واقعیتش من چند سالی یه دختر خانمی رو میخاستم حالا سطح بالا هم بودن خدایی ولی اونقد خانوادش شرایط عجیب غریب میذاشتن ادم شوکه میشد.مثلا ۴۰۰ میلیون طلا میخاستن.حالا میشد جورش کرد به نحوی این قرادادی بودنش بود که آدمو میخورد.انگار میخاستی معامله کالا به کالا کنی و بری نوشابه بخری.خواهراش چیزهای عجیب غریبی میچیدن که ادم دلش میخاست بهشون بگه کی بهت صلاحیت داده راجع به فکر دیگران اظهار نظر کنی؟من فکرم اینه که حتی دلسوزی خیلی از خانواده های ایرانی بویِ تعصب و خودخواهی گرفته و گاها میبینم بچه رو سوق دادن به سمت امیال و ارزوهای خودشون بعد تهشم که بچه از پا دراومد میگن دیدی گفتم بهت چی میشه تهش!
گوش ندادی بهم که!


