چشمامونو باز کردیم و دیدیم هرچی که مال ماس یا هرچی که فکر میکردیم صاحبش ماییم برای همیشه پر زدن و رفتن...
ما موندیم و یه دنیا شیرینی و تلخی که با باز شدن دوباره چشمامون دیگه تبدیل به خاطره شده بودن...
نمیدونیم عمرمون قد میده به اینکه دوباره این خاطرات رو تکرار کنیم یا نه اما اینو میدونیم که هیچ شیرینی و هیچ تلخی ای مثل این دوران قلب و روحمون رو به بازی نمیگیره...


