این لیست نتیجه نظرسنجی ای هست که قبلا انجام دادم :

? مسابقه محبوب ترین شاهان تاریخ ایران ?

 

 

 

1. کوروش کبیر

بنیان‌گذار و اولین شاهنشاه سلسله هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد بر نواحی گسترده ای از آسیا حکومت می‌کرد. مورخین یونانی کوروش را حاصل ازدواج کمبوجیه(نواده هخامنش) با ماندانا(دختر پادشاه ماد آستیاگ) دانسته اند.

کوروش ابتدا علیه ایشتوویگو، شاه ماد، به جنگ برخاست و هگمتانه را تصرف کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و و سارد را فتح کرد. سپس مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی پارت، زرنگ، هرات، خوارزم، باخترو .. لشگر کشید.

در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل(بزرگترین شهر باستان) کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ و خون ریزی بوده است . تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد امپراتوری بزرگی در آسیای مرکزی و غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن‌شان در سرزمین اسرائیل (کنعان) را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره ای را که نبوکدنصر، شاه بابل، از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد. استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی است.

در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.

هرودوت گزارش می‌دهد که کوروش در جنگ با ماساگت ها کشته شد؛ ولی اسنادی که از لوح های گلی بابل بدست آمده این نظریه را رد میکند.

 

2. داریوش کبیر

داریوشِ اول، چهارمین شاهنشاه هخامنشی، پسر ویشتاسپ، همسر آتوسا و داماد کوروش کبیر بود.

وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، با کمک چندی از بزرگان هفت خانوادهٔ اشرافی پارسی با کشتن گئومات مغ بر تخت نشست. پس از آن به فرونشاندن شورش‌های درون‌مرزی پرداخت. سپس با سرکوب سکاها، تصرف تمدن سند (هند باستان) و لشگرکشی به یونان قلمرو هخامنشی را گسترده تر کرد.

 شروع ساخت تخت جمشید، ایجاد کانال سوئز باستان که دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل میکرد، ایجاد راه شاهی که سارد را به شوش و بابل را به طبس متصل میکرد، تشکیل گارد جاویدان، تقسیم امپراتوری هخامنشی به 30 ایالت و یکسان کردن واحد پول و واحد اندازه‌گیری در سرتاسر جهان باستان، از جمله اقدامات داریوش بزرگ است.

 

3. انوشیروان عادل

خسرو انوشیروان معروف به انوشیروان دادگر، سومین فرزند  قباد و بیست‌و‌دومین شاهنشاه ساسانی بود که حکومت خود را در تیسفون آغاز کرد.

سرکوب مزدکیان، تصرف یمن، جنگ با روم و تصرف انطاکیه و سپس صلح با روم از جمله جنگ های اونوشیروان می باشند. اما مهمترین اقدام او اصلاحات مالیاتی بود که نظم زیادی به اقتصاد ساسانیان بخشید و همچنین خانواده های فقیر و افراد پیر و نوجوان از پرداخت مالیات معاف شدند و به همین دلیل به شاه عادل یا خسروی دادگر معروف شد.

انوشیروان توجه زیادی به علم و دانش داشت حتی اندیشمندان یونانی را به تیسفون دعوت میکرد و کتاب های هندی و یونانی زیادی در دوره او ترجمه شده است. به همین دلیل به او لقب شاگرد افلاطون نیز می دادند. بیمارستان جندی شاپور و کاخ طاق کسری هم به دستور او ساخته شده است.

 

4. شاه عباس کبیر

وی پنجمین پادشاه صفوی و فرزند شاه محمد خدابنده بود که بیش از ۴۱ سال بر ایران حکومت کرد. 

هنگامی به سلطنت رسید که غرب و شمال غربی ایران در تصرف دولت عثمانی بود، هم‌چنین در شمال شرق ایران نیز خراسان جولانگاه ازبک‌ها شده بود و سواحل جنوب کشور تحت نفوذ پرتقالی ها بود. در داخل کشور هرج و مرج زیادی وجود داشت و قدرت و نفوذ داخلی به دست نظامیان قزلباش افتاده بود.

شاه عباس در ابتدای پادشاهی، برای آن‌که خیالش از حمله پیش‌دستانه امپراتوری عثمانی به قلمروهای ایران آسوده گردد، پیمان‌نامهٔ صلح با آن کشور بست و مناطقی کردنشین در عراق و سوریه کنونی را به عثمانی واگذار کرد. و به بهینه‌سازی امور درون کشوری و فرونشاندن شورش استان‌ها پرداخت. سپس به جنگ با ازبک ها رفت و آنها را شکست داد. شاه عباس پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد. او روابط خوبی با اروپا و مخصوصا بریتانیا برقرار کرد و به کمک آنها ارتش ایران را به سلاح گرم مجهز کرد و در سه نوبت با عثمانی‌ها جنگید و آنها را شکست داد. هم‌چنین دو بار به گرجستان حمله کرد. شاه عباس بندر گمبرون را نیز از پرتقالی ها پس گرفت به همین دلیل نام این شهر به بندر عباس تغییر کرد. از واپسین لشکرکشی‌های او می‌توان فتح قندهار را نام برد.

در زمان شاه عباس درآمد دولت ایران بالا رفت و بازرگانی با کشورهای اروپایی و چین افزایش یافت. او بناهای بسیاری ساخت که هنوز برخی از آن‌ها پابرجاست. میدان نقش جهان، عالی‌قاپو، بخش‌هایی از عمارت چهل‌ستون، چهارباغ و سی‌وسه‌پل از آثار به‌جای مانده از دوران سلطنت وی هستند.

 

5. رضا شاه

رضاشاه قبل از سلطنت، در دوره قاجار وزیر جنگ بود و سپس به نخست وزیری رسید. در سال 1304 علیه قاجارها کودتا کرد و سلسله پهلوی را تاسیس نمود.

ایران در دورهٔ پادشاهی رضاشاه شاهد ایجاد نظمی نوین بود و زیر ساخت های مدرنی مثل راه آهن، جاده، سد، بیمارستان، کارخانه، دانشگاه، نیروگاه، ادارات دولتی، ارتش نوین و ... در کشور ایجاد شد.

البته او برای رسیدن به این نظم نوین، یک دیکتاتوری مطلق را در پیش گرفت، قانون اساسی مشروطه را زیر پا گذاشت و مطبوعات و احزاب مستقل را سرکوب نمود و مجلس نمایندگان را به یک ارگان تشریفاتی تبدیل کرد.

وی خواهان ایرانی بود که از یک سو رها از نفوذ روحانیون مذهبی، دسیسهٔ بیگانگان، شورش عشایر و اختلافات قومی، و از سوی دیگر، دارای مؤسسات آموزشی به سبک اروپا، زنان متجدد و شاغل در بیرون از خانه، ساختار اقتصادی نوین با کارخانه‌های دولتی، شبکه‌های ارتباطی، بانک‌های سرمایه‌گذار و فروشگاه‌های زنجیره‌ای باشد. او برای رسیدن به هدفش (بازسازی ایران طبق تصویر غرب) دست به مذهب‌زدایی، برانداختن قوم‌گرایی، گسترش ملی‌گرایی، توسعهٔ آموزشی و سرمایه‌داری دولتی زد.

سرانجام در جنگ جهانی دوم متفقین به ایران حمله کردند و رضاشاه مجبور به استعفا و واگذاری حکومت به ولیعهدش شد.

 

6. کریم خان زند

محمد کریم بهادرخان زند  وزیر اعظم شاه اسماعیل سوم صفوی و بنیان‌گذار سلسله زندیه  و فرمانروای ایران از سال ۱۱۲۸ تا ۱۱۵۷ خورشیدی بود.

پس از مرگ نادرشاه افشار، ایران دچار هرج و مرج شده بود. بزرگان کشور برای نجات ایران تصمیم گرفتند سلسله صفوی را برگردانند و بدین ترتیب شاه اسماعیل سوم صفوی بر تخت نشست. اما علی مردان خان بختیاری که وزیر اعظم و نائب السلطنه ی شاه بود، حاکم اصفهان را کشت و شاه را کنار گذاشت تا خودش بر تخت سلطنت بنشیند. پس از انتشار خبر این خیانت، کریم خان زند که فرمانده کل سپاه کشور بود به جنگ با علی مردان خان بختیاری پرداخت و توانست کشور را پس بگیرد.

سپس محمدحسن خان قاجار را شکست داد و سلسله زندیه را تاسیس کرد. البته کریم خان خود را وکیل الرعایا خواند و از تاج گذاری خودداری نمود.

تنها جنگ خارجی کریمخان، جنگ با عثمانی بود که به فتح بصره منجر شد. حکومت او دوره‌ای آرام در تاریخ ایران به‌شمار می‌رود. طبق گفته ی جهانگردان خارجی دوره زندیه، معیشت مردم نسبت به درآمدشان بسیار ارزان بوده است.

 

7. نادر شاه افشار

نادرشاه افشار ملقب به ناپلئون آسیا، پایه‌گذار سلسلهٔ افشار و از بزرگترین فرماندهان نظامی تاریخ به شمار می رود.

نادر فرمانده کل سپاه و نائب السلطنه در اواخر حکومت صفویه بود که توانست اشرف افغان را شکست دهد و ایران را پس بگیرد. سپس به جنگ با عثمانی و روسیه رفت و مناطق اشغالی را آزاد کرد. نادر با کوله باری از افتخارات نظامی، در سال 1736 میلادی بزرگان کشور را در دشت مغان جمع کرد تا از بین نادر و بازماندگان صفوی یکی را به پادشاهی انتخاب کنند و آنها نادر را برای سلطنت انتخاب کردند و سلسله افشار تاسیس شد.

پس از رسیدن به سلطنت، نادر به قندهار حمله کرد اما افغان های باقی مانده به هندوستان گریختند. نادر برای نابودی افغان ها، هندوستان را فتح کرد و جواهرات و ثروت زیادی را از هند به غرامت گرفت و حکومت هند خراج گزار ایران شد. سپس به جنگ با ازبک ها پرداخت و توران را تصرف کرد.

نادر آخرین فاتحِ بزرگِ آسیای میانه بود کسی که توانست برای آخرین بار قلمرو ایران را به محدودهٔ طبیعیِ فلاتِ ایران برساند. در نهایت در سال ۱۷۴۷ میلادی جمعی از افسران ارتش، نادر را در چادر خودش به قتل رساندند.

 

8. الپ ارسلان سلجوقی

عضدالدین ابوشجاع آلپ ارسلان محمد، پسر چغری بیگ داوود و برادرزاده ی طغرل، دومین شاه از سلسله سلجوقی در ایران است که با پیروزی بر امپراتوری بیزانس در نبرد ملازگرد، قلمرو امپراتوری سلجوقی را بسیار گسترش داد. فتح آران(آذربایجان)، آناتولی(ترکیه)، گرجستان و ارمنستان توسط او آغازگر سلطه ی تُرکان بر آسیای غربی شد. «آلپ ارسلان» یک لقب تمجیدی به زبان ترکی به معنای «شیر شجاع» می‌باشد.

علی‌رغم شکوهی که پیرامون نام وی وجود دارد و مسلمانان او را فرماندهی بزرگ، مربی مردان، مردی راستگو، و دشمن همه خیانت‌ها می‌دانند، ولی مسیحیان، برخلاف شهرت وی و پسرش ملکشاه، از او با تندی یاد می‌کنند.

 

9. شاپور بزرگ

شاپور دوم یا شاپور ذوالاکتاف دهمین شاهنشاه ساسانی بود که از سال ۳۰۹ تا ۳۷۹ میلادی، به مدت هفتاد سال سلطنت کرد و به همین دلیل طولانی‌ترین پادشاهی در میان شاهان ایران را دارا می‌باشد. وی پس از قدرت گرفتن، اعرابی را که به بخش‌های جنوبی شاهنشاهی ساسانی تاخت آورده بودند، به شدت تنبیه کرد و امنیت را به مرزهای جنوبی بازگرداند.

شاپور دوم سیاستهای سخت مذهبی را دنبال میکرد. در زمان فرمانروایی او، مجموعه اوستا، متون مقدس زرتشت تکمیل شد و بدعت و ارتداد مجازات میشدند.

پادشاهی وی شاهد تجدید حیات نظامی کشور و گسترش قلمرو آن بود که آغاز اولین دوران طلایی ساسانیان بود.

 

10. مهرداد بزرگ

مهرداد دوم یا اشک هشتم، هشتمین شاهنشاه اشکانی است که از ۱۲۴ پ.م تا ۹۱ پ.م سلطنت کرد. وی هنگامی به شاهی رسید که ایران از هر سو آماج تهاجم اقوام مختلف شده بود در درون کشور نیز مخالفان از هر سو برای بدست آوردن قدرت به مقام پادشاه حمله می‌کردند. مهرداد با دلاوری و درایت تمام نواحی اشغال شده را پس گرفت و مرزهای ایران را در شرق تا کوه‌های هیمالیا و در غرب تا دجله و فرات رساند. در زمان پادشاهی او ایران و روم هم‌مرز شدند و دولت اشکانی به بزرگترین قدرت زمان خود تبدیل شد. وی همچنین به اوضاع داخلی ایران نظم و سازمان داد و اقتصاد شکوفایی را پایه‌ریزی کرد و فقر در کشور از بین رفت. طول دوره حکمرانی مهرداد بزرگ را یکی از عصرهای زرین و پرشکوه تاریخ ایران می‌خوانند. مهرداد دوم نخستین شاه اشکانی بود که مانند شاهنشاهان هخامنشی خود را شاه شاهان(امپراتور) خواند.

 

 

کاری از گروه دارک? طرفداری