تیمهای بزرگ همیشه بزرگ هستند. چه ببرند و چه ببازند. برد و باخت دو روی یک سکه هستند. در هر بردی عواملی هست و برای هر باخت دلایلی. بایرن با 6 و بارسا با 5 قهرمانی جزو تیمهای شاخص لیگ قهرمانان هستند. هر تیمی یکی نقاط قوتی دارد و یک نقاط ضعفی. این برای اغلب تیمهای بزرگ صادق است. آرژانتین در جام جهانی شاید بدترین رقیبش آلمان باشد که بجز یکبازی همیشه آلبی سلسته را سلاخی کرده. اما همین آلمان در برابر ایتالیا کارنامه ضعیفی دارد. ایتالیا در برابر برزیل کارنامه ضعیفی دارد. برزیل مقابل فرانسه شکست های بدی خورده و ... . هیچ تیمی نیست که در برابر همه تیمها کارنامه اش نقطه ضعف نداشته باشد. تیمها عوض می شوند و پوست می اندازند ولی معمولا هویت تیمها تغییر اساسی نمیکند.
بایرن و بارسا هم از تیمهای بزرگ اروپا هستند که اینجا قرعه به نام بایرن در آمده و سبک بایرن بر بارسا غلبه می کند. بایرن 7 بار پیروز شده، دو بار مساوی کرده و دو بار هم شکست خورده. این کار را برای کومان دشوار می کند. به لحاظ ذهنی بایرن دست برتر را دارد. البته آخرین بار که بایرن به نیوکمپ رفت، با سه گل شکست خورد. ولی پپ هر سه دیدارش را در نیمه نهایی مقابل بارسا، رئال و اتلتیکو شکست خورد تا نشان دهد وقتی بایرن را بر میدارد نمی تواند تیمهای اسپانیایی را شکست دهد. البته نتایج پپ مقابل تیمهای انگلیسی خیلی خوب بود. ولی کلا پپ در برابر تیمهای هموطنش نتوانست بایرن را سر بلند کند. ولی دو سال قبل وقتی یوپ هاینکس به نیوکمپ رفت، با وجود برد 4-0 در بازی رفت و بدون اینکه نیاز خاصی به برد داشته باشد یک بازی منطقی از خود به نمایش گذاشت و 3-0 پیروز شد. سال 2009 در نیوکمپ بایرن کلینزمن 4-0 شکست خورد. در سال 99 در دور گروهی دو تیم با منچستر همگروه بودن. بایرن هیتزفیلد در نیوکمپ هم 2-1 پیروز شد. لذا کفه ترازو در نیوکمپ متعادل تر است. البته بایرن در جام یوفا 96 هم در نیمه نهایی به بارسا خورد که با وجود اینکه بارسا در مونیخ بایرن را 2-2 متوقف کرده بود، در نیوکمپ این بایرن اتو ره هاگل بود که 2-1 پیروز شد و به فینال رسید و تیم یوهان کرایوف را حذف کرد. پس با وجود اینکه بارسا در مونیخ هرگز پیروز نشده یکبار سال 2009 با نتیجه 1-1 مساوی شده و یکبار سال 96 موفق شده بایرن را 2-2 متوقف کند و در مقابل سال 99 با نتیجه 1-0، سال 2013، 4-0 و حتی سال 2015 که بایرن پپ را حذف کردند، 3-2 شکست خوردند و بازی در لیسبون که تنها بازی رسمی دو تیم در زمین بی طرف بود، با نتیجه قاطع و تحقیر آمیز 8-2 به سود بایرن خاتمه یافت، ولی بارساییها در نیوکمپ دو پیروزی و سه شکست رسمی دارند. البته آنها در نیوکمپ 9 گل زده اند و 7 گل خورده اند. لذا کارنامه چندان بدی را حد اقل در نیوکمپ ندارند. حال آنکه در مونیخ دو تساوی و سه شکست دارند. 11 گل خورده و 5 گل زده. در زمین بیطرف هم که همان 8-2 لیسبون بود. کلا بارسا و بایرن در نیوکمپ مساوی نداشته اند. بارساییها در پیروزیهایشان در نیوکمپ گلی دریافت نکرده اند و در دو دیدار لیگ قهرمانان که در نیوکمپ شکست خوردند، توانستند یک گل بزنند. لذا احتمالا این بازی نیز با توجه به ضعف خط دفاعی بایرن موفق به گلزنی خواهند شد. ضمن اینکه نویر هم دیگر نویر 2013 نیست و یک گلر با تجربه 36 ساله است که قطعا آمادگی بدنیش با سالهای قبل تفاوتهایی کرده است.
مطلب دیگر که برای دو تیم امیدوار کننده است این است که این مرحله گروهی است و احتمال زیاد (اگر اتفاقات فوتبالی خاصی رخ ندهد) بایرن تیم اول و بارسا تیم دوم صعود میکنند. احتمال بعدی که به لحاظ فوتبالی محتمل است این است که بارسا صدر نشین صعود کند و بایرن تیم دوم شود. احتمال اینکه هر دو تیم صعود نکنند و فقط بایرن یا بارسا صعود کنند واقعا بعید است. لذا اگرچه بازی بایرن و بارسا به خصوص برای هواداران دو تیم هیجان انگیز است (هر چند اغلب هوادارن دو تیم به هم احترام میگذارند و دشمنی که مثلا لیورپول و منچستر یا رئال و بارسا دارند بین هواداران بایرن و بارسا نیست) ولی با کسب هر نتیجه ای هر دو تیم امیدوار به روزهای بعد خواهند بود. فراموش نکنیم هر دو تیم مصدومان مهمی دارند که یا بازی را از دست داده اند یا از شرایط آرمانی دور هستند و با مصدومیت خفیفی که دارند نمیخواهند در ابتدای فصل ریسک کنند و ادامه فصل را از دست بدهند. بارسا دیگر تیم پر طمطراق پپ و انریکه نیست که هواداران انتظار داشته باشند همه را از لب تیغ بگذراند. ضمن اینکه آنها مسی، گریزمن و سوارز را از دست داده اند و ترکیبی از جوانان و با تجربه ها روزگار جدیدی را با کومان تجربه می کنند. بایرن هم بایرن فلیک نیست. ناگلزمن تازه به تیم آمده و این نخستین بازی او در لیگ قهرمانان است. ناگلزمن از برخی با تجربه های بایرن و بارسا جوانتر است و هنوز عیارش در مسابقات لیگ قهرمانان محک نخورده. از تیمی که برد قاطع و تحقیر آمیز 8-2 را برای بایرن رقم زدند، تیاگو، آلابا، بواتنگ، پریشیچ، کوتینیو، خاوی مارتینز و ادریو زولا از تیم جدا شده اند، گنابری معلوم نیست برسد و لوا هم به نظر مصدومیتی جزئی داشت. هر چند گفته شد لوا برای خستگی تعویض شده و در ترکیب هم خواهد بود. البته لوا هنوز برای ما بایرنیها بوی گل میدهد و آماده است. ولی فراموش نکنیم 33 ساله است و اینکه کمی افت کرده باشد طبیعی است. به هر حال این بازی بارسا هم مصدومان زیادی دارد. دو تیم نسبت به سال 2020 خیلی تغییر کرده اند. نه بارسا باید خود را از پیش باخته بداند و نه بایرن خود را از پیش برنده. فصل نویی در تاریخ دو تیم رقم خورده و در فوتبال نیز همه چیز ممکن است. ترشتگن انگیزه زیادی دارد که برای رسیدن به دروازه آلمان به نوعی انتقام بازی 8-2 و کلا این سالها را بگیرد. فصل 2017-2018 کل فصل نویر مصدوم بود. ولی در نهایت در جام جهانی به ترشتگن ترجیح داده شد و اگر چه نویر تاثیر خاصی در حذف آلمان نداشت و کلا تیم لوو از شرایط آرمانی در تمام خطوط و تمام عرصه ها بدور بود ولی حذف از دور گروهی برای ترشتگن که آن سال اتفاقا سال خوبی را سپری کرده بود و به همراه مسی جزو بهترین های بارسا بود، معنای دیگری داشت. او حتی ترجیح داد 2021 هم آلمان را همراهی نکند و شاهد حذف دیگری از مانشافت باشد به امید اینکه جام جهانی 2022 پیراهن شماره یک مانشافت را بر تن کند. اتفاقی که با آمدن فلیک و بازیهای انتخابی جام جهانی در سپتامبر به نوعی محال به نظر می رسد. مگر آنکه مثلا امشب ترشتگن خودش را به فلیک تحمیل کند. مثل کاری که ینس لمن در بازی تدارکاتی با ایران انجام داد و توانست زمینه اخراج زپ مایر و نیمکت نشینی الیور کان را در جام جهانی 2006 فراهم کند. وجود تماشاگران پر شور و انگیزه بازیکنان بارسا هم مزید بر علت است تا هواداران بارسا اندک امیدی داشته باشند تا آب رفته را تا حدودی به جوی برگردانند و در مقابل بایرن اعاده حیثیت کنند.
در سوی دیگر اما بایرنیها امیدوارند با توجه به اینکه ناگلزمن سوپر کاپ آلمان را برده، لایپزیش را 4-1 مغلوب کرده و کلا شرایط مطلوبتری (حد اقل روی کاغذ) نسبت به بارسا دارد، بتواند روند خوب خود را تداوم بخشیده و در ادامه لیگ قهرمانان با آسودگی خیال بیشتری به کار خود ادامه دهد. بایرن آنقدر قدرت دارد که حتی در نیوکمپ هم بارسا را شکست بدهد. در گذشته پر فراز و نشیب دو تیم حتی بیشتر از بارساییها موفق به پیروزی در نیوکمپ شده اند. زمان پپ 2015 این بایرن بود که مصدومان زیادی داشت. تیم کلینزمن هم در مقابل تیم پرقدرت 2009 واقعا حرفی برای گفتن نداشت. ولی اکنون حتی خوشبین ترین هواداران بارسا نیز به اینکه دوباره پر گل نبازند راضی هستند. البته دقایق ابتدایی بازی بسیار تعیین کننده هستند. اگر بارسا بتواند در دقایق ابتدایی یک گل به بایرن بزند، اتفاقا با حمایت هواداران ممکن است بارسا بدنبال گرفتن انتقام 7-0 و 8-2 باشد. لذا شاید در این دیدار شرایط روحی روانی بسیار تاثیرگذار تر از دیدارهای دیگر باشد. بایرن نباید در باد غرور بخوابد و بخواهد بیگدار به آب بزند. بر عکس با ارائه یک بازی منطقی، به خصوص در دقایق ابتدایی، بایرن باید از فرصتها استفاده کند و گل اول را بزند. آنوقت حتی ممکن است فاکتور تماشاگر بنفع بایرن و به ضرر بارسا باشد. آنوقت ممکن است فشار سکوها و فشار روحی که طبیعتا روی بازیکنان و سرمربی بارسا وجود دارد عاملی شود تا بارسا از هم بپاشد و فاجعه ای دیگر رقم بخورد. البته به نظر می رسد هر دو سرمربی کاملا از این شرایط خبر دارند و احتمالا اگرچه (به خصوص بارساییها) بدنبال پیروزی خواهند بود، ولی بیگدار به آب نمی زنند و به هم احترام خواهند گذاشت. البته باید مراقب باشند ده نفره نشوند. ده نفره شدن در این بازی با توجه به درگیریهای وسط زمین و همچنین موقعیتهایی که در ضد حمله مدافعان را مجبور به خطا می کند، اصلا دور از انتظار نیست. لذا شاید یک جاهایی بهتر باشد بایرنیها به هر قیمتی نخواهند مهاجمان بارسا را متوقف کنند. شرایط داور و زمین به رغم وجود وار به نفع بارسا پیش بینی می شود. به هر حال فاکتور تماشاگر و فشار آن را روی داور فراموش نکنید. بایرن اگر بازی منطقی خود را انجام دهد، به همان اندازه که میل هجوم دارد در دفاع تیمی هم خوب عمل کند، پنالتی و اخراج ندهد و گل زودهنگام نخورد، می تواند پیش بینی های عمومی بر کسب نتیجه مناسب (تساوی یا برد) را عملی کند. برد پر گل این تیم البته در گرو این است که چقدر حریف بد ارنج کند، تحت فشار باشد، تعویض غلط انجام دهد، اصرار به مالکیت به هر قیمت داشته باشد و ... .
باید دید کدام پیروز می شوند؟ مربی با تجربه ای که روی یخ نازک قدم می زند و سعی دارد از فشار خارج شود؟ یا مربی جوانی که نخستین تجربه سرمربی گریش را سپری می کند و میخواهد جا پای بزرگان فوتبال بگذارد و به اصطلاح سری توی سرها در آورد؟ باید منتظر ماند و دید این بازی بزرگ و هیجان انگیز که برای هواداران هر دو تیم معنی خاصی دارد، در نهایت چه سرنوشتی پیدا می کند. بردی منطقی برای بایرن؟ برد پر گلی برای بایرن؟ اعاده حیثیت بارسا؟ تساوی که همه از آن راضی باشند؟ یا برد پر گلی برای بارسا؟ به شخصه مشتاق این هستم زودتر بازی شروع شود و از یک بازی زیبا و پر گل لذت ببرم. شما چطور؟



