ریبری:آلابا ١٦ ساله بود که او را به خانه ام دعوت کردم.او فراری و ساعت مرا دید..عصبانی شدم و به او گفتم به آنها نگاه نکن..او فقط باید به فکر پیشرفت در زمین باشد..بعدا بقیه خواهند آمد..دیوید این کار را کرد و بعدا از من تشکر کرد