اگر تونی کروس اخیرا در ۳۱ سالگی خودش را از حضور در تیم ملی آلمان بازنشسته کرد و اگر سمیر نصری فرانسوی همین چند روز پیش در ۳۴ سالگی کفش‌هایش را برای همیشه آویخت، این مشکل خود آنهاست. ما در ایران اعتقاد چندانی به این کارهای ظریف و باریک نداریم. به طور کلی بازیکن باید تا جایی که ممکن است در تیم بماند. یعنی آن‌ قدر به حضورش ادامه بدهد که دیگر هیچ تیمی او را نخواهد. اینجا خبری از اعلام بازنشستگی نیست. در حوزه باشگاهی که داستان از این قرار است و در تیم ملی هم یادمان نمی‌آید آخرین نفری که خودش قبل از حذف از فهرست سرمربی اعلام کناره‌گیری کرد، چه کسی بود. این روزها که فصل نقل‌وانتقالات برای لیگ بیست‌ویکم فوتبال در جریان است، بار دیگر شاهد حضور بازیکنانی با سن و سال بالا در ترکیب تیم‌های مختلف هستیم. در این مدت نه‌تنها هیچ خداحافظی مهمی گزارش نشده، بلکه بعضی بازیکنان مسن اتفاقا بازار بسیار داغی هم پیدا کردند و حسابی بر سر جذب‌شان رقابت راه افتاد! به طور کلی قواعد فوتبال ایران با همه جای جهان فرق دارد.

درباره خیلی از بازیکنان مسن فوتبال ایران باید گفت پولی که می‌گیرند نوش جان‌شان! حتما خوب هستند که هنوز خواهان دارند و قراردادهای درشت با آنها بسته می‌شود. با این حال این که چرا بازار فوتبال ایران از این دسته مهره‌ها استقبال می‌کند جای بحث دارد. به نظر می‌رسد یکی از دلایل اصلی این اتفاق آن باشد که بسیاری از مدیران و مربیان ریسک جوان‌گرایی و عدم نتیجه‌گیری در کوتاه‌مدت را نمی‌پذیرند. آنها فقط می‌خواهند امورات «امروز» را بگذرانند و کاری به «فردا» ندارند. به علاوه وقتی در فوتبال ایران قرارداد بلندمدت معنایی ندارد و باشگاه‌ها هیچ چشم‌اندازی در زمینه ترانسفر بازیکنان جوان و کسب درآمد از این ناحیه ندارند، طبیعی است که یک بازیکن ۳۸ ساله را به یک پدیده ۱۸ ساله ترجیح بدهند. مدیری که می‌داند نهایتا شش ماه یا یک سال سر کار است، چرا باید یک جوان را به تیمش بیاورد و برای تجربه‌اندوزی او هزینه بدهد؟ با این حجم از بی‌ثباتی، زنده‌باد پیرمردها!

و از همه مهمتر سوالی که پیش می آید این است که یک پیرمرد چگونه در سن 40 سالگی از محوطه جریمه خود تا محوطه جریمه حریف در دقیقه 90 استارت می زند؟ چه چیزی پشت پرده این توانایی که حتی از مسی و رونالدو هم دیده نشده وجود دارد؟