4 مجموعه‌ی 5 تایی از عکس‌های منتخب شخصی. به امید اشتراک گذاشتن عکس‌های مورد علاقه‌ی شما....

در صورت اشتراک، لینک پست خود را ارسال کنید

زمان. این مرموز همیشه مقابل چشمان ما. حرکت آرام عقربه‌ها. شبیه دانه‌های برف. آرام و باشکوه. چشم که بر هم میزنی، گذر عمر را می‌بینی و انبوه خاطرات را. وحشتناک است. شبیه دانه‌های برف انباشته شده روی هم. شبیه بهمنی مهیب. نگه داشتن زمان، آرزوی انسانهاست. بازگشت به گذشته. دانشمندان و فیلسوفان. هنرمندان و مورخان. در حسرت ساخت ماشین زمان... اینجاست عزیزان. خوب نگاهش کنید. ماشین زمان در دست ماست. جادوی توقف زمان و بازگشت به گذشته. جادوی عکس‌ها....

عکس پست:

 بی قیدی. این زندگی اوست. به چشمهای خمارش نگاه کن. به بدن عریان. به موها و خط ریش‌ها. جرجی از زندگی لذت می‌برد. و زندگی او؟ جرجی از فوتبال لذت می‌برد. فروتبال برای او مرادف زندگی است نه بازتابی از آن. تا روزی که در زمین می‌دود، غرق در خوشی است و لذت بی پایان. در الدترافورد. در سفر تفریحی کوتاه به فولام. به کورک سلتیک. در ایالات متحده می‌شود بت بزرگ مردم. هزار و یک عکس و ویدیوی جرجی در خانه‌ها. روی دیوار. بالای تختخواب. با شلوار پاچه گشاد. در حال دویدن. دریبل زدن. و روزی که توپ گرد از چرخیدن ایستاد؟ رهایش کنید. او می‌خواهد بنوشد... تا روز مرگ جسمانی...

2- این دو یاغی. یک تنه به تمام قواعد دنیای کت و شلواری‌های کراوات زده پشت کردند. قهرمانان. چریک‌ها. آزادیخواهان. زاویه‌پاهای دیگو و سوکراتس هارمونی جذابی دارد. همان افتراق دنیای آنارشیست‌ها. هر دو به آسمان نگاه می‌کنند. در زمین سبز فوتبال. در پس زمینه‌ی دریای بی پایان تماشاگران. و توپ، جایی در آسمانهاست.... برای دو ستاره‌ از آسمانها.

3- معماران. اندیشه ورزان. متفکرین. مشخص نیست عکس شکار عکاس است یا ژستی از پیش تعیین شده. حقیقت عکس اما دنیای واحدی دارد. چه مصنوعی و چه حقیقی. المان جاودانه‌ی عکس، زاویه‌ی یکسان تابش نور روی صورت شنکز و کلاپ است. شباهت در عین تضادها. شنکز بی مو و کلاپ با موهای طلایی رنگ. شنکلی با صورت همیشه مرتب و ریش‌های کلاپ. یک اسکاتلندی و یک ژرمن. به هیچکدام اما توجهی نداریم. گویی تفاوت ظاهر را فراموش کرده، به معنا می‌رسیم. به دو مربی جاودانه‌ی باشگاه مردم. به مربیانی که تیم را آجر به آجر ساختند. به مربیان محبوب رسانه‌ها. به مربیان که هیچگاه تنها قدم نخواهند زد. به شنکز و کلاپی...

4- بدون رنگ. چشم آبی‌ها و سیاهپوستان. سفیدها و سیاهان. سالها می‌گذرد تا نخستین سیاهپوستان، در خانه‌ی فوتبال به جایگاهی برسند. ریشه دواندن در دل کویر خشک نژادپرستی. کسی نام کلاید بست سیاهپوست را در ورای سایه‌ی بلند جف هرست و مارتین پیترز در وستهم دهه‌ی 60 شنیده؟ باز شدن آرام درها. لوری کانینگام نخستین سیاهپوست تیم ملی انگلستان پس از یک قرن... عکس اما قابی فوق‌العاده را به رخ می‌کشد. عکسی متفاوت با تمام عکس‌های یک بازیکن رنگین پوست در کنار سفیدپوستان. عبور از کلیشه‌ها. اصلا نمی‌توانی تفاوتی میان رنگ پوست دو بازیکن ببینی. از سرتاپا. دو ستاره‌ی گل‌آلود. دو دشمن دربی شمال لندن. دو امید کشور انگلستان در مسابقات جام جهانی 1990. ایان رایت سیاهپوست ددوش به دوش پل گسکوین چشم آبی...

5- هنر، با تمام ساحات آن، می‌کوشد تا لحظه‌ای را جاودان کند. هنر، آینه‌ی قلب و روح و اندیشه‌ی هنرمند است. هنر و هنرمند. عکس مهار توپ دنیسی برکمپ میان آسمان و زمین، مسیری فراتر از صفحات گلاسه‌ی مجلات  و بنرهای بزرگ هوادارن را می‌پیماید. یک مجسمه‌ی برنزی نصب شده در پشت جایگاه ساعت استادیوم اماارت. لحظه‌ی ثبت هنر هنرمند هلندی....