سریال بازی مرکب یا Squid Game محصول 2021 کشور کره جنوبی است که از شبکه نتفلیکس پخش شد با بیش از 180 میلیون (غیر رسمی) بیننده تبدیل به پر بیننده ترین سریال تاریخ این شبکه شد نتفلیکس فقط 25 میلیون هزینه کرد اما 900 میلیون دلار درآمد کسب کرد

ایا میتوان گفت بهترین سریال تاریخ کره جنوبی و حتی نتفلیکس؟

سریال Squid Game نتفلیکس با ۹ قسمت برخوردار از مدت‌زمان‌های متفاوت، نمونه‌ی بارز تولید محتوای درست برای پلتفرم مناسب است

نقد و بررسی کوتاه و خلاصه نکات مهم این سریال و نقاط ضعف و قوت 

نام: Squid Game

کشور: کره جنوبی

سال ساخت: 2‌021

شبکه پخش: نتفلیکس

کارگردان: هوانگ دونگ-هیوک

بازیگران: لی جونگ-جه، پارک هه-سو، وی ها-جون و….

 

خلاصه داستان: گروهی متشکل از ۴۵۶ نفر که وجه‌اشتراک‌شان با یکدیگر بدهی زیاد و شرایط مالی بد است، به بازی‌ای دعوت می‌شوند که در آن باید در بازی‌های کودکانه پیروز شوند. تاوان شکست مرگ است.

امتیاز کاربران imdb به سریال: ۸.۲ از ۱۰

 

بازی مرکب سریالی یاداور آثار گوناگونی است

با افزایش محبوبیت سریال، اتهام‌های دستبرد فکری (Plagiarism) به سریال زده شد و خیلی‌ها آن را به تقلید از آثار عمدتاً ژاپنی مثل کایجی (Kaiji)، هرطور که خدایان بخواهند (As the Gods Will)، آلیس در سرزمین مرزی (Alice in Borderland)، بتل رویال (Battle Royal) و… متهم کردند. از بین این عناوین اتهام دستبرد فکری در قبال هرطور که خدایان بخواهند معتبرترین بود، چون این فیلم هم درباره‌ی معادل مرگبار بازی‌های کودکانه است و در آن هم شاهد بازی مجسمه هستیم که در بازی مرکب با عنوان Red Light, Green Light، اولین بازی تورنمنت، به نمایش گذاشته شده است.

 

هوانگ دونک هیوک در جواب به این اتهامات گفت که او نوشتن فیلنامه‌ی سریال را در سال ۲۰۰۸ شروع کرد و در سال ۲۰۰۹ اولین پیش‌نویس آن را تمام کرد. منتها آن موقع نتوانست توجه کسی را برای ساخت سریال جلب کند، چون سناریوی سریال باورپذیر به نظر نمی‌رسید. بنابراین او نمی‌توانسته از فیلم هرطور که خدایان بخواهند تقلید کرده باشد، چون فیلنامه را قبل از انتشار فیلم در سال ۲۰۱۴ نوشته بود. اما او اذعان داشت که از آثار ژاپنی مثل بتل رویال و بازی دروغ (The Liar Game) تاثیر پذیرفته است.

 

بازی مرکب سریالی ست که متاسفانه یا خوشبختانه درون مایه ای ساده دارد

 

علاوه بر ایده‌ی کلی، درون‌مایه و پیام کلی سریال نیز ساده و سرراست است. بسته به انتظارتان از سریال این می‌تواند نقطه‌ی قوت یا نقطه‌ی ضعف باشد.

 

بازی مرکب سریال هیجان انگیز 

هیجان‌انگیز بودن سریال هم به‌لطف درون‌مایه‌ی ساده و سرراست داستان ممکن شده، چون هیچ دست‌اندازی وجود ندارد که حواس شما را از اتفاقی که در لحظه در حال افتادن است پرت کند. سریال نیازی ندارد تا برای پرداخت به درون‌مایه‌های پیچیده و فلسفه‌بافی توقف کند و ریتم بی‌نقص و نفس‌گیرش را به هم بریزد.

 

 

سریال را تماشا کنید

 

از خواندن نقد سریال Squid Game دست بکشید و سراغ تماشای آن بروید؛ بدون اینکه به تصاویر بیشتر، تریلر رسمی یا هر متن دیگری راجع به آن نگاه کنید. فارغ از هر نظر محترمی که درنهایت راجع به کل اثر داشته باشید، این سریال متعلق به کشور کره جنوبی شامل دقایقی می‌شود که به احتمال زیاد نمی‌خواهید تجربه‌ی شخصی آن‌ها را از دست بدهید؛ سکانس‌هایی آن‌چنان حساب‌شده و خاص که اصلا به آسانی از ذهن بیننده بیرون نمی‌روند.

 

طی برترین دقایق بهترین اپیزودها، نویسندگی قدرتمند سریال Squid Game مخاطب را قدم به قدم به سمت پرسش‌هایی هل می‌دهد که دیگر راجع به شخصیت‌ها نیستند. بلکه در ذهن انسان جا می‌گیرند و او را با این تفکر تحت فشار قرار می‌دهند که اگر مثل کاراکترها در فلان وضعیت قرار داشت، واقعا با غریزه‌ی بقا کدام حد و مرزهای اخلاقی را پشت سر می‌گذاشت؟ افشا شدن رازهای سریال Squid Game برای مخاطب می‌تواند کاری کند که او تحت تاثیر شوک اصلی برخی از این لحظات کلیدی قرار نگیرد و بخشی از یک تجربه‌ی خاص و قدرتمند را هرگز نداشته باشد. آیا در صورت لو رفتن برخی از نکات داستان هم سریال ارزش یک دور تماشا را دارد؟ قطعا. ولی اگر می‌توانید، کم‌وبیش چشم‌بسته دل به دریا بزنید.

 

 

طراحی و دکور

 

تیم کارگردانی هنری محصول درکی مثال‌زدنی از اصول طراحی صحنه و لباس داشته است. به همین خاطر با به یاد داشتن اغراق‌آمیز و عجیب به نظر آمدن برخی از ایده‌های داستانی اثر، جهان مقابل چشم مخاطب را با طراحی مینیمالیستی سر و شکل می‌دهد. زمین بازی، ماسک‌های دارای علائم مثلث، دایره و مربع، لباس‌های محدودشده به چند رنگ انگشت‌شمار و چند اتاق بسیار بزرگ خالی از معماری پیچیده همگی با این هدف طراحی شده‌اند که خاص ظاهر شوند، روی فضاسازی درگیرکننده تاثیر بگذارند و درک آن‌ها برای مخاطب سخت نباشد. شاید شکل‌گیری چنین تشکیلاتی غیرمنطقی به نظر بیاید. اما ذهن مخاطب فضا و زمان ترسیم‌شده مقابل چشم او را به آسانی می‌پذیرد.

 

مفهوم سریال چیست؟

 

اساساً حرف سریال این است که در دنیای واقعی، بعضی از مردم در چنان شرایط افتضاحی زندگی می‌کنند که ترجیح می‌دهند شانس خود را در مسابقه‌ای مرگبار امتحان کنند و به احتمال ۹۹ درصد در آن کشته شوند تا به تقلا کردن در جامعه ادامه دهند. حقیقت ترسناک این است که اگر نگاهی به محیط اطراف‌مان بیندازیم، افرادی را در جامعه می‌بینیم که آنقدر در شرایط سختی زندگی می‌کنند و تمام درها به رویشان بسته است که اگر پیشنهاد شرکت در چنین مسابقه‌ای به آن‌ها داده شود، واقعاً آن را قبول کنند، حتی با در نظر گرفتن این‌که قبول کردن چنین پیشنهادی نوعی خودکشی غیررسمی است. نکته اینجاست که بسیاری از این مردم واقعاً‌ می‌خواهند خودکشی کنند، ولی ترجیح می‌دهند ماشه را کس دیگری فشار دهد.

 

نظام سرمایه داری و ...

 

سریال از همان ابتدا فاز چپ‌گرایانه‌ی ضدکاپیتالیستی دارد و این فاز در اپیزود هفتم و با معرفی وی‌آی‌پی‌ها (VIPs)، که اساساً شخصیت‌های میلیاردر خوک‌صفت و منحرف هستند، به حد نهایت خود می‌رسد. پیامی که سریال درباره‌ی کاپیتالیسم می‌خواهد منتقل کند، چیزی نیست که قبلاً در هرگونه گفتمان انتقادی مربوط به کاپیتالیسم نشنیده باشید:

 

جو رقابتی کاپیتالیسم باعث می‌شود که انسان‌ها نسبت به هم بی‌رحم و از انسانیت تهی شوند

کاپیتالیسم کاری می‌کند که اکثریت از جان و دل مایه بگذارند و در آخر سود زحمت‌شان به اقلیتی بسیار معدود برسد

پولی که دست سرمایه‌دار جمع شود، صرف کارهای بیهوده، مضر یا حتی پلید می‌شود

سرمایه‌دارها به طبقه‌ی کارگر و فرودست جامعه به چشم برده‌ی خود نگاه می‌کنند و از دسترنج آن‌ها جیب‌های خود را پر می‌کنند (هرچند در این زمینه سریال پا را از انتقادهای رایج به کاپیتالیسم فراتر می‌گذارد و سرمایه‌گذارها را به شکل موجوداتی پلید و نه صرفاً فرصت‌طلب و بی‌وجدان به تصویر می‌کشد)

نکات منفی و مثبت سریال

نقاط قوت:‌

 

هیجان بالا، خصوصاً در نحوه‌ی اجرای شش بازی

شخصیت‌پردازی قوی؛ درست است که شخصیت‌های سریال «تیپ» هستند، ولی تیپ‌هایی باورپذیر که به‌لطف سناریوهای شخصیت‌ساز و بازی عالی بازیگرها به مرور عمق و جذابیت‌شان بیشتر می‌شود. قوی‌ترین و پیچیده‌ترین شخصیت سریال چو سانگ-وو است.

طراحی صحنه‌ی قوی که باعث شده تشکیلاتی که شخصیت‌ها در آن مسابقه می‌دهند شبیه موزه‌ی هنرهای مدرن به نظر برسد. بازیگران فیلم گفته بودند که از شدت زیبایی صحنه دائماً با موبایل‌شان از آنجا عکس می‌گرفتند.

طراحی نمادین یونیفورم‌های سربازها و شرکت‌کنندگان و عناصر تصویری شاخص (مثل عروسک دختربچه در مسابقه‌ی اول یا شیرینی دالگونا در مسابقه‌ی دوم) که باعث شده جزئیات تصویری سریال به‌راحتی در ذهن ذخیره شوند و در میم‌ها و ویدئوها و عکس‌های طرفداری مورد تقلید و هجو قرار گیرند

آهنگ روایی مناسب سریال، طوری‌که به جای این‌که حس کنید در حال تماشای سریالی ۹ قسمته هستید، حس کنید دارید فیلمی ۸ ساعته تماشا می‌کنید

کلیت اپیزود ۶

بومی‌سازی مناسب و استفاده‌ی مناسب و به‌اندازه از فرهنگ کره‌ی جنوبی

تاثیرپذیری مناسب و به‌اندازه از سینمای ژانری و اجتماعی که باعث شده سریال برای طیف وسیعی از مخاطب جذاب باشد

استفاده‌ی مناسب از خشونت، طوری که در طول سریال خشونت هیچ‌وقت عادی نمی‌شود و همیشه اندکی پتانسیل برای شوکه کردن دارد

جزئیات زیاد که با تماشای دوباره‌ی سریال (یا تماشای ویدئوها و دیدن پست‌هایی که به این جزئیات اشاره می‌کنند)‌ به آن‌ها پی می‌بری

 

 

نقاط ضعف: خرده‌پیرنگ مربوط به پلیسی که به تشکیلات نفوذ کرده به جایی ختم نمی‌شود و صرفاً زمینه‌سازی برای فصل ۲ است پایان سریال، که در آن به نظر می‌رسد گی-هون می‌خواهد یک‌تنه به جنگ تشکیلات مخوف برود، با روح سریال در تضاد است و زیادی ملودراماتیک به نظر می‌رسد این سریال نیاز به فصل ۲ ندارد و پایان‌بندی سریال، طوری که انگار باید آماده‌ی فصل ۲ باشیم، به‌تنهایی نقطه‌ضعف است، خصوصاً با توجه به این‌که سازنده‌ی سریال گفته اگر فصل ۲ ساخته شود، قرار است روی نقش پلیس در سروکله‌زدن با این تشکیلات بپردازد و این ایده بسیار ناجالب به نظر می‌رسد. خراب کردن شخصیت پیرمرد با غافلگیری‌ای که با وجود منطقی بودن، به هسته‌ی احساسی داستان ضربه می‌زند، بدون این‌که چیز دندان‌گیری به آن اضافه کند انتقاد دم‌دستی و کلیشه‌ای از کاپیتالیسم ضعیف بودن شخصیت‌های وی‌آی‌پی، چه از لحاظ بازی و دیالوگ، چه از لحاظ نقشی که در داستان دارند توضیح بیش از حد درباره‌‌ی ماهیت سازمانی که پشت بازی‌هاست. کمی ابهام بیشتر در این زمینه می‌توانست نتیجه‌ی مثبت‌تری به دنبال داشته باشد.

نکته اخر و جمع بندی

با سبک‌سنگین کردن نقاط قوت و نقاط ضعف سریال، به این نتیجه می‌رسیم که با اثری به‌شدت تماشایی، ولی نه بی‌نقص طرف هستیم. با توجه به هایپ شدیدی که دور سریال ایجاد شده، اگر کسی با انتظارات فضایی سراغ سریال برود، شاید ناامید شود، خصوصاً اگر در ژانر درام بقا محور و بازی‌های مرگبار آثار زیادی دیده باشد. ولی اگر سطح انتظارات معقول باشند، بازی مرکب سریال قوی‌ای است که ارزش سرگرمی بالایی دارد و پتانسیل این را دارد که احساسات‌تان را درگیر کند. بنابراین جواب نهایی بنده به این سوال که «آیا به بازی مرکب بیش از حد بها داده شده؟» منفی است. در جرگه‌ی آثاری که «وایرال» می‌شوند بازی مرکب جزو بهترین‌هاست.

نقد و بررسی کامل بزودی

ممنون از همراهیتون?