کنم بهتره اول از پایه شروع کنم.

*نکته:کلمه lore که قراره زیاد تو این مطلب بهش بر بخورید به معنی «افسانه یا باور قومیتی» هست که به مجموعه ای از دانش ، به ویژه از نوع سنتی ، حکایتی یا مردمی ، در مورد یک موضوع خاص گفته میشه* 

 

ژانر سایکولوجیکال (روانشناختی!!!) چیست؟ 

به طور خلاصه و کلی اگر بخوایم بگیم که این ژانر چیه خیلی راحت و سریع میشه جوابش رو به مخاطب داد.  اثاری که در داستان خودشون از علم روانشناسی استفاده میکنن و اکثر اوقات خیلی از زمان اثر به برسیه ذهنی کاراکترا  یا باز کردن احساسات درونیشون می‌گذره. اثاری که بجای از بیرون نشون دادن کاراکتر به مخاطب. کاراکتر رو کاملا از درون برای مخاطب تشریح میکنن. به طور خلاصه همین بود. این ژانر خودشم یسری ساب ژانر داره که میشه به سایکولوجیکال هارر(psychological horror) و سایکولوجیکال ثریلر(psychological thriller) اشاره کرد.  تاریخچه کلی این ژانر و زمان پیدایش اولیش حدودا به قرن ۱۱ میلادی برمیگرده و خیلی ها اعتقاد دارن یکی از اولین(به احتمال زیاد اولین) اثار سایکولوجیکال تاریخ رمان ژاپنیه «داستان گنجی»(the tale of genji) بوده(که در قرن ۱۱ میلادی نوشته شده). (https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%DA%AF%D9%86%D8%AC%DB%8C)  اما اینجا نیازی به دونستن تمام تاریخچه این ژانر نداریم. فقط نیازه یک مقدار از تاریخچه پیشرفت این ژانر در صنعت انیمرو بدونیم. 

 

از نظر تاریخی انیمه کوتاه (۴ دقیقه) ai  (https://myanimelist.net/anime/6535/Ai).  که در زبان ژاپنی معنی «عشق» میده اولین انیمه سایکولوجیکال تاریخه( ۱۹۶۳)

و مانگای متروپلیس metropolis هم اولین مانگای سایکولوجیکال تاریخه(۱۹۴۹) (https://myanimelist.net/manga/1436/Metropolis)   اما اگر بخوایم شروع موج پیشرفت این ژانر در صنعت انیمه و زمانی که اثاری با کیفیت بالا تو این سبک  ساخته شدن رو در نظر بگیریم همونطور که گفتم پیشرفت این سبک از دورو برای سال ۱۹۹۰ شروع شد جایی که اثاری مثل همین نیان جنسیس اوانگلیون  (۱۹۹۵)  تجربیات سریالی لین(۱۹۹۸) مانستر(۱۹۹۴) گوست این د شل(۱۹۹۵)  پرفکت بلو(۱۹۹۸) و ... ساخته شدن‌.  

 

*جا داره ادای احترامی به اقای تزوکا اوسامو مانگاکای مانگای متروپلیس هم بکنیم. کسی که با وجود تمام خلاقیتش. هرگز مثل "بعضیا" واقعیت رو تغییر نداد و ترگل ورگلش نکرد*

 

حالا یکم تخصصی تر

 

علم روانشناسی(psychology) چیست؟ 

قرار نیست تاریخچه روانشناسی رو فرو کنم تو پاچتون. فقط لازمه دوتا چیز رو بدونید. «روانشناسی علمی با پیشینه زیاد(حدودا ۴ یا ۵ قرن قبل از میلاد) و تاریخچه ای کوتاه است(قرن ۱۹ میلادی)»  در گذشته و حدودا تا اواخر قرن نوزدهم   شاخه ای از فلسفه حساب میشد. و پیشینه این علم به ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح و به دوره فیلسوف هایی مثل ارسطو و افلاطون برمیگرده. اما هیچوقت یادتون نره روانشناسی مودرن زمین تا اسمون با فلسفه فرق داره پس ایندوتا علمو قاطی نکنید. 

 

ژانر مکا (mecha) چیست؟

برخلاف باور عموم و شلغم هایی که تحقیق نکرده میان یکسری چرندیات رو بخورد ملت میدن ژانر مکا به معنی (اثاری که پر از ربات های بزرگ و کوچیک هستند که میزنند یکدیگر را جر واجر میکنند) نیست.  به طور خلاصه اثاری که توشون دستگاه های مکانیکی و تکنولوژی های سایبری و روباتیک بخش خیلی مهم و جدا نشدنی ای از زندگی و جامعه انسان ها شده بعنوان اثار ژانر مکا شناخته میشن. پس بهتره بدونید اثری مثل گوست این د شل(https://myanimelist.net/anime/43/Koukaku_Kidoutai) هم مکا حساب میشه. 

 

حالا که با این ژانرها و علم روانشناسی اشنا شدید بهتره بریم سروقت اصل مطلب. 

 

اغاز نیان جنسیس اوانگلیون(neon genesis evangelion)

سری ای که طرفدارای زیادی سر تا سر دنیا داره.بنوعی پدر ژانر sekai kei محصوب میشه. یکی از بهترین اثار سایکولوجیکال تاریخه‌. و در زمینه روانشناسی و داستان سرایی استانداردای خیلی زیادی رو وارد صنعت انیمه کرد. همینطور از تاثیرش روی ژانر مکا در هم نمیشه قافل بود. اثری که نه تنها تاثیرگزار. بلکه تکرار نشدنیه.  سال ۱۹۹۵ بود که یهویی از ناکجااباد این سری توسط استودیوی گاینکس(gainax) ساخته شد. اثری که اوایل فقط یه انیمه مکای ساده و عادی بنظر میرسید کم کم روی واقعیشو نشون داد. قرار نیست با نمادگرایی های بی معنی و وقت تلف کنی های بعضی اثار تو این انیمه طرف باشید. همینطور اثری هم نیست که داستان رو  پرت کنه تو صورت مخاطبش. اوانگلیون یک انقلاب از هزارو یک نظر بود. جلو بردن روانشناسی و کاراکتر پردازی تا حد قابل توجهی در صنعت انیمه  فقط یکی از تاثیرات شاهکار هیداکی انوعه. انو بجای ساخت شخصیت های خداگونه و قدرتمند و یا پاک و منزه از گناه یک پروتاگونیست شکننده و ضعیف و شخصیت هایی پر از ایراد رفتاری و ضعف رو به مخاطب نشون میده. این اثر داستان نبرد خدایان و شیاطین خاکستری نیست. داستان نبرد شخصیت ها با خودشونه‌. نیازها و خواسته های شخصیت ها که تماما برای بیننده به نمایش در میاد. و درک درد و رنج شخصیت ها. دیدن هر شخصیت از زاویه دید های مختلف. اوانگلیون حقیقت زندگی خیلی از انسان هارو به نمایش گذاشت نه رویای روزی روزگاری رو. این انیمه به صورت یه سریال تلوزیونی از سال ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۶ پخش شد و سال ۱۹۹۷ هم یک سینمایی به اسم end of evangelion بعنوان دنباله(sequel) و کامل کننده سری تلوزیونی ساخته شد. اثری که از هر نظر(بغیر از کیفیت طراحی) بی نظیر و تکرار نشدنی بود.  یک شاهکار تکرار نشدنی

 

خلاصه داستان

 سال ۲۰۰۰ به دلیل انفجاری که به برخورد دوم(second impact) معروفه بخش عمده ای از جمعیت کره زمین از بین رفته و شرایط زیست محیطی و ابو هوایی دنیا تغییر کرده. در سال ۲۰۱۵ موجوداتی که به عنوان فرشته(angel) شناخته میشن و مسبب برخورد دوم و از بین رفتن بخش عمده ای از جمعیت موجودات زنده روی زمین بودن برگشتن. در این بین سازمانی به اسم نرو(nerv) که از طرف سازمان ملل ماموریت داره تا از دنیا در برابر فرشته ها محافظت کنه ربات های انسان نمایی به اسم اوانگلیون(evangelion) رو ساخته تا در برابر فرشته ها بجنگه. شینجی ایکاری که پسر رعیس سازمان نروه و در کودکی مادر خودشو از دست داده به دعوت پدرش به شهر توکیو ۳ مقر سازمان نرو میره. شینجی که مدت ها پدرش رو ندیده بود از این اتفاق گیج شده بود و زمانی که به شهر رسید یک فرشته به شهر حمله کرد و شینجی باید با استفاده از اوانگلیون این خطر رو از بین ببره. 

 

هیداکی انو (hideaki anno)

در مورد عکس هم سوال نپرسید. 

وقتی که انیمه اوانگلیون ساخته میشد خیلی ها اعتقاد داشتن که هیداکی انو کارگردان انیمه اصلا برنامه خاصی مبنی بر روند ادامه داستان و پایان اثرش نداره و خیلیا میگن این ادم چندین بار برنامه داستان رو دقیقا موقع ساخت عوض کرده. و یه سناریوی مشخص و برنامه ریزی شدرو دنبال نکرده. سوالی که اینجا یه ادم عاقل از این دانشمندا داره اینه. پس چرا داستان. شخصیتا. تم. Lore و .... انیمه کاملا از اول تا اخرش باهم جور در میاد اگر هی داشته عوض میکرده؟  اینجا فقط دوتا احتمال وجود داره. یا هیداکی انو یه عجوبست.  یا خوش شانس ترین انسان جهان.  خارج از این دو حالت نداریم. انو با ساخت اثرش خدمت خیلی زیادی نه فقط به صنعت انیمه به جامعه هنر جهان کرد. یکی از بزرگترین درد و رنج های خیلی از اثار داستانی از قبیل کتاب ها فیلم ها رمان ها مانگا ها انیمه ها حماسه ها و ...(که بیشتر تو عتیقه ها موجوده) این بوده که قدرت تصویر سازی درون شخصیت های داستانشون رو نداشتن. از بیرون کاراکتر رو به مخاطب نشون میدادن. تو بهترین حماسه تاریخم خلق کرده باشی مفت نمی ارزه وقتی نصف شخصیتا مثل بچه های لوس نونوری میمونن که شرمندم  این لفظو بکار میبرم منتهی الیهشون سوخته‌ از چیزای بچه گانه و حالت یه ادم عقده ای رو دارن. نداشتن توانایی برسی مشکلات رفتاری شخصیت ها و فقط محدود کردن احساساتشون به ابتدایی ترین نکات مثبت و منفی مثل (هوس خشم حسادت) و (دلسوزی محبت شرافت قدرت) چیزیه که خیلی از اثار ازش رنج میبردن(و حتی هنوزم میبرن) و انگار مخاطب داره یه نمایش بی جون از پیش تایین شدرو میبینه نه یه اثر زنده. اوانگلیون بجای محدود کردن احساسات کاراکترا سکانس به سکانس رو معنی دار و تفسیر پذیر خلق میکنه. ذهن مخاطب رو به چالش میکشه. و تقریبا همه کاراکترا و اتفاقات داستانی رو مطابق و هماهنگ با شخصیت ها و lore خودش میسازه. انجام همچین کارهایی زمانی که تعداد خیلی کمی از افراد انجامش دادن و ساخت پلی برای بهترین اثار سایکولوجیکال بعد از خودش مثل mahou shoujo madoka magica یا psycho pass و حتی اثاری مثل steins gate کار کمی نیست. کاری که هیداکی انو وقتی هیچکس این ژانرو جلو هل نداد کرد کاری بود که شاید فقط نااوکی اوروساوا و ساتوشی کن خدابیامرز برای این ژانر کرده باشن.  بت سازی و الهه سازی رو منه بچه دبیرستانی هم بلدم انجام بدم. انسان ساختنه که جربزه میخواد. 

 

تم  و کانسپت(theme and concept)

قبل از اینکه بریم سروقت ادامه باید با یچیز اشنا شید. تم و کانسپت. اوانگلیون از نظر داستانی. شخصیت پردازی. روانشناسی. بینهایت عمیقه. ولی در کنار این سه بخش محتوایی. تم و مفهوم اثر هم هستش که بینهایت عمیقه. اوانگلیون اثریه که در موردش مقاله ها نوشته شده. برسی ها شده. خیلیا نشستن فریم به فریمو دیدن برسی کردن‌. و ...  ولی اوانگلیون اثری نیست که صرفا داستان خوبی داشته باشه.یکی از بزرگترین اشتباهات بیننده این اثر اینه که اونقدری که باید به تم و مفهومی که اثر داره سعی میکنه برسونه توجه نمیکنه. قبل تر گفتم اوانگلیون جای احساسات و مفاهیم ساده برای دوره غارنشینا و بیشلواریون نیست. پوچ گرایی. هستی گرایی. انگیزه های مخرب. تنهایی. اجتماع. انتظارات و توقعات. افسردگی. بی مصرفی و بی هدفی. سرگردونی. فرار و ...  اوانگلیون تا عمق شرایط ذهنی خیلی از مردم جهان رو کاوش میکنه. تم و موضوعی که مستقیما از افسردگی و درگیری های روانی خود سازنده اثر هیداکی انو و جامعه ژاپن و کل جوامع بشری شکل گرفته. هرچقدر عزیزان روشن فکر نما زور بزنن به جنگ. فقر. الهیات. تبعیض. و ... بپردازن چس مسقالی ارزش نداره وقتی خودشناسی طرف اندازه هسته خرماست.مفت نمی ارزه وقتی ادم از دنیای اطرافش. و انگیزه های خودش. هیچی نمیدونه.  همین میشه که فمنیسم افراطی داریم. همین شد که طالبانو داریم. همین شد که کره شمالی رو داریم. خودشناسی و استدلال افراد به اندازه نخود. و زبون به درازیه روده نهنگ. اوانگلیون وقتی سال ۱۹۹۵ اومد بیشترین مفهوم و هدفش این بود که این ها رو درست کنه.اوانگلیون اثریه که زندگی خیلی ها رو تغییر داده. دیدگاهشون به دنیا و اطرافیانشون رو. اثریه که هرکسی میتونه تفسیر بشدت متفاوتی نسبت به تفسیر یک نفر دیگه داشته باشه .  توی این اثر شما شاهد مبارزه چند تا بچه مدرسه ای با موجودات بزرگ اندازه ساختمکه معلوم نیست از کجا اومدن نیستید. شاهد مبارزه این بچه مدرسه ای ها با خودشون هستید.  شخصیت هایی که خیلی اوقات بجای قبول واقعیت. سعی در فرار ازش دارن. درگیری های روانی ای که همه در جامعه امروزی دارن. اوانگلیون ساخته شد تا با همین فرار ها و rejection ها بجنگه نه با رباتایی که اندازه ساختمونن. تم و کانسپت این سری خیلی مهمه. به همون اندازه ای که داستان و شخصیتا و lore مهمن‌. اوانگلیون خیلی اوقات توسط مخاطباش اشتباه درک میشده. اثری که هدف ابتداییش جنگیدن و کنار زدن فرار و‌ Escapism بود.توسط خیلیا تبدیل به یه ابزار برای فرار شد.

Even if your soul disappears, your hopes and curses remain in this world.Your will roams the world as information and gradually changes.In time, even your very self is altered. I'm sorry. This wasn't the happiness you desired.

شاید همین جمله خیلی از احساسات هیداکی انو وقتی اثرش در سال ۱۹۹۷ به وسیله ای برای فرار تبدیل شد رو تداعی کنه. 

 و اینطوری شد که نفرین اوانگلیون شکل میگیره. و داستان هنوز هم ادامه داره. نتیجه این سوتفاهم چیزی شد که همه اونو به اسم «سری بازسازی اوانگلیون» میشناسن. 

 

سری بازسازی(rebuild movies) چیه؟

اگر شما تو اینترنت سرچ کنید میفهمید که سری اونگلیون از چند بخش اصلی تشکیل شده‌. سری انیمه ۱۹۹۵ و اند او اوانگلیون.  مانگای سری.  و سری بازسازی(rebuild movies) که چهارتا سینماییه. ولی واقعا سری بازسازی چیه؟  مبنی بر اسمش باید یه بازسازی باشه دیگه درسته؟ نخیر. غلطه. اسمش بازسازیه. ولی بازسازی نیست:/  سال ۲۰۰۷ که اولین سینمایی بازسازی (مثلا بازسازی) اوانگلیون اومد تغییرات خیلی کمی با سری اصلی داشت. و تغییرات خیلی کم بود. ولی از سینمایی دوم بود که تغییرات زیاد و زیادتر شد. از تغییر اسم یکی از شخصیتا گرفته تا اضافه شدن یه شخصیت جدید به انیمه که تو سری اصلی نبود و بعضا رفتارای بشدت متناقض بعضی شخصیتا (خیلی شخصیتا) . خیلی چیزا عوض شد.  با اینحال هردو فیلم خیلی خوب بودن. اما فیلم سوم کلی نارضایتی به همراه داشت. از نظر مخاطبا این اثر تغییراتش بیش از حد زیادتر از سری اصلی بود تا جایی که خیلی از بخش های فیلم با lore و شخصیت پردازی اثر جور در نمیومد. دلیل ساخت این سری چی بود؟  تم. هیداکی انو میراث خودش رو ناتموم ول نکرد. داستان اوانگلیون میتونست اتمام پیدا کنه. و حتی اتمام پیدا کرده بود. ولی تم و مفهومی که قرار بود به همه برسه به خیلی ها نرسید. همونطور که گفتم. «اوانگلیون که هدف اولیش کنار زدن فرار های افراد از واقعیت بود به ابزاری برای فرار تبدیل شد.» انو انتظار نداشت همچین اتفاقی بیفته. اینطوری شد که مبنی بر جهان سازی اوانگلیون یک خط زمانی موازی و جدید رو خلق کرد. تا دوباره به مخاطباش کانسپت اوانگلیون رو نشون بده‌. سینمایی چهارم چند ماهی میشه که منتشر شده و ازش کیفیت وب دی ال توی سایتای مای انیمه لیست و ... موجود هست ولی هنوز نسخه بلوری در دسترس نیست. (https://streamani.net/download?id=MTY3ODM4&title=Evangelion%3A+3.0%2B1.0+Thrice+Upon+a+Time+Episode+1&refer=https://gogoanime.pe/. خودم تا بلوری نیاد سمتش نمیرم. میخوام در بهترین حالت برم سمتش.بهترین کیفیت و لایسنس رسمی.) 

 

 

 

 

اوانگلیون ۱.۰ Evangelion: 1.0 You Are (Not) Alone 

سینمایی اول از سری بازسازی اوانگلیون بجز یکسری تفاوت جزعی تماما با ۶ قسمت ابتدایی انیمه سریالی اوانگلیون یکسان بود. کاراکترا یکسان بودن. و صرفا یکسری تفاوت خیلی ریز مثل یکسری تفاوت دیزاین و وقایع جزعی تغییر کرده بود. میشه سینمایی اول رو از نظر تکنیکی یه ریمیک(بازسازی)دونست. 

اوانگلیون ۲.۰  Evangelion: 2.0 You Can (Not) Advance 

از اینجا بود که تغییراب اساسی شروع شد. در سری اصلی ما کاراکتر های شکننده ای رو میدیدیم که همش در حال فرار از واقعیت بودن. ولی تو این سینمایی کاراکترا کم کم شروع کردن به قبول کردن واقعیت و دیدن ضعف های خودشون. به عبارتی.شروع کردن به نزدیک شدن به هم. بطوری که تعداد خیلی زیادی تغییرات کوچیک و بزرگ مسیر اثر رو کاملا تغییر داد. و حتی یه شخصیت کاملا جدید رو وارد داستان کرد و اسم یکی از شخصیتا رو هم تغییر داد. این اثر اثر خیلی خوبی بود. عالی بود. و لذت بخش. و پایانی داشت که مخاطبو انگشت به دهن اینکه ببینه نتیجه چی میشه میزاشت. چون به دلیل مسیر متفاوتی که نسبت به سری اصلی در پیش گرفت. همه انتظار نتیجه متفاوتی رو داشتن. ولی متفاوت بودن به معنی خوب بودن هم بود؟ 

اوانگلیون ۳.۰ Evangelion: 3.0 You Can (Not) Redo

یک چیزی هست که تقریبا همیشه گفته شده. سینمایی سوم اوانگلیون black sheep و مایه ننگ سری اوانگلیونه.  This is (not) correct این سینمایی از نظر داستانی و شخصیت پردازی خیلی از شخصیتا رو نابود کرد و خورد کرد. و به نظر خیلی ها(و خودم) دلو روده عصاره اوانگلیون رو ریخت بیرون. میشه گفت توی این اثر هیداکی انو داستان و شخصیت هارو قربانی تم و کانسپت کرد. کاری که بشخصه قبولش ندارم. یکی از  شخصیت هارو زمانی که داستانش کامل نشده بود و هنوز جا برای پردازش داشت حذف کرد. و تاثیر خیلی از کاراکتر هارو کمرنگ تر کرد. این اثر از نظر تماتیک و کانسپتی که هیداکی انو میخواست نشون بده و پیامی که به مخاطبش بده چیزی کم نداشت. ولی انو خیلی چیزارو قربانی این هدف کرد. خیلی از شخصیت هارو. و خیلی از بخش lore اوانگلیون رو. هیچکس از کشتن شخصیت توی یک اثر شکایت نمیکنه. ولی از ناتمام گذاشتن نقشش چرا میکنه.در وصف اینکه چه بلایی سر یه عزیزی توی این فیلم اوردن باید بگم کلون(clone) یک کلون رو بهمون تحویل دادن. و همینطور نبود توضیح مبنی بر برخی چیزا کاملا میتونه مخاطب رو زده کنه. ولی این رو هم نباید فراموش کرد که اوانگلیون یک تم و کانسپتی هم داره که انو تصمیم داشت ایندفعه حتما به مخاطب نشونش بده. من به هیچ وجه از قربانی کردن داستان اوانگلیون تو این سینمایی راضی نیستم. و فقط میتونم امیدوار باشم سینمایی چهارم یعنی «اوانگلیون ۱.۰+۳.۰» تمام مشکلات رو جبران کرده باشه. ولی انو مفهومی که میخواست رو رسوند. انتخاب مخاطبه که درک کنه. یا نه سینمایی سوم سری بازسازی اوانگلیون میتونه خیلی هارو ناامید کنه. و من هم موافقم که ضعیف ترین بخش از سری اصلیه اوانگلیونه. ولی به هیچ وجه قبول ندارم که اثری بی ارزش و اشغال باشه. اوانگلیون ۳.۰ هنوز هم از نظر تماتیک به اندازه کافی کامله‌. و رابطه بین دو شخصیت کااورو و شینجی هم به اندازه کافی پرداخته شده.بهتره که اونهمه گوسفند قربانی واقعا ارزشش رو داشته باشه.  ما بعنوان مخاطب حذف شدن یه کاراکتر فن فیوریت(fan favourite) اون هم خیلی زود رو دیدیم. و کمرنگ شدن نقش شخصیت هایی که میخواستیم و دوست داشتیم. به علاوه اینکه به جواب تعداد قابل توجهی از سوالاتمون هم نرسیدیم. هیداکی انو به ما یه دنباله (sequel)  بی نظیر و فراموش نشدنی بدهکاره. 

 

اوانگلیون ۱.۰+۳.۰  Evangelion: 3.0+1.0 Thrice Upon a Time

اثری که فن های قدیمی این سری مدت ها منتظرش بودن. از سال ۲۰۱۳ ملت منتظر بودن تا این لعنتی بیاد. و بالاخره همین امسال تو سینماها به نمایش در اومد. و احتمال زیاد ۶ یا ۷ ماه اینده هم با بهترین کیفیت در دسترس همه قرار میگیره. همونطور که قبل تر هم گفتم. بهتره تمام عدم پرداخت هایی که توی ۳.۰ بود جبران شده باشه. چون خیلی ها واقعا به مهارت هیداکی انو شک کردن‌. کاری که کرد همونطور که گفتم رسما قربانی کردن کاراکترا و داستان بخاطر تم بود. و بهتره جبران کرده باشه. و داستان تمام شخصیت ها همونطور که باید کامل شده باشه . دیالوگ ها هماهنگ شده باشه. و همه چیز جبران شده باشه.  با وجود اینکه نمرات این اثر نشون میدن انو خیلی عالی کار کرده و جبران کرده. و این نمرات تا حدی خیال کسایی که دلشون از سومین سینمایی پر بود رو راحت کرده‌. ولی باز هم سایت مای انیمه لیست بارها سابت کرده که خیلی از یوزر(user) هاش درکو فهم ندارن و بعضا اشغال پسندن. بنابراین نمیشه کاملا هم روی نمره این سینمایی حساب کرد.  این اثر. اوانگلیون ۱.۰+۳.۰. اثریه که مشخص میکنه 

 هیداکی انو واقعا یک عجوبست؟ یا خوش شانس ترین انسان روی زمین؟

 

خب. این مطلب هم تموم شد. امیدوارم لذت برده باشید. 

همینطور من حدود 1 ماه پیش شروع به فعالیت روی یوتیوب کردم.  اول تصمیم داشتم محتوام هم انیمه ای باشه هم گیمینگ. ولی خب بعد حدودا 10 تا ویدیو دیدم که ظاهرا هم خودم محتوای انیمه ای رو بهتر تولید میکنم هم انچنان مخاطبام محتوای گیمینگو نمیبینن. بنابراین کانال رو تصمیم گرفتم کلا انیمه ای کنم و تخصصی فقط رو انیمه کار کنم. مگر بعضا یسری ویدیو گیمینگ برا دل خودم بذارم. 

https://www.youtube.com/channel/UCwpvhqZ8eIHHfxe6fiG6loA

از اونجایی که جیبم تقریبا خالیه و انچنان کسیم ندارم که تبلیغمو بکنه تا سریعتر بتونم پیشرفت کنم با خودم گفتم خب ایندفعه که مطلب میزنم تبلیغ خودمو میکنم. برای همینم احتمالا بعضا یسری مطلب برای تبلیغ خودم مثل همین میزنم. استاش نمیکنم تا از بیرون طرفداری و فالوورامم اگر کسی خوشش اومد از مطالبم بیاد یوتیوب ساب کنه. ممنون میشم اگر دوست داشتید توی یوتیوب هم ازم حمایت کنید. به هر حال. فعلا بدرود.