تو  را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از این ات ندانم. وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری، به غیر از زهر شیرینت نخوانم... 

این ما هستیم که در قراردادمان با پرسپولیس، مقابل رقم، نوشته‌اند «جان»...  و تو نمیدانی در کدام صفحه از این روزگار نامرد، قلبت هم پشتت را خالی می‌کند و تنهایت می‌گذارد. ما تنها مالکان پرسپولیس هستیم که هیچ سهمی از میراث‌مان نداریم جز غم تنهایی‌اش..

هر بار که یکی از ما قلبش می‌ایستد و تابِ شکست را نمی‌آورد، نفسمان برای لحظه‌ای حبس میشود و خودمان را در همان حال تصور میکنیم. ما با پرسپولیس زندگی میکنیم، حال خوب و بدمان بسته به روز خوب و بدِ تیممان است و کیست که حس زلال را ندیده و نفهمیده باشد؟! هوادار پرسپولیس روزهای سخت را کم ندیده، هوادار بی تجربه ای نیست اما کاش درک میکردید که وقتی یک هوادار میگوید "ما ضربان قلبمان با پرسپولیس میزند" شعار نمیدهد، این واقعیت محض است  ما برمی خیزیم، دوباره و چند باره، ناامیدی در قاموس ما نیست

اما با این جوان های پرپر شده و خانواده های داغدار چه کنیم؟ این روزها هر شکست تیممان داغی ابدی بر قلبمان میگذارد ،داغی به وسعت پر کشیدن یکی از عاشقان بی ادعای پرسپولیس?

پ ن:پرسپولیس هرتیمی نیست ، اینجا همان جایی است که گاهی پس از یک شکست و ناکامی هوادارش قلبش می ایستد و جان خود را از دست می‌دهد...! پرسپولیس شوخی نیست جناب وزیر. تکلیفش را روشن کنید!