داخل حیاط بودم کسی خونه نبود، برگشتم دیدم یکی از داخل خونه پرده رو کنار زده داره نگام میکنه، دوییدم سمت بیرون (هر وقت بهش فکر میکنم مو های تنم سیخ میشه)
دم صبح خواب بودم یدفعه پاشدم وایسادم سرپا دیدم یه هاله سیاه داره میاد سمتم، سرمو بردم عقب نخوره بهم داد زدم بعد به حالت فر خوردن ازم دور شد
یبار دیگه خواب بودم چشامو باز کردم دیدم از روبه رو یه روح سفید داره خیلی آروم عبور میکنه، قسم میخورم حتی چهره اش هم دیدم
یه بار دیگه آخر شب بود دراز کشیده بودم، دیدم یه چیز سیاه از داخل حموم رفت به سمت دستشویی اول خواستم به خودم تلقین کنم هیچی نبوده، بعد دوباره نگاه کردم دیدم سایه اش افتاده رو دیوار،
یه بار دیگه آخر شب دراز کشیده بودم یکی محکم پامو کشید، با حول پاشدم فک کردم داداشمه ولی اون نبود
ولی اینجا اذیت میشم که نصف شبا بی خود و بی جهت یدفعه از خواب بیدار میشم احساس میکنم یه نفر کنارمه، یا یه چیزی داره بهم نگاه میکنه، خدا گواهه قشنگ حس میکنم



