اهواز یکی از کلان‌شهرهای ایران است، که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد و از سال ۱۳۰۳ تا کنون به‌عنوان مرکز استان خوزستان شناخته می‌شود. جمعیّت این شهر طبق سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵ حدود ۱٬۱۸۴٬۷۸۸ نفر می‌باشد که به‌عنوان هشتمین شهر پرجمعیت ایران به‌شمار می‌آید.

شهر اهواز با مساحت ۱۸۶۵۰ هکتار، به عنوان یکی از شهرهای وسیع ایران (چهارمین شهر بزرگ ایران)، محسوب می‌شود. شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت ایران، شرکت ملی حفاری ایران بزرگ‌ترین شرکت حفاری کشور، شرکت فولاد خوزستان از تولیدکنندگان بزرگ فولاد خام کشور و برخی از بزرگترین کارخانه‌های مادر کشور در اهواز قرار دارند. رودخانه کارون پرآب‌ترین رودخانه ایران، با سرچشمه گرفتن از کوه‌های بختیاری، با ورود به اهواز، این شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌کند.

کلیفورد باسورث در دانشنامه ایرانیکا و لاکهارت در دانشنامه اسلام، هاینزهایم و مایکل بونر، علی کرم همدانی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه بریتانیکا ولادیمیر مینورسکی و سوات سوجک، عبدلمجید ارفعیو جان کورتیس ریشه نام اهواز را برگرفته از قوم خوزی (یا هوزی) می‌دانند که ساکنان بومی استان خوزستان بوده‌اند و زبان آن‌ها تا زمان ساسانیان و حتی تا چند قرن بعد از اسلام زبان رایج در خوزستان بوده‌است و احتمالاً بازماندگان ایلامی‌ها بوده‌اند. یونانیان به این قوم Ouxioi می‌گفتند و نام این شهر در نوشته‌های مسیحیان سریانی بث هوزایی در تلمود بی خوزایی ثبت شده‌است.

تلاش‌هایی برای مطابقت دادن اهواز با شهر اگینیس که استرابون از آن نام برده انجام شده‌است، لیکن محتمل‌تر آن است که اهواز در محل شهر قدیم تاریانا هخامنشی که نئارخوس، سردار اسکندر، در مسافرت خود به خلیج فارس در کنار آن لنگر انداخت قرار گرفته باشد.

کلیفورد ادموند باسورث می‌گوید که در جستجوی ریشه نام اهواز، جغرافی‌دانان عربی-[اسلامی] دچار سردرگمی بوده‌اند. اردشیر یکم، بنیان‌گذار سلسله ساسانی نام شهر را به هرمز اردشیر تغییر داده‌است. بنابر گفته مقدسی، فرزند اردشیر (شاپور یکم) بود که شهر را در دو سوی رودخانه از نو بنیان نهاد و یکی را به نام خدا و دیگری را تحت نام خود نامگذاری کرد. این دو نام بعدها با یکدیگر مخلوط و به صورت هرمز-اردشیر یا به صورت خلاصه‌شده، داراواشیر درآمد. این شهر در همه جا، مرکز تجاری خوزستان، هوجستان واجار (بازار خوزستان) نامیده می‌شد و شهر سوی دیگر رودخانه به‌عنوان مرکز فرماندار و نجبا، هرمشیر خوانده می‌شد. شهر دوم در حمله عرب‌ها در قرن اول هجری (هفتم میلادی) از بین رفت. اما نام شهر دیگر را عرب‌ها «سوق الاهواز» ترجمه کردند و در این ترجمه اهواز جمع عرب، نام قبیله بومی استان خوزستان بوده‌است.

گای له استرنج در قسمتی از فصل شانزدهم کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی نوشته‌است که: "باید دانست که در آغاز اسلام عرب‌ها کشور خوزستان را «اهواز» نامیدندی یاقوت حموی در مجم‌البلدان دربارهٔ آن نام چنین گوید: «جمع هوز است و آن در اصل «حوز» بود چون فارسیان این نام را فراوان بکار بردند تغییر دادند چنانکه اصل آن از میان رفت، زیرا در سخن فارسیان «حاء» نباشد و در هر کلمه که آن حرف بیاید به «هاء» بدل کنند و حسن را «هسن» و محمد را «مهمد» گویند. سپس عرب‌ها چون آن را از فارسیان گرفتند و به پیروی از ایشان «اهواز» گفتند. پس اهواز نام عربی است که در زمان اسلام به آن کشور داده شد و در زمان فارسیان نام آن «خوزستان» بود."

ولی کسروی این گفته و امثال آن را گفته‌هایی بی‌پایه می‌داند که هیچگونه ارزش و بهایی را در بازار علم و دانش ندارد؛ زیرا آنکه گفته یاقوت است کِی روی داده که عرب‌ها کلمهٔ عربی‌ای را که حاء دارد به پیروی فارسیان با «هاء» گویند؟ پس چرا این معامله را دربارهٔ حسن و محمد نکردند؟ وانگهی اگر نام اهواز به خوزستان در زمان اسلام داده شده و اصل آن با حاء بوده پس چرا «احواز» در شعری یا جمله که از قرن‌های نخستین اسلام مانده آورده نشده‌است؟

این شهر علاوه بر نام‌های ذکرشده به نام‌های «رام‌شهر» و «شهررام» نامیده می‌شد. در دوره قاجار و از زمان ناصرالدین‌شاه اهواز را ناصری و ناصریه نامیدند، ولی از شهریور ۱۳۱۴ شمسی با تصویب هیئت وزیران(اهواز)نامیده شد. اهواز در روزگار ساسانیان از شهرهای عمده خوزستان به‌شمار می‌رفت و از مراکز عمده صنایع نساجی خوزستان بود و یکی از کانون‌های مسیحیت در ایران، و از اسقف‌نشین‌های خوزستان محسوب می‌شد. علاوه بر این، این شهر از مراکز عمده بازرگانی بوده، و نیز به‌واسطه واقع شدن در کنار رود کارون - که قابلیت کشتی‌رانی داشته - محل مناسبی برای تجمع مال‌التجاره و دادوستد به‌شمار می‌رفته‌است.

اعراب پس از پیروزی در جنگ نهاوند پادگان‌هایی در شهرهای فتح‌شده، از جمله در اهواز ساختند. شهرهای خوزستان از جمله اهواز از نخستین پناهگاه‌های خوارج در ایران بود. در ایام خلافت علی برخی از موالی اهواز که از میزان خراج درخواستی والی آن ناخرسند بودند، به شورش خوارج پیوستند. در زمان خلافت یزید بن معاویه شهرهای خوزستان از جمله اهواز دستخوش جنگ و گریزهای خوارج با سپاهیان اموی گشت.

شهر اهواز در سده‌های نخستین اسلامی به‌واسطه سدی که بر کارون بسته شده بود، از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای خوزستان به‌شمار می‌آمد. این شهر تا ۲۵۶ق/۸۷۰م شهری پررونق و آباد بود، اما در این سال اهواز به تصرف سپاهیان صاحب‌الزنج درآمد. اهواز پس از پایان فتنه زنگیان رونق و آبادانی گذشته خود را از دست داد، اما در زمان عضدالدوله دیلمی بار دیگر اهمیت پیشین خود را به‌عنوان مرکزی تجاری به دست آورد. همچنین بنا به گفتهِ مقدسی، عضدالدوله پل هندوان را که دو بخش اهواز را به هم متصل می‌کرد و همچنین مسجد زیبایی را که در کنار آن بوده، بازسازی و مرمت نمود. شهر اهواز از پایگاه‌های عمده مذهب تشیع در ایران به‌شمار می‌آمد و به گفته مقدسی نیمی از مردم آنجا شیعه بودند و پیوسته میان شیعیان (مروشیان) و سنیان (فضلیان) درگیری و کشاکش وجود داشت.

اهواز تا اواخر سده ۵ق شهری آباد بود، اما از این زمان به بعد رونق خود را از دست داد، به گونه‌ای که مرکزیت خوزستان از آنجا به شوشتر منتقل شد. در سده ۶ق اهواز به شهری ویران و خالی از سکنه تبدیل شد. حافظ ابرو، از آن به عنوان قصبه‌ای نام می‌برد و به اشتباه اهواز را با سوق الاربعا (چهارشنبه بازار) یکی می‌داند.

در قرن چهارم هجری، نهری کوچک به طول سیصد متر و عرض بیست متر از کارون منشعب شده، شهر را به دو قسمت تقسیم کرده بود؛ محله غربی را «جزیره» می‌گفتند و محله شرقی «مدینه» نام داشت. این دو بخش به‌وسیله پلی به نام «پُل هندوان» به هم وصل می‌شدند. در آن دوره اهل شهر دو دسته بودند و دربارهٔ اصحاب پیامبر دو نظر داشتند، این شهر انبار بصره و بارانداز فارس و اصفهان بود. اما علی‌رغم رشد و توسعه اهواز در قرون اولیه اسلامی، در نیمه دوم قرن چهارم هجری این شهر رو به ویرانی گذاشت و مردم آن پراکنده شدند. و کار به جایی رسید که در اوایل قرن ششم این شهر به‌طور کلی ویران شد. عبدالکریم بن محمد سمعانی که در نیمه دوم قرن ششم می‌زیسته شهر اهواز را این چنین توصیف کرده: «اهواز یکی از شهرهای مشهور بود که دانشمندان و روحانیون و تجار و ثروتتمندان بسیاری از مردم آن شهر به همراه غیر اهوازی‌ها در آن زندگی می‌کردند. بخش عمده این شهر ویران شد و فقط ویرانه‌هایی از آن باقی‌مانده که مردم اندکی را خود جای داده‌است.»

علت ویرانی اهواز به‌درستی مشخص نیست. هرآنچه تاکنون گفته شده حدس و گمان است که به‌وسیله وقایع‌نگاران و مورخان متأخر نوشته شده‌است. احمد کسروی «ویرانی اهواز کهن را یکی از معماهای تاریخ خوزستان دانسته که نه زمان و نه علت آن را در جایی ننوشته‌اند.» او در ادامه می‌گوید: «آنچه ما از جستجو به دست آورده‌ایم زمان آن را آخرهای قرن پنجم یا آغاز قرن ششم بوده.» این سخن کسروی نیز درست نیست چون ابن حوقل که در نیمه دوم قرن چهارم می‌زیسته، ویرانی اهواز را از قرن چهارم روایت کرده‌است. با وجود این کسروی علت ویرانی را دو چیز پنداشته: یکی شکستن بند و دیگری برگشتن مسرقان از جوی خود و پیوستن آن به دجیل [کارون].

از قرن ششم هجری قمری به بعد به‌علت خراب شدن سد شادروان و پایین رفتن سطح آب رونق‌دهنده شهر و نیز جنگ‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال ۱۸۶۹ م (۱۲۴۸ ش) هم‌زمان با حفر کانال سوئز که منجر به کوتاه شدن مسیر تجارت دریایی اروپاییان و توجه آن‌ها به منطقه شد رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش تجارت و کشتی‌رانی بر روی رود کارون استفاده کرد و در سال ۱۲۶۶ ش کشتی‌رانی را بر رود کارون برای خارجیان آزاد اعلام کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد تا اینکه در دورهٔ پهلوی و به‌تبع سیاست قاجارزدایی رضاشاه نام باستانی «اهواز» احیا شده و جای ناصری را گرفت.

سیدعبدالله جزایری که در قرن دوازدهم یعنی قرن‌ها پس از ویرانی اهواز می‌زیسته، فتنه صاحب‌الزنج را عامل عدم اعتنا و بی‌رغبتی خلفا دانسته که «بعد از تسکین فتنه چون خلفا را به عمارت آن ولایت رغبت باقی نماند و واماندگان آن‌جا از عمده ضبط آن همه نیشکر و ادای مال و جهات دیوانی آن‌ها بیرون نتوانستند آمد، لاجرم اکثر جلای وطن نمودند و…» به هر حال پس از ویرانی شهر اهواز در قرن چهارم هجری، فقط ویرانه‌ای از آن باقی‌مانده بود و در دورة مشعشعیان و پس از آن دسته‌ای از آل کثیر در آنجا کپرها یا چینه‌هایی بالا آورده دهکده‌ای آباد کرده بودند. سپس هم آنان رفته دسته‌ای از کعبیان در آنجا نشیمن داشته و در آن نزدیکی دیم‌کاری می‌کردند.[۳۵] با توجه به نوشته سیدعبدالله جزایری پیداست که در اواخر قرن دوازدهم هجری نیز اهواز حال و روز خوبی نداشته‌است. او می‌نویسد: «اکنون از عمارات آن‌جا همان قلعه موجود است که شیخ ناصر بن حمید آن را حصار کشیده مشتمل بر چند خانوار رعیت دیم‌کار.» پس از آن نیز اهواز به همین صورت بوده و در حد یک روستای کوچک باقی‌مانده بود. سر اوستن هنری لایارد که در زمان شیخ ثامر بنی‌کعب ۱۲۵۸ ق (۱۸۴۱ م) در این منطقه بوده به هنگام ذکر قلمرو بنی‌کعب، هیچ گونه نامی از اهواز نبرده و در عوض نام روستای ویس در شمال اهواز را در کتاب خود آورده‌است. این امر نشان می‌دهد روستای ویس پرجمعیت‌تر و آبادتر از اهواز بوده‌است.

کاپیتان هنت که در سال ۱۲۷۳ ق (۱۸۵۳ م) یکی از افسران ارتش انگلیس در جریان جنگ ایران و انگلیس در خرمشهر بوده و پس از فرار خانلرمیرزا به اهواز با کشتی به تعقیب خانلرمیرزا پرداخته، اهواز را این‌چنین دیده‌است: شهر اهواز مثل اکثر بلاد مشرق زمین دارای خانه‌های محقری است که از خشت و گل، بدون مراعات اصول صحی به ترتیب غیرمنظمی ساخته شده و در حدود یکهزار و پانصد الی دو هزار نفر جمعیت دارد، ایشان کاملاً خوش قیافه‌اند و اندکی سیاه‌چرده‌تر از اسپانیایی‌ها هستند.

بیست و شش سال بعد یعنی در سال ۱۲۹۹ ق (۱۸۸۲ م) حاج عبدالغفار نجم‌الملک از «قریه اهواز و قریب ۶۰ خانوار رعیت عرب» سخن گفته که «کدخدای آن شیخ نبهان» است. [شیخ بنهان عامری کعبی بازمانده همان کعبیانی است که پس از رفتن آل‌کثیر در قریهٔ اهواز نشیمن داشتند. قریه اهواز در حال حاضر قدیمی‌ترین محله شهر اهواز است که نام آن برگرفته از نام جدّ شیخ بنهان یعنی عامر است و به محله «عامری» معروف است، در جوار این محله نیز محله‌ای است که آن را «اهواز قدیم» می‌گفتند. به احتمال زیاد قریهٔ اهواز در محل این دو محله بوده‌است.] لرد کرزن که در سال ۱۸۹۰ م (۱۳۰۷ ق) از آن ناحیه گذر کرده جمعیت آن را تقریباً هفتصد نفر برآورد کرده‌است.

کشتی‌رانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و با توجه به طبیعت رودخانه کارون که در محل اهواز دارای چندین رگه صخره‌ای در بستر خود می‌باشد به دو بخش بالادست و پایین‌دست تقسیم شده بود. همچنین ویرانه‌های سد باستانی اهواز نیز که در زمان احداث باز هم بر روی بستر صخره‌ای بنا شده بود مانع دیگری برای کشتی‌رانی بوده‌است. شاخهٔ بالادست یا کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و شاخهٔ جنوبی یا پایین‌دست از اهواز تا خلیج فارس را دربرمی‌گرفته‌است؛ بنابراین کشتی‌هایی که از شوشتر حرکت می‌کرده‌اند در محل اهواز به‌ناچار بار خود را به کشتی دیگری در سمت جنوبی صخره منتقل می‌کرده‌اند. این دست به دست شدن بار موجب پیدایش انبارها و کاروان‌سراهای متعددی در اهواز شد و تبدیل به یکی از دلایل رونق تجارت و نتیجتاً رونق شهر اهواز گشت. از جمله تأسیسات مرتبط با بندر و تجارت در اهواز آن زمان، واگن اسبی بوده‌است که با احداث یک رشته خط آهن و توسط واگن‌هایی که با اسب کشیده می‌شده‌اند بار و کالای تجاری را در امتداد رودخانه و بین کشتی‌ها جابه‌جا می‌کرده‌است. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بندرهای تجاری معروف آن دوران دنیا در هند و آفریقا و خاور دور می‌باشد و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش‌گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده‌است.

به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازهٔ ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد و کشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند و سپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بودند منتقل کنند. کم‌کم ساختمان‌ها و تأسیساتی در این قسمت به وجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر می‌شد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمت‌های اهواز جدید بودند.

درگیری‌های مختلف دوران مشروطیت و کشف نفت در مسجدسلیمان و وضع اسف‌بار شوشتر در دوران قاجاریه از یکسو و شیوع طاعون مهلک در آخرین سال‌های قرن ۱۳ خورشیدی و همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از سوی دیگر و نیز رونق روزافزون اقتصادی اهواز باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود.

آزادی کشتیرانی در کارون پایین (از خرمشهر تا اهواز) در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) بر روی کشتی‌های خارجی، باعث رشد و رونق تجارت در ایالت و به ویژه شهرهای خرمشهر و اهواز گردید. افزایش حجم مبادلات و داد و ستد، صادرات کالا به خارج و واردات کالا به خرمشهر، سبب گردید تا مردم اندک اندک به شهرهای مزبور مهاجرت کرده بر جمعیت آن‌ها افزوده شود. کسب امتیاز آزادی کشتیرانی در رود کارون توسط انگلیسی‌ها در درجهٔ اول به منظور تسخیر بازارهای داخلی و مرکزی کشور بود و بدون ارتباط کارون با مناطق مرکزی کشور، آزادی کشتیرانی چندان مطلوب نبود. از این رو در اکتبر سال ۱۸۹۶. م (۱۳۱۳. ق) شرکت برادران لینچ پیشنهاد احداث جاده کاروان رو بین اهواز و اصفهان را به دولت ایران ارائه داد. پس از مذاکرات طولانی بین انگلیسی‌ها و دولت ایران، بالاخره در تاریخ سوم مارس ۱۸۹۸. م قرارداد احداث جاده مزبور بین چارلز هاردینگ دبیر اول سفارت انگلیس در تهران و علیقلی‌خان سردار اسعد به امضاء رسید.

یک سال بعد در سال ۱۸۹۹. م (۱۳۱۷. ق) راه مزبور افتتاح شد. افتتاح راه کاروان رو اهواز به اصفهان باعث رشد و تسریع مبادلات تجاری و واردات و صادرات کالا شد. همین امر یعنی احداث جادهٔ اهواز ـ اصفهان، اهمیت و نقش اهواز را به عنوان حلقهٔ وصل و پل ارتباطی محموله‌های آبی و محموله‌های خشکی بیش از پیش متجلی ساخت.

به دلیل وجود صخره‌های طبیعی موجود در رودخانه و آثار برجای مانده از سد باستانی شادُروان اهواز، ادامه حرکت کشتی‌ها به طرف شوشتر (مرکز آن زمان خوزستان) مقدور نبود؛ لذا کالاها قبل از مانع مذکور از کشتی تخلیه شده و با حمل آن‌ها به بالادست صخره‌ها، دوباره به وسیله کشتی‌های دیگر به سوی شوشتر روانه می‌شدند. در دوره قاجار، حکومت برای حفظ امنیت تجارت در کنار رودخانه پادگان و بندری بنا نمود که به بندر ناصری شهرت یافته بود.

با آزادی کشتیرانی در رود کارون و به ویژه پس از احداث جاده کاروان رو لینچ و افزایش حجم مبادلات تجاری، ساختمان‌ها و مستحدثات قبلی، جوابگوی این حجم وسیع از مبادلات نبودند. از این رو پس از آزادی کشتیرانی در رود کارون در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) حسین قلی‌خان نظام‌السلطنه حکمران جدید خوزستان مأموریت یافت که در آن ناحیه به‌طور جدی مشغول اصلاحات شود. همچنین گزارش جامعی در مورد طوایف ساکن در اطراف رودخانه کارون، کیفیت کشتیرانی آن و وضعیت نیروهای انتظامی در آن منطقه تهیه نماید. در این فرمان از نظام‌السلطنه خواسته شده بود که شش ماه از سال را در خرمشهر اقامت کند.

نظام‌السلطنه نیز در محلی پایین‌تر از این صخره‌ها، که محل تخلیه محموله‌های کشتی بود، ساختمان‌هایی بنا نهاد و برای حفظ کالاها و محموله‌های تخلیه شده، سرباز و پاسبان در آنجا بنشاند. ساختمان‌هایی که توسط نظام‌السلطنه برای تسهیل امور تجاری و تخلیه و بارگیری کالا احداث شده بودند به بندر ناصری معروف گردید. این ساختمان‌ها عبارت بودند از لنگرگاه، کاروانسرا، بازار و سربازخانه. وجه تسمیه نام ناصری نیز بر مبنای نام ناصرالدین شاه بود. این بندر در کناره شرقی رود کارون و رو به روی بندر امانیه ساخته شد. بندر امانیه نیز در کناره غربی رود کارون و در ابتدای جاده کاروان رو هویزه بود. کالاهای تخلیه شده در بندر ناصری با تراموای اسبی به سه کیلومتر بالاتر برده می‌شد تا از آنجا به شوشتر بارگیری شود.

در سال ۱۹۰۰، این شهر مستقیماً به بازارهای مرکز ایران متصل شد. در حقیقت اهواز به عنوان بندر ایالتهای مرکزی بود، به همین دلیل جمعیت آن رو به افزایش گذاشت. علاوه بر ساختمان‌های احداثی توسط نظام‌السلطنه، شرکت ناصری نیز تأسیساتی نظیر انبار کالا و اسکله، یک خط تراموای سبک بین کارون پایین (پایین سد) و کارون بالا (بالای سد) احداث کرد. از آنجایی که آزادی کشتیرانی در رود کارون و افتتاح جاده کاروان رو اهواز ـ اصفهان موجب رونق و توسعه اهواز شده بود و به اعتباری دیگر اصلی‌ترین بخش اقتصادی آن، همان تخلیه کالا در بندر ناصری و سپس بارگیری آن در اهواز بود، لذا رفته رفته نام اهواز تحت‌الشعاع نام ناصری قرار گرفت، آن یکی را بندر ناصری نامیدند و شهر اهواز را ناصری یا ناصریه گفتند.

رشد و گسترش تجارت و احداث بندر ناصری سبب گردید تا بسیاری از بازرگانان شهرهای شوشتر و دزفول از آن شهرها مهاجرت کرده و در بندر ناصری رحل اقامت گزینند. فتنه‌انگیزی و آشوب‌های شهر شوشتر و دودستگی میان مردم نیز مزید بر علت بود تا روند مهاجرت را تسریع بخشد، در شهر دزفول نیز دار و دسته شیخ محمدطاهر با شرارت‌های خود آرامش را از مردم سلب کرده بود، همین امر سبب شد تا بازرگانان آن شهر تمایل و رغبت بیشتری به مهاجرت نشان دهند. در حقیقت این اولین مهاجرت شوشتری‌ها و دزفولی‌ها به اهواز بود، همین امر سبب شد تا چند سال پس از آزادی کشتیرانی در رود کارون یعنی در سال ۱۸۹۲. م (۱۳۱۰. ق) و حتی پیش از افتتاح جاده کارون رو اهواز ـ اصفهان، معین‌التجار، کاروانسرایی با ۲۴ دهنهٔ مغازه در اهواز احداث کند و به قول کنسول انگلیس او درصدد است بر تعداد آن‌ها بیفزاید. نظام‌السلطنه حاکم ایالت و معزالسلطنه به اتفاق هم دو کاروانسرای دیگر ساختند. آن‌ها هم‌چنین دو راسته بازار احداث کردند. معین‌التجار نیز به پیروی از آن‌ها یک راسته بازار احداث کرد. بدین ترتیب در آستانه جنگ جهانی اول (۱۹۱۴. م) بندر ناصری باعث گسترش روستای اهواز شد و کار به جایی رسید که در سال ۱۳۰۳. ش (۱۹۲۵. م) به دستور رضاشاه پهلوی مرکز استان ششم (خوزستان) از شوشتر به بندر ناصری تغییر کرد. بعدها در شهریور ۱۳۱۴ به موجب تصویب هیئت وزیران نام بندر ناصری به اهواز تغییر یافت.

اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پرآب کارون واقع شده‌است. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پرجمعیتی مانند کمپلو، شیلنگ آباد، لشکرآباد، خشایار و محله‌های نوساز نظیر گلستان، اکباتان، کیانشهر، مهرشهر، کیانپارس، کیان‌آباد و پردیس قرار دارند. امانیه و فلکه ساعت کوی اداری-تجاری و هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده، خیابان‌های نادری (سلمان فارسی) و امام خمینی (پهلوی) و آزادگان (۲۴متری یا ششم بهمن یا رضاشاه کبیر) و شریعتی (۳۰ متری یا کوروش کبیر) و باغ شیخ (ادهم) و طالقانی (شاپور) و زند (اباذر) مرکز قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محله‌های معروف پادادشهر، آریاشهر، زیباشهر، سپیدار، مهدیس، باهنر، حصیرآباد، رسالت، منبع آب، کوروش، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقع‌اند.

در حال حاضر پروژه‌های عمرانی بزرگی در اهواز در دست احداث می‌باشد که با افتتاح آن‌ها چهرهٔ شهر و وضعیت حمل و نقل شهری دگرگون خواهد شد. مهم‌ترین این پروژه‌ها اتوبان کمربندی اهواز، پل نهم کارون، پروژه پارک مالیات و مترو می‌باشند.

میدان نفتی اهواز چهارمین میدان بزرگ نفتی ایران است، که در سال ۱۳۳۷ با حفر چاه شماره۶ اهواز کشف گردید. در حال حاضر ظرفیت تولید میدان اهواز به‌طور میانگین معادل ۷۵۰ هزار بشکه در روز می‌باشد. میزان نفت درجای این میدان معادل ۳۷ میلیارد بشکه است. اولین چاه اکتشافی در میدان نفتی اهواز، در مرداد ۱۲۹۱ تا عمق ۱۱۰۰ متری حفاری شد و در پی اقتصادی نبودن تولید از آن، عملیات اکتشاف متوقف شد. چاه شماره۲ اهواز نخستین چاهی بود، که به سازند آسماری رسید، این چاه تا کلاهک گازی حفاری گردید، اما بار دیگر عملیات حفاری در این میدان متوقف شد. بین سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۶ سه حلقه چاه دیگر نیز در میدان نفتی اهواز حفاری شد. مخزن آسماری میدان نفتی اهواز در سال ۱۳۳۷ با حفر چاه شماره۶ اهواز توسط شرکت سهامی اکتشاف و استخراج نفت، کشف گردید. یک سال بعد، در سال ۱۳۳۸ تولید از میدان نفتی اهواز با میزان ۳۵ هزار بشکه در روز آغاز شد.

تولید از مخزن بنگستان میدان نفتی اهواز در سال ۱۳۵۰ آغاز گردید. حجم ذخیره درجای نفت خام مخزن بنگستان میدان اهواز در حدود ۳۱ میلیارد بشکه برآورد می‌شود. تاکنون بیش از ۴۶۰ حلقه چاه نفت در میدان اهواز حفاری شده‌است. میدان نفتی اهواز از میدان‌ها تحت مدیریت شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب است، که عملیات تولید از آن توسط شرکت بهره‌برداری نفت و گاز کارون انجام می‌گیرد. طول این میدان ۶۷ کیلومتر و عرض آن ۶ کیلومتر است، که از شمال با میدان نفتی رامین، از شرق با میدان نفتی مارون، از جنوب با میدان نفتی شادگان و میدان نفتی منصوری و از غرب با میدان نفتی آب تیمور و میدان نفتی سوسنگرد مجاور است.

در سال ۱۲۹۴ ه‍.خ بین مردم عرب خوزستان و انگلیس جنگی رخ داد که این جنگ در دو مرحله صورت گرفت. مرحلهٔ اول جنگ مردم عرب خوزستان با اسلحه سرد بود که منجر به شکست انگلیس شد. در مرحله دوم انگلیس با اسلحه گرم سنگین روبروی مردم عرب خوزستان قرار گرفت اما اسلحهٔ مردم عرب تغییری نکرد و با همان اسلحه‌های سرد با انگلیس روبرو شدند که منجر به کشته شدن صدها نفر از مردم عرب شد، آرامگاه این کشته شدگان در ۱۰ کیلومتری اهواز-سوسنگرد (المنیور) قرار دارد. از معروفترین شخصیت‌های این جنگ حاج سبهان و همچنین عاصی الشرهان بودند که از شیوخ بنی طرف به‌شمار می‌آمدند. این جنگ به نبرد جهاد مشهور است. در جریان جنگ جهانی اول علمای نجف من‌جمله «محمدکاظم طباطبایی یزدی» که مرجع تقلید عالم تشیع بود به منظور جلوگیری از تهاجم انگلیس به کشورهای اسلامی و تجهیز قوای مسلمان فتوای جهاد علیه قوای مهاجم را صادر کردند.

پس از ابلاغ فتوا عشایر عرب خوزستان من‌جمله دشت آزادگان از مناطق سوسنگرد، بستان، بخش مرکزی شهرستان حمیدیه، هویزه و روستاهای اطراف به سوی اهواز به حرکت درآمدند و پس از تقریباً ۵۰ کیلومتر پیاده‌روی در دشتی بین اهواز و حمیدیه برابر قشون انگلیس صف‌آرایی کردند. بسیاری از طوایف دشت آزادگان در این جنگ حضور داشتند. نیروهای انگلیس از چندین لشکر مجهز به توپخانه و سلاح سنگین تشکیل شده بودند و «ویلسون» یکی از قوای انگلیسی با همکاری شخصی به نام «کوکی» از شعیبه و بصره و خرمشهر به اهواز آمد و در آنجا متمرکز شد. ویلسون، نخست نامه‌ای به عشایر منطقهٔ دشت آزادگان نوشته، و اعلام کرد که قشون انگلیس هیچ گونه دشمنی‌ای با آن‌ها ندارند لذا آنان نیز به نوبهٔ خود اجازه دهند لشکریان بریتانیا به راه خود ادامه دهند. عشایر خوزستانی در اهواز با رد پیشنهاد انگلیس به ویلسون نوشتند که به هیچ وجه اجازهٔ عبور به قوای انگلیس را نخواهد داد و برای جنگ با لشکریان ویلسون به خط اول جبهه آمدند. سلاح عشایر مناطق در این جنگ «تفنگ»، «فاله»، «چماق قیری» (مگوار)، نیزه و شمشیر بود.

نیروهای انگلیس پس از دریافت پاسخ عشایر از اهواز به طرف تپه‌های منیور در غرب اهواز به حرکت درآمدند و برای جنگ با عشایر آماده شدند. عشایر با سردادن شعارهای اسلامی خود را برای شهادت آماده ساخته بودند. با توجه به برتری ارتش انگلیس و عدم امکانات جنگی عشایر، به افراد تحت فرماندهی خویش دستور دادند که با یورش شبانه خود به انگلیسی‌ها اجازهٔ استفاده از توپخانه و سلاح سنگین را ندهند. در این زمان نیروهای عثمانی به کمک نیروهای خوزستان آمدند. در این نبرد یاری بین عشایر عرب و ترک مشهود بود. سید «طاهر هاشمی آل مهدی» بزرگ عشیرهٔ سادات آل مهدی، آخرین رزمندهٔ دفاع عشایر عرب خوزستان در برابر قوای انگلیسی بود که تیرماه سال ۱۳۸۹ در سن ۱۱۲ سالگی بر اثر کهولت سن، دارفانی را وداع گفت. در اهواز بارها سالگرد این جنگ مورد تقدیر قرار می‌گیرد و در نود و پنجمین مراسم سالگرد آن با حضور ۴۰ خبرگزاری داخلی و خارجی جهت پوشش خبری این مراسم و انعکاس آن دعوت به عمل آمده بود. تجمع بزرگ عشایر عرب خوزستان در محل یادمان عشایر عرب خوزستان در ۱۵ کیلومتری غرب اهواز پشت روستای گمبوعه با حضور علما، مسئولین کشوری و استانی و عشایر خوزستان برگزار شد. در این مراسم امام جمعه اهواز گفت مردم خوزستان با انگلیسی‌ها را در سه محور غرب، شمال اهواز و شهرستان شادگان شرکت داشتند و اظهار داشت: درگیری اول در حد فاصل اهواز و حمیدیه با شرکت طوایف بنی طرف، سواری، بنی سالم، سواعد و… رخ داد که حماسه المنیور را رقم زد. محور دوم درگیری در شمال اهواز و با حضور طوایف زرگان، باوی، حمیدی، نواصر، سلامات و در یک عملیات پارتیزانی به انفجار لوله‌های نفت شرکت انگلیسی منتهی شد و سومین محور عملیات در منطقه شادگان توسط طوایف بنی کعب و دیگر عشایر فهیم منطقه به فرماندهی سیدجابر آلبوشوکه و الوان کعبی علیه نیروهای اشغالگر انجام شد.

در نخستین دوره از اجرای طرح پایتخت کتاب ایران، ۶۴ شهر با ۳۹۰ طرح و برنامه به این فراخوان جواب داده و تقاضا داشتند به عنوان پایتخت کتاب ایران انتخاب شوند. پس از ارزیابی‌های کارشناسی ۱۰ شهر به مرحله نهایی راه یافتند و به هیئت داوران معرفی شدند. هیئت داوران با در نظر گرفتن اهداف و شاخص‌های ارزیابی، در اولین مرحله از داوری، شهرهای یزد، بوشهر، گنبدکاووس، نیشابور و اهواز را به عنوان نامزدهای نهایی جشنواره معرفی کردند. در نهایت بر اساس بیانیه هیئت داوران پایتخت کتاب ایران، اهواز به دلیل ارائه برنامه‌های نوآورانه، مشارکت‌جویانه، مؤثر و منسجم و استفاده از ظرفیت‌های بخش خصوصی، تشکل‌های مردمی، صنایع و مراکز ورزشی و فرهنگی، لوح افتخار وزرای کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی و لوح تقدیر کمیسیون ملی یونسکو را دریافت کرد و به عنوان اولین پایتخت کتاب ایران در سال ۱۳۹۴ معرفی شد.

دولت ایران در سال ۱۳۸۴ و در اعتراض به محتوای سلسله گزارش‌های الجزیره از مناطق عرب‌نشین خوزستان، دفتر این شبکه را در تهران تعطیل و عباس ناصر خبرنگار لبنانی آن را از ایران اخراج کرد اما در تیرماه ۱۳۸۵ فعالیت دفتر الجزیره در تهران از سر گرفته شد. هم‌اکنون الجزیره نسبت به دیگر شبکه‌های خبری عربی، تحولات ایران را با نگاه مثبت پوشش می‌دهد. در یک پژوهش انجام شده این نتیجه به دست آمده که ۶۷ درصد مردم عرب تحت نظرسنجی اهواز از شبکه الجزیره به عنوان اولین رسانه خبری استفاده می‌کنند، به‌طوری‌که میزان استفاده از سایر رسانه‌های دیگر در مقایسه با این شبکه در مرتبه خیلی پایین‌تری قرار دارند.

بیشینه مردم اهواز (۴۵٪) فارسی‌زبان هستند و به لهجه اهوازی زبان فارسی سخن می‌گویند. عرب‌ها (۳۶٪) و بختیاری‌ها (۱۶٪) نیز به ترتیب دومین و سومین گروه قومی بزرگ اهواز هستند. اقلیت‌های قومی مندایی، ارمنی، کلیمی و زرتشتی نیز در اهواز ساکن هستند. طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در اهواز به قرار زیر بود: اقوام دیگری نیز در دوره‌های مختلف در این شهر ساکن بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به کلیمیان اشاره کرد. جمعیت کلیمیان اهواز در قرون وسطی به سرعت رو به رشد بود به‌طوری‌که این شهر در دوران اشغال جنوب ایران به دست انگلستان یکی از مراکز صهیونیزم به‌شمار می‌آمد و از شهرهای دیگر یهودیان به این شهر مهاجرت می‌کردند. پس از ۱۹۴۸ میلادی بسیاری از کلیمیان مهاجرت کرده به اهواز به اسرائیل و تهران مهاجرت کردند سایر آنان نیز پس از انقلاب ۱۳۵۷ اهواز را ترک کردند به‌طوری‌که در اوایل سده ۲۱ کمتر از ۵ خانواده کلیمی در اهواز زندگی می‌کردند. یهودیان بیشتر در حرفه داروسازی فعالیت داشتند.

اهواز مرکز اقلیت دینی مندائیان در ایران است که اکثراً در پیشه نقره‌کاری فعالیت دارند. اهواز یکی از اسقف‌نشین مسیحیان کاتولیک کلدانی است و شماری از آشوریان را در خود جای داده‌است. مندائیان یا صابئین پیروان یحیی و یکی از اقلیت‌های مذهبی ایران هستند که در خوزستان صبّی می‌نامند و تعمید در آب جاری، همه ابعاد زندگی منداییان را دربرگرفته‌است. محل تمرکز منداییان ایران در مجاورت رود کارون در استان خوزستان است. صابئین مندایی، هر یکشنبه در کنار رودخانه کارون غسل تعمید می‌بینند. تعمید اصلی‌ترین منسک مندائیان است که در زبان مندائی، «مصویا» گفته می‌شود. تعمید فقط باید توسط روحانی مندائی انجام شود. انجام تعمید به خودی خود در هر زمانی مستحب است. فرد روحانی مندایی داخل آب می‌رود و سپس فرد تعمید شونده در آب می‌نشیند. اگر کودک باشد، همراه فرد دیگری داخل آب می‌رود. ا خواندن «بوثه» ای دیگر آب روی سر فرد ریخته می‌شود. سپس فرد از آب بیرون آمده، روی صندلی، کرسی یا تخته‌ای می‌نشیند و روحانی بار دیگر از «گنزاربا» می‌خواند. سپس فرد دعای توبه یا حفاظت را می‌خواند و نان و آب مقدس را می‌خورد. مناسک ازدواج در صبح یکشنبه آغاز می‌شود و عروس و داماد هر کدام دو بار توسط روحانی تعمید می‌شوند. بعد از انجام تعمیدها عروس و داماد از محل تعمید که لب رودخانه‌است به محل اجرای مراسم ازدواج می‌روند. مناسک عروسی مندایی مناسکی مشتمل بر عهد گرفتن از عروس و داماد، خوردن غذای مشترک آئینی و رد و بدل کردن آئینی بعضی هدایا است. در اهواز اقلیت دینی زرتشتی همانند سایر زرتشتیان ایران، در جشن‌ها و مراسم مختلف گرد هم می‌آیند و آداب و رسوم خود را برپا می‌کنند. در روز دهم بهمن ماه هر سال زرتشتیان اهواز گرد هم می‌آیند و با برافروختن آتش و خواندن سرود و نیاش آیین جشن سده را به جا می‌آورند. جامعه ارامنه اهواز اقلیتی در این شهر هستند که نفود آن‌ها در سال‌های گذشته بیشتر نمایان بود؛ برای مثال ساعت وسط فلکه ساعت توسط جامعه ارامنه مستقر در اهواز به شهرداری اهدا شد؛ سازنده بنای فلکه ساعت از کارمندان شهرداری اهواز به نام «آرشاویر ابراهیمیان» بود. فلکه ساعت یکی از مشهورترین فلکه‌های ایران در یکی از قدیمی‌ترین و با اصالت‌ترین محله‌های اهواز قرار دارد. بدنه از سنگ سفید مرمر ساخته شده‌است. در برخی متون اعلام شده سنگ سفید مرمر این بنا از ولایت هرات افغانستان به اهواز آورده شده‌است. این سنگ‌ها در گذر زمان و پس از ۶۵ سال آسیبی ندیده‌اند.

اهواز در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۶۵ دقیقه طول شرقی، در بخش جلگه‌ای خوزستان و با ارتفاع ۱۲ متر از سطح دریا واقع شده‌است. بخش بزرگی از استان خوزستان، جلگه است و شهر اهواز نیز در بخش جلگه‌ای جای دارد ولی کمبود شدید پوشش گیاهی سبب گرمی و خشکی اهواز شده و آن را در رده گرمترین مناطق ایران جای داده‌است. در زمستان سرما تا پنج درجه سانتیگراد کاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتیگراد افزایش می‌یابد. البته از سال ۱۳۸۱ برنامه‌های سودمندی برای افزایش سرانه فضای سبز شهری در اهواز انجام شده که از آن‌ها می‌توان به کاشت گونه کنوکارپوس که بومی فلوریدا است اشاره کرد.

بر اساس آمار رسمی، اهواز پس از اصفهان و تهران، بیشترین آلودگی هوا را دارد. میزان آلودگی هوا در این شهر روزبه‌روز افزایش یافته و شدیدتر می‌شود. مهم‌ترین علت آلودگی هوای اهواز، گردوغبار و حمل‌ونقل درون‌شهری است و دیگر عامل آلودگی‌ها گسترش افسارگسیخته بافت شهری و رسیدن آن به کارخانه‌هایی مانند ایران کربن و فولاد خوزستان است. بارها از طرف سازمان‌های مختلف همچون سازمان حفاظت محیط زیست استان خوزستان اعلام شده که اهواز ۸ برابر بیش از حد مجاز آلوده‌است، به همین دلیل بیشتر پروازها لغو و مدارس و کودکستانهای این شهر تعطیل می‌شوند، برخی سازمانهای دولتی دلیل این گرد و غبار را آلودگی ناشی از گرد و غبار صحرای عربستان و جنوب عراق و همچنین نبود بارش باران و نبود پوشش گیاهی در برخی مناطق خوزستان دانسته‌اند. دامنهٔ گسترش این آلودگی به استان‌های ایلام، لرستان و برخی از شهرهای استان فارس و بوشهر نیز بروز کرده.

بر اساس برنامه‌های سازمان محیط زیست، در صورت افزایش ۵۰۰ هکتاری پوشش گیاهی در شهر اهواز، و انجام پروژه کمربند سبز، بین چهار تا شش درجه از گرمای هوا در اهواز کاسته خواهد شد، و آلودگی هوا نیز تا حد چشمگیری پایین خواهد آمد. وانگهی از پاییز ۱۳۸۵ کل استان خوزستان درگیر پدیده توفان خاک شده‌است که زیان‌های مالی و جانی فراوانی به بار آورده‌است و گمان نمی‌رود با این برنامه‌ها بتوان آن را ناپدید یا کم نمود.

در سال ۲۰۱۱ بر پایهٔ گزارش سازمان بهداشت جهانی شهر اهواز آلوده‌ترین شهر جهان شناخته شده‌است. بحران زیست‌محیطیِ ریزگردها باعث شده‌است شهر اهواز -مرکز این استان- از سوی سازمان بهداشت جهانی به عنوان یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان شناخته شود که باعث مشکلات تنفسی ساکنان این شهر شده‌است. احتمال آلوده بودن این ریزگرد به مواد رادیواکتیو نگرانی‌های گسترده‌ای در مورد تأثیر این پدیده بر سلامت شهروندان به وجود آورده‌است. سالانه حدود ۲۲ هزار نفر در استان خوزستان به دلیل مشکلات ناشی از آلودگی هوا و ریزگردها به بیمارستان و مراکز درمانی مراجعه می‌کنند. در آبان ۱۳۹۴ در پی بارش باران اسیدی در این استان، برای صدها نفر مشکلات تنفسی پیش‌آمد که آنان را به بیمارستان کشانده و به بستری‌شدن بیش از یکصد نفر منجر شد.

با قطع‌شدنِ آب و برق، خوزستان به‌حالت نیمه‌تعطیل درآمد. از نخستین ساعت‌های بامداد شنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ خورشیدی، آب، برق و اینترنت در اغلب شهرهای بزرگ خوزستان قطع شده و مراکز آموزشی و اداره‌ها تعطیل شدند. گردوغبار شدید و رطوبت زیاد علت این وضعیت اعلام شد. در پیِ آن، جمعی از مردم اهواز در اعتراض به شرایط سخت و روزهای بحرانی اخیر خوزستان در اهواز تجمع کردند. در این تجمع مردم با شعارها و در دست داشتن پلاکاردهای اعتراضی، اعتراض خود را به وضعیت قطعی آب و برق، نبودِ مدیریت مناسب در شرایط آلودگی هوا و در شرایط بحرانی خوزستان و عملکرد ضعیف رئیس سازمان محیط زیست در رسیدگی به موضوع ریزگردها و بحث انتقال آب، اعلام و خواستار رسیدگی سریع به این موضوعات شدند.

کارون که پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران است از کوه‌های بختیاری سرچشمه گرفته و از میانهٔ اهواز عبور می‌کند. این رود با طول ۹۵۰ کیلومتر طولانی‌ترین رودی‌ست که تنها در داخل ایران قرار دارد و همچنین تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است. همچنین آب آشامیدنی کلان‌شهر اهواز از رودخانه کارون تأمین می‌شود. پیچ‌وخم‌های موجود در سر راه این رود، خوزستان را به جلگه‌ای بزرگ تبدیل کرده‌است. سدهای مختلفی بر روی این رودخانه ساخته شده‌اند که مهم‌ترین آنها، سدهای کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، سد مسجدسلیمان و در پایین‌تر، سد گتوند علیا و سد تنظیمی گتوند هستند.

گسل اهواز به طول تقریبی ۱۰۰ کیلومتر، مهم‌ترین گسل شهر اهواز است که از میانهٔ شهر عبور می‌کند. گسل اهواز از نوع واژگون و در برخی مناطق از نوع راندگی است و دستکم سازه‌های قدیمی‌تر از میانه‌زیستی را جابه‌جا کرده‌است. راستای گسل اهواز شمال باختری - جنوب خاوری است که با نام گسل پیش‌بوم اهواز شناخته می‌شود (Ahwaz Foreland Fault). نمونه‌گیری‌های به عمل آمده از گسل اهواز بیانگر فعال بودن این گسل است. سن‌یابی صورت گرفته با روش ترمولومینسانس بر روی گسل هواز برآوردی ۴۰۰۰ سال را به عنوان یک فعالیت زمین‌ساختی مهم برای گسل اهواز و رویداد یک زمین‌لرزه بزرگ که سبب جابه‌جایی مسیر کارون شده‌است را نشان می‌دهد و از آنجا که رویداد یک زمین لرزه بزرگ را در سال ۸۴۰ میلادی در منطقه اهواز گزارش کرده‌اند بنابراین با کسر این دو مقدار می‌توان عدد ۲۸۰۰ سال را به عنوان دوره بازگشت احتمالی لرزه‌زایی گسل اهواز در نظر گرفت.

فرودگاه اهواز (یاتا:AWZ و ایکائو:OIAW) که اخیراً بنام «فرودگاه بین‌المللی سپهبد شهید قاسم سلیمانی» نامگذاری شده‌است، فرودگاهی است که در اطراف شهر اهواز در جنوب غربی ایران واقع شده‌است. شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی (ایران ایر)، ایران ایرتور، آسمان، ماهان، کاسپین، تابان، کیش‌ایر، حمل و نقل هوایی نفت، ساها، ارم، فارس ایر قشم و قشم ایر در فرودگاه اهواز فعال هستند، میانگین پروازهای داخلی و خارجی فرودگاه بین‌المللی اهواز روزانه ۱۸ پرواز می‌باشد.

ایستگاه راه‌آهن اهواز در سال ۱۳۰۶ خورشیدی، افتتاح شد و هم‌اکنون نیز دردست بهره‌برداری است. یک ایستگاه راه‌آهن دیگر نیز در این شهر موجود است به نام ایستگاه راه‌آهن کارون که قطارهای باری و مسافرتی از آن‌جا به بندر امام خمینی می‌روند.

اهواز کنونی به دلیل وجود دانشگاه‌های بزرگ و معتبر از لحاظ آموزش عالی در جایگاه بسیار ممتازی در سطح کشور می‌باشد. یکشنبه ۲ مهرماه سال ۱۳۳۴ دانشگاه گندی‌شاپور تأسیس شد که چندی بعد به جندی‌شاپور تغییر نام داد و تا آغاز انقلاب اسلامی به همین نام شناخته می‌شد. دانشکدهٔ کشاورزی اولین دانشکدهٔ راه‌اندازی‌شده در دانشگاه و رشته‌های کشاورزی، ادبیات، ریاضی و پزشکی از اولین رشته‌های ارائه‌شده در دانشگاه جندی‌شاپور می‌باشد. یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۳۷ نخستین گروه سی و هشت نفری فارغ‌التحصیلان دانشکدهٔ کشاورزی دانشگاه جندی‌شاپور طی مراسمی گواهی‌نامهٔ خود را دریافت داشتند. دانشکده‌های مهندسی، الهیات در بدو شروع انقلاب اسلامی و مجتمع دزفول در سال ۱۳۶۶ و مابقی دانشکده‌ها پیش از انقلاب اسلامی شروع به فعالیت نموده‌اند. با توجه به صنعتی بودن ناحیهٔ خوزستان فعالیت‌های تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و ده‌ها تألیف و ترجمه و صدها طرح تحقیقاتی حاصل تلاش‌های محققین این دانشگاه است.

هم اینک بیش از ۱۷۰ رشته در ۵۷ گروه آموزشی و ۱۳ دانشکده در حال فعالیت در این دانشگاه می‌باشند و رشته‌های پزشکی نیز به دانشگاه مستقلی تحت نام دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز تبدیل شدند. هم‌اکنون در اکثر رشته‌ها دورهٔ لیسانس و فوق لیسانس و در رشته‌های کشاورزی، علوم تربیتی و روان‌شناسی، ریاضی، دامپزشکی، شیمی دوره‌های دکتری برگزار می‌شود. دانشگاه شهید چمران دارای فضای آموزشی بسیار وسیع و مناسبی می‌باشد به‌طوری‌که در بین دانشگاه‌ها یکی از چهار دانشگاه بزرگ کشور و بزرگ‌ترین دانشگاه در جنوب و غرب کشور است.

یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهر اهواز پل‌های اهواز هستند. هم‌اکنون ۹ پل بر روی کارون در اهواز وجود دارد که اولین آن‌ها یعنی پل سیاه مختص عبور قطار می‌باشد. از ۸ پل دیگر پل سفید (پل اول - پل معلق) و پل هشتم به دلیل سبک خاص معماری و طراحی زیبایش، چشم‌انداز زیبایی به شهر داده‌اند. آخرین پل اهواز با نام پل نهم در ۱۳۹۹ به بهره‌برداری رسید.

اهواز دارای چندین فرهنگسرا می‌باشد. فرهنگ سرای اهواز در مساحت ۱۲۰۰۰ متر مربع دارای فضاهای مجزای اداری، رستوران، سالن سینما، آمفی تئاتر و سرای هنرمندان می‌باشد. این پروژه به منظور محاسبات و طراحی تأسیسات الکتریکی شامل سیستم روشنایی، سیستم نیرو و سیستم فشار ضعیف شامل سیستم‌های اعلام حریق، صوتی، تلفن طرح‌ریزی شده‌است. فرهنگسرای مهدیه واقع در کوت عبدالله. فرهنگسرای علوی: فرهنگسرای شیبان، در زمینی به مساحت هزار متر و با زیر بنای ۹۵۰متر مربع در دو طبقه شامل: خانه فرهنگ (کلاس‌های آموزشی و اداری و فضاهای نمایشگاهی) کتابخانه:مخزن کتاب و سالن مطالعه خواهران و برادران فعالیت خود را آغاز می‌کند. فرهنگسرای گلستان واقع در منطقه ۴ شهرداری.

جاذبه های اهواز

رود کارون: زمانی کارون بزرگ‌ترین و پرآب‌ترین رودخانه ایران بود و برای جنوبی‌های کشورمان مکانی خاطره‌ساز محسوب می‌شود؛ اما امروزه این رودخانه در معرض خطر کم‌آبی و خشکی قرار دارد. رود کارون با ۹۵۰ کیلومتر طول، طولانی‌ترین رود ایران است که سرچشمه‌ی اصلی آن زردکوه بختیاری در استان چهارمحال و بختیاری است.  کارون که آب آشامیدنی اهواز از آن تامین‌ می‌شود، گنجایش آن را دارد که به مکانی تفریحی بسیار پررونقی تبدیل شود و میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشد. این رود در ۲۰ بهمن سال ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران به ثبت رسید. 

پل سیاه اهواز: پل سیاه در سال ۱۳۰۸ و همزمان با احداث راه‌ آهن سراسری ایران ساخته شد و بعدها به دلیل رنگ سیاه بدنه و پایه‌های آن به پل سیاه شهرت یافت. با طول ۱۰۵۰ متر و عرض ۶ متر، این پل تقریبا در محل پل تاریخی اهواز (با نام پل شادووان و دارای قدمت ساسانی) روی رودخانه کارون احداث شد تا خط آهن بندر امام خمینی، در جنوب استان خوزستان و در ساحل خلیج فارس را به راه‌آهن سراسری خرمشهر ـ تهران ـ شمال وصل کند. با قدمتی که به دوره پهلوی اول برمی‌گردد، این پل از مکان های تاریخی و دیدنی های اهواز است که در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۷۸، با شماره ثبت ۲۵۹۹ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید.

حمام نفت سفید: حمام نفت سفید از مکان های دیدنی استان خوزستان در شهر قدیمی نفت سفید است که در ۳۶ کیلومتری شهرستان هفتکل و ۵۵ کیلومتری اهواز قرار دارد. با قدمتی که به دوره قاجار بازمی‌گردد، این حمام تاریخی توسط مرحوم استاد معتمدی ساخته شده است و شامل دو بخش زنانه و مردانه می‌شود. با توجه به ارزش تاریخی، حمام نفت سفید با شماره ۳۲۹۰۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. 

دانشگاه سه ‌گوش اهواز: شاید اهواز به داشتن کارون و پل‌هایش معروف باشد؛ اما ساختمان‌های قدیمی دارد که از یادگارهای آغاز دوره‌ معاصر در اهواز هستند. یکی از بناهای قدیمی و جاهای دیدنی اهواز ساختمان معروف به دانشگاه سه‌گوش است که استادان و دانشجویان بسیاری روزهای جوانی را در آن‌جا گذرانده‌اند. سال است که اهوازی‌ها ساختمان دانشگاه سه‌گوش را در کرانه‌ کارون می‌بینند. ۸۶ سال است که درشکه‌ها، ماشین‌ها، چشم‌های بی‌تفاوت یا مشتاق از کنار سه‌گوش می‌گذرند؛ اما شاید کمتر کسی بداند طی این سال‌ها چند بار نقش این بنای زیبا تغییر کرده است. این یادگار قدیمی هنوز و همچنان مانند انگشتری بر نگین اهواز می‌درخشد. ساختمان سه‌گوش در سال ۱۳۰۸ به‌عنوان ساختمان بانک ملی مرکزی اهواز افتتاح شد. سه سال بعد به مقر اداره حکومتی ولایت یا همان استانداری تبدیل شد. در سال ۱۳۲۱ که اهواز در جنگ دوم جهانی اشغال شد، عمارت سه‌گوش مقر ارتش متفقین بود. در ۱۳۳۰ مقر سازمان امریکای اصل چهار ترومن یا Point Four، ستاد استانداری خوزستان، ستاد فرمانداری اهواز و اداره کل دارایی خوزستان بود. تا این‌که بالاخره در سال ۱۳۳۶ به مبلغ ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از بانک ملی ایران خریداری شد و برای مدت طولانی، دانشکده پزشکی دانشگاه جندی‌شاپور نام گرفت. اما داستان به همین‌جا پایان نیافت. ساختمان سه‌گوش از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۰، محل دانش‌سرای عالی تربیت دبیر، مرکز علوم پایه دانشگاه جندی‌شاپور، مرکز علمی و سمعی-بصری دانشگاه جندی‌شاپور و دانشکده علوم و سازمان مرکزی دانشگاه جندی‌شاپور بود. سال ۱۳۵۰ بود که به دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه جندی‌شاپور تبدیل شد. دانشجویان ادبیات و زبان‌های خارجی در سال ۱۳۸۹ اثاث‌کشی کردند و  از این ساختمان پرخاطره به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز رفتند. سه‌گوش اکنون در حال مرمت است.

پل سفید اهواز: پروژه‌ ساخت پل معلق یا پل سفید اهواز از سال ۱۳۱۲ کلید خورد. آن موقع تنها پلی که روی رودخانه‌ کارون ساخته شده بود، پل فلزی راه‌آهن مشهور به پل سیاه بود که راه‌آهن سراسری را به بندر امام خمینی (بندر شاپور آن زمان) وصل می‌کرد. ۱۷ خرداد ۱۳۱۲ قرارداد ساخت این پل بین میرزا علی‌خان منصور، وزیر طرق و شوارع ایران و اسکار لیندال، نماینده یک شرکت سوئدی سونسکاانتر پرناداکتی پولاکت منعقد بسته شد. هزینه‌ ساخت پل معلق ۵ میلیون و ۷۸۰ هزار ریال برآورد شده بود که پرداخت آن به‌عهده‌ بانک ملی ایران بود. مصالح و لوازم ساختمان پل از طرف شرکت سنتاب پس از تایید رسمی سفارت ایران در استکلهم به کشور سوئد داده شد. اوایل مهر ماه سال ۱۳۱۳ بود که موقعیت مکانی پل روی کارون تعیین شد. یک مهندس آلمانی همراه با همسرش مسوولیت اجرایی ساخت پل را برعهده گرفتند. آزمایش پل چهار ساعت و نیم به درازا کشید و سرانجام پس از ده و نیم روز در ۳۰ شهریور ۱۳۱۵ با بیش از هفت ماه تاخیر با ضمانت بیست و چهار ماهه و عمر مفید پنجاه ساله به ناحیه راه آهن جنوب تحویل داده شد. سپس در تاریخ پانزده آبان‌ماه ۱۳۱۵ افتتاح شد و شروط زیر برای آن وضع شدند:

- در موقع عبور، بیش از یک ماشین روی پل در حرکت نباشد؛

- چند درشکه پشت سرهم روی پل در حرکت نباشد؛

- حداکثر سرعت اتومبیل روی پل ۵ کیلومتر در ساعت باشد.

بازار عبدالحمید اهواز: بازار عبدالحمید قدیمی‌ترین بازار اهواز به‌ شمار می‌‌رود و در خیابان نظامی یا نظری‌پور، بین خیابان نادری و امام خمینی واقع شده است. این بازار در دوره‌ی قاجار نه‌ تنها بسیار رونق داشت؛ بلکه پاتوق پول‌دارهای منطقه برای خریدهای ریز و درشت نیز بود. خانه‌ی دادرس که از جمله‌ خانه‌های به‌جا مانده از دوره‌ی قاجار در اهواز است، در بازار عبدالحمید قرار دارد. اين بازار به جامانده از دوره قاجار در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسيد و امروزه در شمار مکان های دیدنی اهواز قرار دارد. 

خانه ماپار اهواز: خانه‌ ماپار یکی از خانه‌های قدیمی اهواز است که به فاصله‌ اندکی از رودخانه‌ کارون در خیابان خوانساری قرار دارد.روزگاری ‌زندگی با همه‌ خوب و بدش در این خانه جریان داشته است. این بنا شاهد گذر تاریخ بوده و در دل هر سنگ و آجر آن خاطره‌ای نهفته است. اکنون خانه‌ ماپار بازسازی و به یکی از جاذبه‌های معماری و جاهای دیدنی اهواز تبدیل شده است. بنای ماپار از دوره‌ پهلوی اول بر جا مانده است. مساحت آن ۵۵۰ متر مربع است، دو طبقه‌ و یک زیرزمین دارد و مانند بناهای هم‌دوره‌ خود دارای نمای آجری است. دیوارهای خانه از سنگ ساخته شده‌‌اند. در این خانه‌ دوره‌ساز دو حیاط در دو طرف ساختمان ساخته شده که در حال حاضر تنها یک حیاط مورد استفاده است. در هر دو حیاط، حوضی زیبا دیده می‌شود. پوشش سقف اتاق‌ها چندل چوبی است و تیره‌ها در فاصله‌های ۲۰ سانتی‌متری از هم قرار گرفته‌اند. سردر ورودی آن تزیین آجرکاری خفته‌ راسته دارد. خانه ماپار در پنجم آذر ماه سال ۱۳۸۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید.

سرای معین التجار: سرای معین‌التجار (خانه شیخ خزعل) که با نام بنای معین‌التجار نیز شناخته می‌شود، متعلق به دوره قاجار است و از بناهای ارزشمند و جاهای دیدنی اهواز در بافت قدیم به‌ شمار می‌آید. این بنا سرای بازرگان سرشناس، حاج محمد تقی معین‌التجار است که در دوره قاجاریه با همکاری محمد حسن خان سعدالدوله در ساحل رودخانه کارون بنا شد. سال‌ها در‌های این بنا که به‌طور دقیق‌تر به دوره ناصرالدین شاه تعلق دارد، به روی بازدیدکنندگان بسته بود؛ اما در چند سال اخیر می‌توان از آن بازدید کرد. این بنا در راستای پیشرفت کار تجارت ساخته شد و به‌دلیل راهی که از طریق رود کارون به دریا داشت، تجارت در آن رواج یافته بود. سرای معین‌التجار متاسفانه در سال ۱۳۷۴ دچار آتش‌سوزی و آسیب‌هایی جدی به آن وارد شد. این اثر در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۷۷، با شماره‌ی ثبت ۲۱۵۸ به‌‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید. 

گورستان سنگی تپه کوهساران: گورستان سنگی تپه کوهساران که با نام گورستان سنگی کوهساران نیز شناخته می‌شود، بخشی از شهر باستانی هرمز اردشیر محسوب می‌شود. تعداد زیادی گوردخمه، استودان، قبر و دیگر سازه‌های تاریخی در این گورستان توسط انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان شناسایی شده‌اند. این گورستان به‌عنوان بخشی از شهر باستانی هرمز اردشیر در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و در ردیف جاهای دیدنی اهواز قرار دارد. 

پل طبیعت کیانپارس اهواز: پل طبیعت کیانپارس اهواز دو پارک مهم این شهر (پارک ساحلی و پارک لاله) را به یک‌دیگر وصل می‌کند و مخصوص عابران پیاده است. این پل به‌عنوان یکی از جاهای دیدنی اهواز شهرت دارد. پل طبیعت به طول ۵۰۰ متر و عرض ۵ متر، روی رودخانه كارون اهواز احداث شده است و حدود ۲۵۰۰ متر مربع چوب پلاست برای کفپوش پل به‌کار برده‌اند. در نزدیکی پل نیز فضای سبز و صندلی‌های بسیاری وجود دارد و بدمینتون، فوتبال، ماهیگیری از تفریحات رایج در حوالی آن است. 

لشکر آباد اهواز: لشکرآباد اهواز روبه‌روی دانشگاه شهید چمران قرار دارد و بیانگر بافت سنتی و عرب‌نشین اهواز است. این منطقه به‌خاطر وجود فلافل‌فروشی‌های بسیار که همگی در یک راسته واقع شده‌اند، با نام بازار فلافل نیز شهرت دارد و از محبوب‌ترین جاذبه های گردشگری اهواز برای دوستداران غذا محسوب می‌شود.

کلیسای سورت مسروپ: کلیسای سورت مسروپ یکی از جاذبه‌های گردشگری اهواز است که در محله‌های مرکزی اهواز قرار دارد. این کلیسا در سال ۱۳۴۷ توسط ترداد داویدیان ساخته شد که از کارمندان شرکت نفت بود. 

آرامگاه علی ابن مهزیار: مقبره آرامگاه علی ‌بن ‌مهزیار یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین بناهای شهر اهواز است. علی ‌ابن مهزیار یکی از دانشمندان و فقهای شیعه و از یاران امام رضا‌ (ع) بود. در سال ۲۰۱ هجری قمری در محل اقامت امام رضا (ع) در اهواز، مسجدی را بنا کردند و بعد از مرگ علی ‌ابن مهزیار او را در این مسجد دفن کردند. امروزه این آرامگاه مکانی است که مردم برای زیارت و دعا سری به آن می‌زنند. 

طولانی ترین آبشار مصنوعی خاورمیانه: اهواز میزبان طولانی‌ترین آبشار مصنوعی خاورمیانه است که روی هفتمین پل اهواز احداث شده است. این آبشار با نورپردازی بی‌نظیر بسیار تماشایی است. فواره‌های آب از اطراف پل به داخل رودخانه پرتاب می‌شود. اگر به اهواز رفتید، بازدید از این آبشار زیبا را از دست ندهید.

.....................................

آرشیو