قلبم را در مجری کهنه ای پنهان می کنم 

دراتاقی که دریچه ایش نیست 

ازمهتابی 

به کوچه ی تاریک خم می شوم 

وبه جای همه ی نومیدان می گریم 

آه 

من حرام شده ام 

احمدشاملو