https://api.tarafdari.com/1/parandey-e-mohajer.mp3
متن
ای پرنده مهاجر
سفرت سلامت اما
به کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری
وقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
__________________
ای بازیگر گریه نکن ما هممون مثل همیم
صبها که از خواب پا می شیم نقاب به صورت می زنیم
کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورت های ماست
گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداست
هر کسی هستی یه دفعه پر بکش از پشت نقاب
از اون نوشته حرف نزن رها شو از حیله خواب
نقش یک دریچه رو رو میله قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش
کاشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشیم و بس
تنها برای یک نگاه حتی برای یک نفس
تا کی به جای خود ما نقاب ما حرف بزنه
تا کی سکوت رو رج زدن نقش نمایش منه
هر کسی هستی یه دفعه پر بکش از پشت نقاب
از اون نوشته حرف نزن رها شو از حیله خواب