بررسی دو قیام مهم طرفداری در سال 99 :

قیام 22 آذر

در صبح روز 22 آذر، سنادسه که از آفلاین بودن ناظر و هژبری و ... مطلع بودند به رهبری اربابم ارتتا با انبوهی از پست های سیاسی به ستون کاربران اتک زدند. هر گونه مخالفت و اعتراضی به آنها با دیسلایک های شدیدی از جانب سنادسه روبرو میشد. بنابراین لازم بود کاربران با هم متحد شوند و ستون کاربران را پس بگیرند.

انجمن مسترز در اطلاعیه ای همه ی کاربران را به مقابله با این اقدام سنادسه دعوت کرد. اولین پست س.اندیس سوز را علیرضا پرشین نینجا استارت زد و پس از او اکثر کاربران در این قیام شرکت کردند و ستون کاربران ترکید. گفته شده ممد مادریدیستا آن روز آنقدر پست س.اندیس سوز گذاشت که کلا ممنوع الفعالیت و از آیپی بن شد.

این قیام از صبح تا ظهر طول کشید و پس از آنلاین شدن ناظر بیش از 50 نفر تعلیق و مسدود شدند.

ممنوع شدن پست های سیاسی،  بسته شدن لینک amp طرفداری،  ریشه کن شدن اربابم ارتتا و تمام اکانت هایش و  کوچ دسته جمعی سنادسه از سایت مهمترین نتایج این قیام بودند.

 

لحظة القتال الشیطان الاکبر الاربابم الارتتا توسط ولینا و نبینا و حضرتنا المسترجواد الکبیر :

 

 

 

قیام 28 دی (#بهبود_یا_بدرود)

این قیام در اعتراض به تیترهای زرد و اخبار بی کیفیت به راه افتاد. در روز 27 دی بهداد حسین پور کاربران را به تحریم پست های اخبار دعوت کرد و گفت هیچکس کامنت نزاره. اکثر کاربران هم این پویش رو استا کردند و قرار شد فردا تحریم از پست بازی لیورپول_منچستر شروع بشه.

صبح روز 28 دی مستر جواد استایی گذاشت و گفت در گذشته بارها تحریم کردیم و کامنت ندادیم ولی تاثیری نداشته و پیشنهاد داد تحریم رو تبدیل به قیام کنیم و با هشتگ #بهبود_یا_بدرود به پست های ستون اخبار اتک بزنیم. کاربران استقبال کردند و جواد رو برای رهبری انتخاب کردند. همگی پیشنهاد جواد رو استا و اطلاع رسانی کردند. مدیریت که از این اتحاد به وحشت افتاده بود اعلام کرد هر کاربری راجب این اغتشاش استا بزاره درجا مسدود بدون بازگشت میشه. ولی این حرفا خریداری نداشت. در نتیجه تا بعد از ظهر همان روز نزدیک 100 اکانت مسدود شد. در واقع تمام کسانی که استا گذاشته بودند مسدود شدند. اکانت رهبر قیام مسترجواد و دستیارش بهداد حسین پور هم شامل شون بود. مدیریت با اینهمه اکانتی که مسدود کرده بود فکر میکرد قیام در نطفه خفه شده وقضیه تموم شده اما این تازه شروعش بود.

اکثر کاربران اکانت های اصلیشون مسدود شده بود پس تصمیم گرفتند با مولتی هاشون در قیام شرکت کنند. ساعت 8 شب فرا رسید. قیام از پست بازی لیورپول_منچستر شروع شد و به پست های دیگر کشیده شد. حتی ستون کاربران هم با پست هایی که تیترشون بهبود یا بدرود بود اشغال شده بود و بالا نمیومد. قیام تا نصف شب طول کشید و نزدیک 200 اکانت مسدود شدند.

روز بعد مسترجواد به عنوان جاسوس ورزش3 اعلام و برای همیشه ممنوع الفعالیت شد. و حزب مسترز به عنوان شروع کننده ی این فتنه شناخته شد و اپراتور استا گذاشت مسدود شده هایی که داخل اسمشون ستاره ندارن اگه درخواست بدن آزاد میشن. عده ی زیادی پس از آنکه بهبود حاصل نشد بدرود گفتند و سایت را برای همیشه ترک کردند. عده ای دیگر هم اکانت های خود را آزاد کردند.

شهروز حدادیان دبیر وقت سایت مسدود شدن این تعداد باورنکردنی از اکانت های کاربران را اشتباه دانست و این کار مدیریت را محکوم کرد. همچنین این حجم از نارضایتی کاربران در قیام 28 دی باعث شد دو هفته بعد از قیام، آرمین جنت خواه علنا برای پس گرفتن صندلی مدیریت سایت اقدام کند.

استای ناظر که نشان دهنده تعداد بسیار بالای مسدودی های قیام است :

 

لحظة الشهادت سرورنا و رهبرنا المستر جواد به دست الهژبری الملعون :

 

دو شعر که داستان قیام 28 دی را روایت میکنند :

بیا تا بگویم برایت از 28 دی / تو گویی هژبر در این روز گشته گِی

چنان بر بساسین مان کرد فرو / که شیطان ریاکار بدو گفت دورو

که یکبار شعار آزادی سر دهی / سپس تا دسته بر ملت نهی !

حکومت پایدار باشد به ظلم / نماند ولی با تجاوز به قوم

بلی داستان بود از این قرار / قیام ترجیح داده شد بر فرار

به پا خواستند علیه تیتر زرد / آنکه تیتر زرد زَنَد نیست مرد

خروش آمد ز بهروز بایرن پرست / که تحریم باید کرد و نشست

به پاخواست و فتوا داد جواد / که تحریم به چپ هژبر هم مباد

ببیابد اتک زد به این قوم پلید / بهبود یا بدرود هشتگ کرد و رید

بیامد به میدان صد ستاره نشان / که فرمان جواد برماست تاپای جان

ولی بین آنان، آیدین هژبرپرست / گزارش را رد کرد جاسوس پست

همان دم خبرها به هژبر رسید / گرفت یک یکشان را ز باسن درید

ولی این نبود پایانی بر قیام / شمشیر بیرون نیامده هنوز از نیام

گر اصلی نیست مولتی که هست / همه وحشی شده مستِ مست

به ناگه لشگر مولتی علم گشت / پست من_لیور تا دسته خم گشت

فرو رفت صد هشتگ بر این پست / این گند کاری را مگر میشود شست

نشد ناظر بیش از صد تن را حریف / اپراتور هم که بود قلبش نحیف

پرید وسط میدان هژبر پلنگ / بلی اینگونه رخ داد آن گنگ بنگ

شمار کشتگان آن روز شد 200 / آنکه زخم از قیام ندارد اصلا مرد نیست

گرفتند و زنجیر کردند بر جواد / گفتن این جاکش مهره ورزش3 باد

بردند اسیران را در زیرزمین / هژبر گفت ته زورتان بود همین؟!

به گوه خوردن افتادن و التماس / که زین پس نخواهیم بود ناسپاس

هژبر گفت سایت را دادید به فاک / حداقل بزنید برایم یه ساک

بلی دوستان شد آنچه نباید / هعی سرنوشت قیام این بوده شاید

اسیران زیر یک روز آزاد شدن / شرط هژبر عملی کرده و بر باد شدن

اینگونه خون شهدا گشت پایمال / آفت هر قیامی هست وجود خایمال

من از قیام کاربران ، خواهم کنم حکایتی قیامی که بود هدفش، بهبود بخش کاربری

به صف شدن مبارزان ، با مولتی های فراوان اتک زدن به دشمنان، با استا و کامنتشان

در این میان، آنتنان ، خود را نمایان می کنند با سن کم بدون درک، ما را پریشان می کنند

گفتند نمی خواهی برو، بر ماندنت اصرار نیست یا این که جای اعتراض در ستون اخبار نیست

گفتم که میترسی اگر، ما را تو همراهی نکن لیکن برو از این مکان ، اعصابمان کیری نکن

پس از عبور از آنتنان، خوردیم به سد ناظران آن ها هم که بدون حرف ، مسدود کردند کاربران

بعد از گذشت ساعتی ، دیگر نبود کاربری پایان یافت حمله ها ، نوبت رسید به داوری

از طرف مدیریت ، گفتند قیام از سوزش است هر کس می خواد اکانتشو ، الان زمان مالش است

جدا شدند کودکان از میان دلاوران با خواهش و با التماس پس گرفتند اکانتشان

با بازگشت کودکان ، پوکیده بخش کاربران دیگر نمانده چاره ای ، جز بخشش مبارزان

بعد از گذشت مدتی خوردیم به عفو هژبری هر کس که مسدود شده بود برگشت به بخش کاربری

اما میان کاربران ، دیگر نبود نام جواد دریافتیم ، رفته است ، بر سرمان کلاهی گشاد

بازگشتند دوستان، پایان یافت داستان آرمان این قیام هم گم شده در گورستان