--- Stranded in this spooky town Stoplights are swaying and the phone lines are down Floor is crackling cold She took my heart, I think she took my soul With the moon I run Far from the carnage of the fiery sun گم گشته در این شهر وهم آلود چراغ قرمزها خرابند و تلفنها کار نمیکنند زمین سرد و یخ زدهست اون قلب مرا برد، به گمانم روحم را هم برد با ماه فرار میکنم از خشونت خورشید آتشین Driven by the strangle of vein Showing no mercy I'd do it again Open up your eyes You keep on crying, baby I'll bleed you dry Skies are blinking at me I see a storm bubbling up from the sea با عشق تو پیش میروم بدون رحم دوباره انجامش خواهم داد چشمانت را باز کن همینطور گریه میکنی، عزیزم من تمام خونت را خواهم نوشید آسمان ها به من چشمک میزنند میبینم طوفانی از دریا برمیخیزد And it's coming closer And it's coming closer ...و دارد نزدیکتر میشود ...و دارد نزدیکتر میشود You shimmy-shook my bone Leaving me stranded all in love on my own Do you think of me? Where am I now, baby where do I sleep? Feels so good but I'm old 2000 years of chasing taking its toll استخوان مرا لرزاندی مرا با عشقم سرگردان و تنها گذاشتی آیا به من فکر میکنی؟ که کجا هستم؟ کجا میخوابم عزیزم؟ حس خیلی خوبی دارد (که نامیرا باشی) اما دیگر پیر شدهام دو هزار سال دنبال خون گشتن کم کم داره اثرش رو میذاره And it's coming closer And it's coming closer And it's coming closer And it's coming closer ...و دارد نزدیکتر میشود ...و دارد نزدیکتر میشود ...و دارد نزدیکتر میشود ...و دارد نزدیکتر میشود ---




