پس از پایان پاورچین مهران مدیری تصمیم گرفت سریالی کاملا متفاوت از آن بسازد

عوامل پشت صحنه و برخی بازیگر ها همان ها بودند اما داستان و طرح آن کاملا متفاوت بود 

کمی شبیه به ساعت خوش بود شاخ و برگ بیشتر و ایده های جدید

شاهد یک نوآوری بودیم که الگویی بین کارآگاه پشندی و دستیارش ساعد برقرار بود (مهران مدیری و ساعد هدایتی) مجموعه طنزی که شکل پلیسی داشت

کارآگاه پشندی و ساعد در اداره کشفیات تهران مشغول به کار شدند و پرونده های مختلف را بررسی میکردند

در مجتمع مسکونی شان هم اتفاقاتی میفتاد و شاهد تنوع زیادی بودیم

مشخص بود برای محتوای آن وقت زیادی گذاشته شده است

طرح های آن خیلی خوب بود از صحنه و لباس تا نور و...

یکی از جالب ترین تیپ ها همان لباس کارآگاهی مهران مدیری و ساعد هدایتی و رییس کارآگاه پشندی بود

از همان ابتدا برای چگونگی آمدن کارآگاه پشندی و ساعد از قزوین به تهران و ساکن شدن آنها در خانه آقای پشندی مستاجر پیردوست و آغاز به کار آنها در دایره کشفیات داستان خوبی به تحریر در اومده بود

و سپس ماموریت های آنها که هر بار پرونده جدیدی را بررسی میکردند که متنوع بودند و هر بار سوژه های خنده دار و فانتزی به وجود میآمد

در این حال گاهی هم اتفاقاتی در خانه آنها میفتاد که تنوع مجموعه را بیشتر میکرد 

مشخص بود طراحان و نویسنده ها خلاقیت زیادی داشتند 

نقش های ایفا شده نیز همه شان جدید و بامزه بودند

یک تلفیق خوبی را نیز بین موسیقی و فضای دارک با طنز دیدیم

همه چیز مهیا بود که داستان بهتر شود و مجموعه با نفس تازه ای که دارد جون بیشتری بگیرد

اما با تغییر یکباره قصه همه چیز بهم خورد..