علی کریمی جزء محدود بازیکنان تاریخ فوتبال است که برای همه آنهایی که نیم نگاهی به فوتبال و اتقاقات ریز و درشت اطرافش دارند همیشه کانون توجه بوده است، چه به لحاظ سبک و نوع بازی، و چه به لحاظ رفتارهای آنسوی زمین و نیمکت
آنطور بازی می کند که دلش می خواهد (او همیشه برای خوشایند خودش بازی کرده) ، به تلویزیون نمی آید، کم مصاحبه می کند و چیزهای دیگری که همه سلبریتی ها برایشان له له می زنند کانون توجه او نبوده و نیست ، و گاهی هم مواضع تند غیرفوتبالی داشته است، باری
او محبوب است ... او این را می داند ولی بسیاری بیشتر از او این را می دانند. سه هفته پیش بود که بعد از انتخاب حمید درخشان به عنوان سرمربی پرسپولیس او در اولین اظهار نظرش سخن از فراهم آوردن مقدمات برای بازگرداندن علی کریمی به تیمش کرد اما آیا واقعا او نیاز به بازی کردن علی کریمی داشت؟ او به خوبی میدانست که علی کریمی دیگر بازی نخواهد کرد ولی نام او حداقل می تواند کمی جو را برای او مثبت کند، و چه بهتر اینکه آمدن علی کریمی همزمان باشد با فراری دادن علی دایی. به هر روی علی کریمی برگشت ولی برای تمرین باتیم
اما خبر دستیاری کیروش برای تیم ملی خبری عجیب و غریب بود
علی کریمی عزیز دستیار کیروش نشو، این بار هم میخواهند از برند تو استفاده کنند...از نام تو ، می خواهند پشت نامت پنهان شوند، جو فدراسیون چندان مناسب نیست و همه می دانند تو با کوچکترین اتفاقات غیرفوتبالی نمی توانی ساکت بمانی، و در آن زمان تو مهره سوخته خواهی بود، مقصر ناکامی
علی کریمی اگر این نوشته را میخوانی دستیار کیروش نشو