سپس بحث در این مورد آغاز شد که چه کسی می‌تواند جانشین من باشد.

من فقط یک اسم در ذهن داشتم:

دیوید مویز.

شیوه‌ی کار اوست. و اسکاتلندی‌های سخت‌کوش. چند سال نامش را نمی‌شنوی. نه بالای بالا و نه پایین پایین. آن وسطها.  مشغول چیدن آجرهاست. با دقت و وسواس یک اسکاتلندی. به دور از هیاهو. کسی او را جدی نمی‌گیرد.  وقتی با گل دقایق پایانی چلسی را شکست می‌هد. وقتی وستهم را از سقوط نجات می‌دهد. می‌سازد و ناگهان برج و باروی بنای رفیعش را می‌بینی. وقتی در اورتون پایین جدول امپراطوری خود را می‌سازد. تهدید همیشگی BIG 4. وقتی شب قبل در میان حباب‌های استادیوم لندن، یقه‌ی لیورپولی‌های آماده را می‌گیرد. وقتی طرفداران وستهم او را Moyesiah ترکیب نام moyes , messiah) صدا می‌زنند. سر الکس فرگوسن در کتاب بیوگرافی‌اش از دیوید مویز می‌گوید: 

برای صحبت در این مورد با دیوید در منزلم قرار گذاشتم. گلیزرها می‌خواستند مطمئن باشند فاصله بین اعلام خبر بازنشستگی من و خبر ورود مویز طولانی نشود. آنها می‌خواستند همه چیز طی چند روز نهایی شود. همه اسکاتلندی ها با اراده بالا در شغل خود فعالیت می‌کنند. وقتی آنها اسکاتلند را ترک می کنند تنها یک دلیل باعث این وداع می شود. آنها می‌خواهند موفق باشند! اسکاتلندی ها برای فرار از گذشته، کشورشان را ترک نمی‌کنند . آنها می‌روند تا بهتر شوند. این مسئله در تمام جهان قابل مشاهده است خصوصا درآمریکا و کانادا. ترک وطن یک راه حل است نه یک نقاب. این اتفاق برای من هم افتاد.

دیوید مویز هم در بذله گویی چیزی از بقیه مردان اسکاتلندی کم نداشت. اما در حیطه کاری، اسکاتلندی ها همیشه جدی و مصمم هستند. مردم همیشه از من می‌پرسیدند

"چرا در طول بازی که کنار زمین هستم، لبخند نمی زنم؟"

من هم جواب می‌دادم چون برای لبخند زدن آنجا نیستم. من مربی شدم تا بازی را با برد به پایان برسانم.

دیوید هم صاحب همین ویژگی‌هاست. من پس زمینه خانوادگی او را هم می‌دانستم . پدر او یک مربی در درامچاپل بود که روزگاری من هم در آن تیم بازی کردم. آنها خانواده‌ی دوست داشتنی هستند. نمی‌خواهم بگویم خانواده‌ی مویز در انتخابش نقش داشت ولی به هرحال چنین ویژگی‌هایی برای مردی که می‌خواهد مسئولیتی سنگین برعهده گیرد مهم است.

من درامچاپل را در سال 1469 ترک کردم وقتی پدر دیویدمویز یک مرد جوان بود! بنابراین ما آشنایی قبلی با هم نداشتیم. ولی من دورادور خانواده آنها را می‌شناختم.گلیزرها هم دیوید را می‌پسندید . آنها هم تحت تاثیر عملکرد او در اوتون قرار گرفته بودند. مهم ترین ویژگی او رک بودن است. او همیشه در مورد خودش رک و روراست حرف می‌زند . و من نمی‌خواستم دیگر در دنیای فوتبال فعالیت کنم. بعد از 19 سال مربیگری دیگر چرا باید ادامه دهم؟ من می‌خواستم این بخش از زندگی‌ام را پشت سر بگذارم. دیوید هم در پذیرش شرایط ما مشکلی نداشت. او در اورتون سال‌های درخشانی داشت.