می گویند از لقمان پرسيدند... گفتند: توانگر كيست؟ گفت ، آنكه از عقل توانگرتراست. گفتند: چيست كه آنرا جويند و كسي نداند و نشناسد؟ گفت عاقبت كارها. گفتند: چه شيريني است كه عاقبت چشنده خود را بكشد؟ گفت ، حسد. گفتند: كدام بناست كه هرگز خراب نشود؟ گفت ، عدل. گفتند: كدام تلخي باشد كه آخرش شيرين گردد؟ گفت ، صبر. گفتند: كدام شيريني است كه عاقبت تلخ گردد؟ گفت ، شتاب. گفتند: كدام پيراهن است كه هرگز كهنه نگردد؟ گفت ، نام نيك . گفتند: كدام دشمن است كه ازهمه دوستان گرامي تراست؟ گفت ، نفس. گفتند: كدام بيماري است كه مردم از علاج آن عاجزند؟ گفت ، ابلهي. گفتند: كدام بلاست كه مردم از آن نگريزند؟ گفت ، عشق . گفتند: كدام بلندي است كه ازهمه پستي ها پست تراست ؟ گفت ، كبر (غرور). گفتند: كدام پيرايه است كه بر مرد و زن نيكوست؟ گفت ، راستي و پاكي. گفتند: خوب چيست؟ گفت ، مرگ سبك. گفتند: مرگ چيست؟ گفت ،خواب گران. گفتند: چه چيزاست كه همه خرمي ها از اوست ؟ گفت ، سخنان بزرگان. گفتند: آن چه راهي است كه وي را هيچ روي عافيت نيست ؟ گفت ، ظلم بر مظلومان و بيچارگان