سلام . تشکر از مهدی و سینا و فرهاد و مسعود و الهه و محمد برای دعوت کردنم ... فکر میکنم از بچه های سایت کسی رو بیرون از اینجا نبینم واسه همین سعی میکنم تو این دو سه پاراگراف نزدیک خط قرمز حرکت کنم :))) فکر کنم باید یه توضیحاتی راجع به خودم بدم . اسم = محمد علی محرابی . اصالتا کرمونشاهی .. اولین تیم باشگاهی که شناختم بارسلونا و پرسپولیس بود . به واسطه ی داداشم . سالهای اول زندگیم رو زیاد یادم نمیاد :)) ولی بعد از 3 سالگی عکسهاش موجوده و یادمه که خیلی لاغر بودم . زیاد غذا نمیخوردم بیش فعالی داشتم . دوست ندارم کسی رو ناراحت کنم و اگه بدونم ناراحتیش برطرف میشه هر کاری میکنم که همه چی درست بشه . ولی بعضی وقتا واجبه که روی خوش نشون ندی . خیلی عصبی هستم نه از نوع بروز دهنده . یعنی کلا ارومم ولی از درون عصبی ام !. یه سری مشکل برام به وجود اومد که باعث شد مژه هام و ابروهام و موهام زیاد بریزه . ولی خدا رو شکر به شرایط عادی برگشتم . هشتاد بار شغل عوض کردم :)) کلا زیاد پولِ کار برام مهم نیست فقط میزان خنده و خوشگذرونیه توش مهمه . ولی اینکه کسی بخواد سرم رو کلاه بذاره خیلی برام اهمیت داره .. حتی اگه مبلغ کمی باشه . توی بخش ورزش ها هم همینطور بودم تقریبا .. تکواندو - تنیس - پینگ پنگ - فوتبال - کنگ فو - همشون رو تا مرز در اومدن از اماتوری پیش رفتم ولی سریع بیرون اومدم :)) تا 16 سالگی عاشق فرهاد .. فریدون فروغی .. ابی .. فرامرز اصلانی .. بودم .. بعد یه دوره ی 5-6 ماهه دیوونه شدم ساسی مانکن گوش دادم :))) بعد رفتم تو فاز اهنگهای خیلی نا فرم متال .. از اونا که 20 دقیقه فقط جیغ میزنن برای دوستانی که آشنایی دارن گروه هایی مثل Spektr , Shining , Xasthur که واقعا نمیدونم چه فکری کردم که اینارو گوش میدادم . کم کم اومدم تو راه درست و با System Of A Down شروع شد زندگیه موزیک بازیم . در حال حاظر 2 ماهه تقریبا ورزش نکردم به خاطر یه سری مشکلات .. یه مقدار وزنم کم شده .. ایشالا به روزهای امادگی بر میگردم . الان 90 کیلو شدم با قد 177 - وزن ایده الم 97 کیلوئه . البته اگه ببینید منو فکر میکنید 80 کیلوئم . :)) سال 75 یه اسباب کشیه جنجالی داشتیم به خاطر اینکه چند بار با دختر همسایه توی انباری گیرمون انداختن . البته کار خاصی نمیکردیم :| تازه اون بزرگتر از من بود ! سال 78 توی دبستان ... یکی از همکلاسیا توی آبخوری کاملا بی دلیل یه مشت بدجور خوابوند توی چشم راستم .. فرار کرد کلاس پنجمیا گرفتنش زدنش .. نتیجه = من اخراج شدم :| چشم راستم ضعیف شد :| سال 80 تو ستاد تبلیغاتی اقای خاتمی کلی زور زدم و 21 میلیون و ۶۵۹ هزار و ۵۳ رای واقعی جمع کردم واسه ایشون .. خودم به تنهایی :)) سال 85 یه ااتفاقایی افتاد که کلا از خونه بیرون نمیرفتم .. ورزش هم تعطیل .. نتیجه = 125 کیلو شدم و تقریبا افسردگی نیمه حاد . عکسی از اون دوران سال 86 هنجره ام از 17 جهت پاره شد -- بازی پرسپولیس سپاهان دقیقه 96 .. جای خوشحالی داشت که جای دیگه ایم پاره نشد :)) سال 87 رودهن قبول شدم . نتیجه = در طی کمتر از 3 ماه 47 کیلو کم کردم .. 3 سال عشق و حال :)) جاتون خالی . عکسی از اون دوران سال 88 هیچ خبری نبود ! والا اتفاقای جنجالی بوده ولی بخوام همه رو بگم زیاد طول میکشه پس یکم از شرایط خودم توی سایت میگم . خودم که ترجیح میدم خیابونی و کارتون خواب باشم تا اینکه یه ادم دو رو باشم که برای بی ارزشترین چیزها هم دروغ بگم .. من دوبار توی این سایت فحش دادم . نمیدونم دیده بودید یا نه .. ولی فکر میکنم هر دوبارش زیاد اشتباه نبود . شرایط خاص خودش رو داشت اصلا موضوع فوتبال در میون نبود ... بزرگترین ناموس هممون ایرانه . اگه برگردم به قبلا شاید اون دو دفعه هم اتفاق نمی افتاد . شاید هم فرقی نمیکرد ... واسه اون دسته از ادمایی که میگن من واسه خودنمایی با یه لهن خاصی حرف میزنم میگم اینو .. من مدل حرف زدنم جلوی خانواده - جلوی دوستای صمیمیم - جلوی دخترها و جلوی هر ادمی با شرایط مختلف فرق میکنه ..اینجا هم یه سایت و به نوعی یه مکان عمومیه با هر کسی همونطور که دوست داشته باشه باس حرف زد . اگه تفکیک این موضوع براشون سخته پیشنهاد میکنم برن روانپزشک . توی این سایت هم روانپزشک موجود هست. کافیه وقت ویزیت بگیرن .. -- -- اخرشم که اینجوریه که انگار باید چند نفر رو دعوت کنی ولی انگار بچه ها زیاد راضی به انجام این کار نیستن .. از طرف دیگه کسی هم نمونده واسه چالش :)) -- مخلصم .