(برای اینکه ترجمه قابل فهم تر باشه زمان بعضی فعل ها رو تغییر دادم) Long ago, but not so very long ago یه زمان دور و دراز، البته نه خیلی دور و دراز The world was different, oh yes, it was جهان متفاوت بود، آره، متفاوت بود You settled down and you built a town and made it live یه دوره جدید از زندگی رو شروع میکنی یک شهر میسازی و زندگی رو داخلش جاری میکنی And you watched it grow, it was your town و رشد و توسعه اش رو میبینی، اون شهر توئه Time goes by, time brings changes, you changed too زمان میگذره، زمان تغییرات میاره، تو هم تغییر میکنی Nothing comes that you can't handle, so on you go چیزی نمیاد که نتونی از پسش بربیای، پس همینطور جلو میری You never see it coming when the world caves in on you هیچوقت نمیتونی ببینی که مشکلات داره میاد وقتی جهان دربرابرت زانو زده On your town, nothing you can do [و ناگهان] توی شهرت دیگه چیزی نیست که بتونی انجام بدی Main street isn't main street anymore خیابان اصلی دیگه خیابان اصلی نیست Lights don't shine as brightly as they shone before نورها دیگه به اون براقی قبل نمی درخشن To tell the truth, lights don't shine at all اگه بخوام حقیقتو بگم، نورها دیگه نمی درخشن اصلا In our town تو شهر ما Sun comes up each morning, just like it's always done خورشید هر صبح طلوع میکنه، مثل همیشه Get up, go to work, start a new day بلند شو، برو سرکار، یک روز جدید رو شروع کن You open up for business that's never going to come کاری رو شروع میکنی که قرار نیست انجامش بدی (چون دیگه کسی نمیاد که بخوای بهش خدمت کنی و بیکار میمونی) As the world rolls by a million miles away وقتی زندگی مایل ها دورتر جریان داره Main street isn't main street anymore خیابان اصلی دیگه خیابان اصلی نیست No one seems to need us like they did before بنظر نمیاد کسی باشه که مثل قبل بهمون نیاز داشته باشه It's hard to find a reason left to stay سخته که بتونی دلیلی پیدا کنی برای موندن But it's our town, love it anyway ولی این شهر ماست، در هر حال دوستش داریم Come what may, it's our town ‌هرچیزی که بشه، این شهر ماست