سرمایه داری که تا دیروز ک.دوم تولید میکرد امروز مجبوره سرمایش رو بندازه تو کار بساز بفروش و بعدش بگه: من دیدم باید به فرزند آوری کمک کرد و تولید ک.دوم چیز خوبی نیست ولی ساختن مسکن برای جوانان کار خیره.

و این آگاهی وارونه رو توی جامعه تبلیغ میکنه و ما باور میکنیم اول اندیشه موافق با فرزند آوری بوده و بعدش اون سرمایه گذاری صورت گرفته!

درست مثل آگاهی وارونه ما از فرایند خلق اثر هنری که باور میکنیم در آغاز هیچ بود و روی دیوار سفید گالری،جناب هنرمند با الهامات آسمانی و از هیچ تابلو نقاشی خلق کرد.

در حالی که از بوم و رنگ و گچ و دیوار گرفته تا تمام اون مفاهیم و تصاویر و مضامین منشا اولیه مادی دارن.

و چند وقت دیگه جناب سرمایه دار به دنبال سرمایش ممکنه دوان دوان راهی بخش جدیدی بشه و کسی چه میدونه! شاید این بار میخ پنج وارد کرد.

چرا؟ چرای اصلی رو فقط خود سرمایه دار تعیین میکنه ولی اگه به چنتا ژورنالیست و مستند ساز پول بدیم،شاید چراهای جذابی برای جامعه بسازن و شاید هم مهدی رستم پور چنتا پست براش گذاشت و از نقش شاهنشاه در پایه ریزی تکنولوژی میخ پنج گفت.

مثلا خدمت به میهن،التاجر حبیب‌الله،موفقیت و کار آفرینی

تاثیرات تربیت خانوادگی و فرهنگ کار در ایران روی واردات میخ پنج هم میتونه موضوع مناسبی برای پایان نامه باشه.