با شروع قرن بيستم و جايگزينى دوچرخه با اسب، دوچرخه‌سوارى يكى از مفرح‌ترين ورزش‌هاى آن دوران بود و مورد توجه جوانان قرار گرفت. در ايران نيز تب مسابقات دوچرخه‌سوارى در دهه ۳٠ تا ۵۰ ميلادى فراگير بود. در آن سال‌ها ورزش‌هاى كشتى، وزنه‌بردارى و دوچرخه‌سوارى با استقبال عمومى قابل توجهى روبرو بود. مسابقات جذاب و ركورد گيری‌ هاى متناوب در دوچرخه‌سوارى موجب شد كه اين ورزش از تحرک و پويايى قابل توجهى برخوردار باشد.

در چنين فضايى جمعى از قهرمانان اين ورزش مانند پرويز خسروانى، پرويز عمواوغلى (قهرمان شنا، كشتى، واترپلو) ميرزايى، نواب، جانانپور و خشايار، در تاريخ ۱۸ شهریور ۱۳۲۴، سه روز پس از پايان جنگ جهانى دوم، در خيابان فردوسى، كلوب دوچرخه سواران را تاسيس كردند. در ابتدا اين كلوب مركز اجتماع ورزش دوچرخه‌سوارى بود اما رفته رفته دامنه فعاليت‌هاى آن گسترش پيدا کرد و به ساير رشته‌هاى ديگر نيز پرداخت.

على دانايى‌فرد كه مالک تيم فوتبال "تور" بود و به عنوان مربى و بازيكن در تيم تور فعاليت می‌کرد و بنيانگذارش هم محسوب می‌شد، همه بازيكنان تور از شاگردان وى بودند، پس از چندى، مورد توجه كلوب دوچرخه سواران قرار گرفت؛ با اين باشگاه ادغام و بعد از آن با نام دوچرخه‌سواران در مسابقات شركت می‌کرد. رقباى اصلى شاهين، دارايى و سرباز بودند كه پيش از تشكيل دوچرخه‌سواران رقابت‌هاى باشگاهى در انحصار اين سه تيم بود.

اعضاى اولين تيم باشگاه عبارت بودند از: كارلوس، عمواوغلى، مسروپيان، سيد آقا جلالى، مشوقى، تفرشى، آشوت آوديان، حراجچى، باباجان، جاودان، حريرچى، احمد صمديان، احمد والى، فتح‌الله مين‌باشيان، كوتانچيان، شوقى، گوركن و نورى. (حتمن سر فرصت یادداشت‌های جداگانه درباره هرکدام از این نام‌های ماندگار خواهم نوشت)

اولين كاپيتان باشگاه "محمد جاودان" بود و سپس تیمسار محمد خاتمی ارتشبد ایران و فرمانده نیروی هوایی شاهنشایی (که گفته می‌شود تیمسار خسروانی فقید نام تاج را با پیشنهاد تیمسار خاتم روی دوچرخه‌سواران نهاد) و محمود بياتى، معروف‌ترين كاپيتان‌هاى باشگاه بودند اما دگرگونى بزرگ در باشگاه در سال ١٣٢٨ همزمان با انحلال تيم سرباز اتفاق افتاد و با پيوستن بازيكنان سرباز به تيم دوچرخه‌سواران، موقعيت و قدرت خاصى به تيم افزوده شد. پس از یک سازمان‌دهى، پرويز خسروانى، عمواوغلى، على دانايى‌فرد، سيد آقا جلالى و گرائيلى به عنوان هيئت مديره انتخاب شدند و سيد آقا جلالى به عنوان اولين مدير باشگاه فعاليت خود را آغاز كرد. ‌ پی‌نوشت: باشگاه ما، سال‌هایی که ورزش به ویژه فوتبال تنها یک تفریح و ورزش صرف نبود، تاسیس شد؛ گویی هواداری از تیمی نشان‌گر عقاید و مسلک درونی افراد بود تا جایی که با گفتن "من تاجی هستم"، دیگران می‌توانستند باور‌های شما را حدس بزنند. در میان همه گرایشات و باورهای هر تیم، تاجی‌ها نمادی بودند از شاه‌پرستی، گرایشات ملی و ناسیونالیستی؛ علاوه بر نام‌های بالا، می‌توان از تاجی‌های میهن‌پرستی همچون عاملی تهرانی، داریوش همایون، محسن پزشکپور و حتا داریوش فروهر هم یاد کرد که چنین باورهایی داشتند. این تیم یادگاری بس ارزشمند برای ما، از آن نسل است. برای همین،

"تاج یک نماد است، نمادی فراتر از ورزش..."

پیرو تصویر: از سمت چپ، تیمسار فتح‌الله مین‌باشیان، سرهنگ نوری، مهندس تفرشی، مهندس آشوت آوودیان، شوقی، سرهنگ احمد والی، مهندس محمد جاودان (اولین کاپیتان تاریخ باشگاه)، حسین حراجچی، احمد صمدیان، پطرس باباجان، علی دانایی‌فرد. این تصویر متعلق به سال ۲۴ یعنی اولین سال تاسیس باشگاه است.