مقدمه

زمان منتظر هیچکس نخواهد ماند. این جمله را به خوبی در محیط های ورزشی حس می کنید، لحظه‌ای شما در اوج خود هستید و عشق و تحسین طرفداران را حس می‌کنید و لحظه ای دیگر به پرتگاه خیره شده‌اید و به پایان کار خود نزدیک می‌شوید. این امر در مورد فوتبالیست‌ها هم صدق می کند، حتی افرادی که سالها به طور ماهرانه زمان و مکان را کنترل کرده‌اند، حتی آندرس اینیستا،ارباب زمان و مکان.

اینیستا یکی از بهترین هافبک های جهان است که همیشه مورد تحسین طرفداران، همتایان و مربیانش بوده‌است با وجود این، او کسی نبود که در نگاه اول به عنوان یک استعداد تراز اول از او یاد کنید. در واقع ، جثه کوچک او بسیاری را فریب داد، اما  او هنگامی که به میدان می‌رفت شور و نشاط را به تیم خود تزریق می‌کرد.

جلب توجه گواردیولا

وقتی آندرس اینیستا در سال 1996 به لاماسیا پیوست، چنان از جدایی از والدینش غمگین بود که آن روز بدترین روز زندگی خود توصیف کرده‌است، بچه ترسویی که از فوئنتئالبییا برخواسته بود، نمی دانست که روزی تبدیل به یکی از بهترین بازیکنانی خواهد شد که زمین فوتبال به خود دیده است.

با این حال ، بسیاری از کسانی که حتی قبل از آن روز بزرگ او را دیده بودند، می دانستند که اینیستا برای تاریخ سازی ساخته شده است. آندره مانوئل بالو، مربی و کارمند سابق کازینو آلباسته می گوید،برای شناخت استعداد اینیستا فقط 5 دقیقه از تمرین او را تماشا کردم، با این حال تکرار می کند که این زمان برای اطمینان از استعداد او بسیار طولانی بوده است.

آندره مانوئل بالو | عصاره ای از هنرمند: آندرس اینیستا بودن

"ما او را در زمین تمرین تماشا کردیم، و بعد از پنج دقیقه گفتیم:"آن بچه کوچک را بردارید، به اندازه کافی بازی او را تماشا کردیم." در این پنج دقیقه قانع شدیم، چیزهایی که به ما در مورد او گفته شده‌بود و آن چیزی که آن روز دیدیم پیش از حد کافی بود. تماشای او فوق العاده بود: او بسیار کوچک بود و توپ در پای او بزرگتر از او به نظر می‌رسید.چرا او را به این زودی از تمرین بیرون آوردیم؟ ما از استعداد او بسیار مطمئن بودیم و مجبور بودیم از آن زمان را برای تماشای بچه‌های دیگر استفاده کنیم، کسانی که در مورد آن‌ها شک داشتیم. در مورد آندرس هیچ شکی وجود نداشت، او در میانه میدان بازی می کرد و وقتی توپ را بدست می‌آورد گرفتن توپ از او غیر ممکن به نظر می‌رسید."

این داستان با پیوستن اینیستا به آکادمی لاماسیا ادامه می یابد، جایی که زندگی او برای همیشه تغییر می کند. این نوجوان که به زودی بازی خود را آغاز می کند، بسیار خجالتی و محجوب بود. با این حال ، او نیاز به گفتن کلمه ای نداشت، زیرا بازی او به قدری خیره کننده بود که هواداران را مجاب می کرد تا بنشینند و توانایی های فریبنده او را تماشا کنند. علی رغم طبیعت آرامی که داشت توانست به عنوان کاپیتان زیر 15 سال بارسلونا در رقابت های جام نایک در سال 1999 توانایی رهبری خود را نمایان کند، همچنین او گل پیروزی تیم را در فینال به ثمر رساند و به عنوان بازیکن برتر مسابقات انتخاب شد. اینیستا در دوران فوتبال خود گل‌های بسیار زیادی به ثمر نرساند، اما گل هایی زد که از یاد هواداران فوتبال نخواهد رفت، گل به چلسی و هلند دو گلی که با تاریخ سازی همراه شد.

با این حال ، اولین باری که اینیستا نظر بینندگان را جلب کرد، زمانی بود که از او دعوت شد تا با تیم اصلی تمرین کند، مدت کوتاهی پس از قهرمانی جام نایک، درست زمانی که پپ گواردیولا اسطوره بارسلونا تیم را ترک کرد، کسی که چند سال بعد در نیوکمپ مربیگری او را بر عهده گرفت ، کاملاً عجیب و غیر منتظره.

حتی در این مورد ، طبیعت آرام و مرموز او باعث شد گواردیولا لوئیس انریكه را برای ماهیگیری این نوجوان شگفت انگیز بفرستد. در چنین روزی است که گواردیولا می گوید: "این روز را به خاطر بسپار ، روزی که برای اولین بار با آندرس بازی کردی". اینیستا چندان بی شباهت به خود گواردیولا نبود زیرا او به خوبی اصول معروف لاماسیا در حفظ توپ، پاس دادن و استفاده از فضا را تجسم می کرد - "دریافت ، پاس ، پیشنهاد ، دریافت ، پاس ، پیشنهاد". او می دانست که چه زمانی را برای ارسال پاس انتخاب کند، چگونه سرعت بازی را تنظیم کند، بر خلاف بقیه از آگاهی مکانی و زمانی بی نظیری برخوردار بود. او بعداً پرچمدار آکادمی خواهد بود که اکنون به دلیل ورود بازیکنان خارجی بسیار به تیم اصلی، نشانی از آن آکادمی افسانه‌ای همراه خود ندارد.

سال‌های آغازین

آندرس پس از راهیابی به تیم اصلی روی تخت گل سرخ نبود. او به آرامی توانست به نقش اصلی خط میانی تبدیل شود و او در ابتدا به عنوان جانشین ژاوی و دکو در خط میانی بارسا مطرح بود، تا بازی ای که زندگی او را تغییر داد و نقشه راه بارسلونا را برای دهه آینده مشخص کرد. در این بازی اینیستا نشانه های اولیه ای از توانایی های رهبری خود را در تیم اصلی به نمایش گذاشت.

در حالی که بارسلونا در فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال 2006 مقابل آرسنال قرار می گرفت، اینیستا به عنوان بازیکن تعویضی معرفی شد. با این حال ، شروع آهسته بازی باعث شد که بارسا با وجود برتری عددی پس از اخراج زودهنگام ینس لمان، دروازه بان توپچی ها، بدست آورده بود از آرسنال عقب بیفتد. سپس فرانک رایکارد با سه تغییری که ایجاد کرد، روند بازی را تغییر داد.

در بازی که هنریک لارسن دو پاس گل داد و جولیانو بلتی گل را به ثمر رساند، نقش اینیستا زیر نظر قرار گرفت. او در دقیقه 46 جایگزین ادمیلسون در خط میانی شد، این بازیکن جوان در نقشی که به آن عادت نداشت، خوش درخشید. اینیستا دقیقا کاری را انجام داد که رایکارد از او می‌خواست، توپ را در اختیار گرفته و بازی خود را دیکته کند. هم تیمی های او از او پیروی کردند و با آهنگ او حرکت می‌کردند، او برای اولین بار در دوران بازی خود، مسئولیت‌های بیشتری را پذیرفته بود.

دوران گواردیولا آغاز شد و اینیستا به سنگ بنا تیم تاریخی بارسلونا تبدیل شد، تیمی که تقریباً نیم دهه بر فوتبال جهان تسلط داشت و اغلب به عنوان بهترین تیم تاریخ شناخته می شود. در این دوران جادوگر اسپانیایی مسئولیت بیشتری را در تیم بر عهده گرفت.آندرس در کنار ژاوی،سبک بازی تیکی تاکا را به کمال رساند و بارسلونا را به موفقیتی بی نظیر هدایت کرد. دوران طوری رغم خورد که تصور بارسلونا بدون اینیستا در قلب آن دشوار شده بود.

پس از پیروزی بر یونایتد، وین رونی که از درخشش اینیستا شگفت زده شده بود در رختکن فریاد زد که شیاطین سرخ توسط تیمی تحت نظارت بهترین بازیکن جهان شکست خورد. او در مورد اینیستا صحبت می‌کرد نه ژاوی یا لیونل مسی. دیری نگذشت که بار رهبری تیم به او واگذار شد.

جانشین ژاوی

با شروع فصل 2014/15 ، دیگر مشخص شده بود که اینیستا کاپیتان بعدی باشگاه است. در طول آن دوران که بارسلونا تبدیل به اولین باشگاهی در تاریخ شد که دو بار سه گانه بدست آورد ، اینیستا به همراه ژاوی خط میانی بارسا را منسجم کرده بود اما او تنها در غیاب ژاوی توانسته بود بازوبند کاپیتانی را به بازو ببندد.

بالاخره زمانش فرا رسید که آندرس بازوبند معروف را از ژاوی به ارث برد. در این دوران یک انتقال دردناک در نیوکمپ آغاز شد، انتقالی که تا به امروز بلوگرانا را درگیر خود کرده است.با این حال، صرف حضور اینیستا در زمین به معنای طولانی شدن زمان انتقال مشعل به دسته بعدی بود، تغییرات زیاد بارسا در این دوران بسیار آزار دهنده بود.

بارسا دیگر تیم ترسناکی نبود ، این مسئله در بازی که منجر به حذفشان توسط رم شد نمایان شد، آن ها درست در لحظه ای شکست خوردند که از حضور در مرحله بعد اطمینان داشتند. زمانی که فصل 2017/18 به پایان می رسید ، اینیستا بار دیگر نقش پررنگی در قهرمانی بارسا در لیگ و جام حذفی ایفا کرد، او در فینال کوپا دل ری به عنوان بهترین بازیکن انتخاب شد.

آندرس در بازی خداحافظی خود نیز بهترین بازیکن زمین بود و باز هم به بازی خود اجازه داد که به جای او صحبت کند، این خداحافظی او ترسی از آینده تیم بر دل هواداران بارسا انداخت.

زمان پایان اینیستا فرا رسیده بود بازیکنی که در زمان و مکان دلخواه در زمین فرماندهی می کرد، به زودی دیگر لباس بلوگرانا را نمی پوشد. وقتی زمان خداحافظی فرا رسید مسی محکم ترین آغوشی که در زمین فوتبال دیده شده بود به او داد، کاپیتان جدید بارسلونا می دانست که دیگر نمی تواند دنباله رو اینیستا باشد تا از او الهام بگیرد. نبود این بازیکن الهام بخش تا به امروز در بارسا حس می شود.

رهبری و الهام بخشی سبک رهبری اینیستا وجه دیگری از تمایز او با سایر بازیکنان بود، کاپیتانی که فریاد نمی‌زد اما مانند روی کین دستور می داد. او دنبال این نبود که مانند پویول امور را در دست به‌گیرد او کاپیتانی بود که الگو سایرین بود،اما این بدین معنا نبود که او نمی‌توانست اقتدار خود در زمین بازی تایید کند یا حس خوش بینی را به تیم القا کند.

اولین نمونه از به نمایش درآمدن این ویژگی توسط اینیستا در روزهای اولیه سلطنت پپ گواردیولا به عنوان سرمربی بارسلونا بود. بارسا شروع آرامی در فصل داشت و گواردیولا با شرایط خوبی روبه رو نبود. این تیم شرایط قهرمانی را نداشت، چه برسد به این که این قدر ترسناک باشد. وقتی گواردیولا در یادداشت هایش دفن شده بود ، صدای ضربه زدن به در را شنید، اینیستا آمده بود تا به مربی خود قولی بدهد:

پپ گواردیولا سخنان اینیستا را به یاد می آورد | عصاره ای از هنرمند: آندرس اینیستا بودن

"سلام آقا. نگران نباش استاد ما همه را برنده خواهیم شد، ما در مسیر درستی هستیم همینطور ادامه بده ، باشه؟ ما درخشان بازی می کنیم ، از تمرین لذت می بریم. لطفاً چیزی را تغییر ندهید. "

این امید و رای اعتماد حتی از تاثرگذارترین بازیکن آن زمان نیز بر نمی آمد.

با این حال، اینیستا با انجام این کار ثابت کرد با اینکه ممکن است زیاد صحبت نکند، اما در مواقع حساس حرفی می زند که بسیار تاثیر گذار خواهد بود. در دورانی که یوهان کرایف به طور علنی از او حمایت و اینیستا پشت درهای بسته او را هدایت می کرد، گواردیولا از تمام اعتماد به نفس فوق العاده‌ای برخوردار بود تا بارسلونا را به یک فصل تاریخی هدایت کند. بارسا در این فصل توانست هر 6 عنوان ممکن را بدست آورد.

گواردیولا می‌گوید: "مردم معمولا فکر می کنند این مربی است که باید روحیه بازیکنان را بالا می‌برد یا آن ها را در مسائل مختلف متقاعد می‌کند، درست است که مربی وظیفه دارد در این امور پیشرو باشد، اما همیشه اینطور نیست. در نیوکمپ برای من اینطور نبود، شما کار را آغاز می‌کنید، در نومانسیا می‌بازید، با ریسینگ مساوی می‌کنید، اوضاع خوب پیش نمی رود واحساس تنهیی می‌کنید در این لحظه آندرس به من می‌گوید نگران نباش، تصور این اتفاق دشوار بود، این اینیستا است که در مورد او صحبت می‌کنیم، کسی که احساسات خود را به آسانی بیان نمی‌کند. بعد از رفتن او از خودم پرسیدم: چگونه مردم می‌گویند مربی باید هنگام تصمیمات سرد باشد؟ این مسخره است. چگونه می توان با آندرس سرد باشم؟"

او دیدار های خصوصی زیادی با پپ گواردیولا داشت، استاد خط میانی می دانست که در زمان مناسب چه چیزی بگوید، درست مانند ارسال پاس که در مناسب ترین لحظه بهترین فرد را انتخاب می‌کرد، اینیستا با رهبری خود به ما آموخت که رهبران می توانند متواضع، افتاده و بی ادعا باشند، در حالی که یک تیم قدرتمند را رهبری می‌کنند.

با این حال دوران حضور او هم در نیوکمپ به پایان رسید، همانطور که برای ستارگان بسیاری قبل از او رخ داده بود، ستارگان بعدی نیز ار این قاعده مستثنی نخواهد بود. او بارسلونا را به عنوان یک افسانه ترک کرد.زمان منتظر هیچکس نمی ماند، همانند همه، دوران جادوگر خط میانی نیز به پایان رسید، با این حال، برای مدت طولانی وقتی آندرس توپ را در اختیار داشت زمان می‌ایستاد و با آهنگ درخشان او می‌رقصید.

می‌توانید بخوانید:اینیستا، اینیستاست؛ بقیه فوتبالیست | نگاهی به نقل قول های کاربران طرفداری در مورد آندرس اینیستا به مناسبت زادروز او