«علم بهتر است يا ثروت؟» آنها كه طي سال‌هاي اخير پشت در ورودي به عالم حرفه‌اي فوتبال ايستاده‌اند با جسارتي بعيد گزينه دوم را برگزيدند. فوتبال ديگر سرگرمي بچه لوطي‌هاي جنوب شهري يا درس خوان‌هاي دانشگاه ديده نيست و آنها كه در سر، خيال يك شبه ره صد ساله را رفتن مي‌پرورانند سراغ فوتبال مي‌آيند. «پول»‌وارد شده است و از در ديگر فضايل اخلاقي پا به فرار گذاشته‌اند. اينگونه است كه براي تهيه ليستي از با سواد‌هاي فوتبال ايران تحصيل كرده‌‌هاي دهه 50 به مراتب آمار چشمگير‌تري دارند و هر چقدر كه به امروز نزديك‌تر مي‌شويم يافتن گزنيه‌هاي سرشناس كه به مدركي مزين باشند سخت‌تر و سخت‌تر مي‌شود. قسمتي از اين گناه متوجه توقف زاد و ولد ورزشكار در سيستم دانشگاهي ايران است كه زماني حجازي‌ها و كلاني‌ها از دل آن بيرون مي‌آمدند و ورزش آموزشگاه‌ها از ارج و قرب فراواني برخوردار بود. علي دايي از آخرين بازماندگان فوتباليست‌هاي تحصيل كرده در سطح اول فوتبال كشور در يك برنامه زنده تلويزيوني از مسوولان دانشگاه صنعتي شريف تهران مي‌خواهد از تخريب زمين فوتبال اين دانشگاه كه خود دايي محصول آن است اجتناب كنند. لودر‌ها اين زمين را مي‌كاوند تا آخرين رشته‌هاي باريك از اتصال فرهنگ و دانشگاه و دانشجو با فوتبال قطع شود. تيغه‌اي كه در اين زمين كشيده مي‌شود حائل بين فوتبال و سواد خواهد بود و اينگونه است كه طبقه روشنفكر و تحصيل كرده جامعه اين روز‌ها از فوتبال دوري مي‌كنند و در تلقي عامه فوتبالي متعلق به لمپن‌هاست. فوتبال كار را به آنجا رسانده كه برخي منتقدان آن بر اين باورند كه اگر پرسش اول همين مقال را به صورت «اخلاق بهتر است يا ثروت؟» هم دستكاري كنيم باز هم انتخاب همان است كه اشاره شد. يعني «پول» و اين واژه لعنتي حمايت آن بچه پولداري را براي فوتبال تكرار مي‌كند كه به خاطر ثروتش خود را از علم اندوزي بي نياز احساس مي‌كند. اينگونه است كه زماني رنگ پيراهن عزت و احترام داشت و علقه و تعصب مي‌آورد و امروز نه، رقابت در درون زمين خلاصه مي‌شود و از جنگ‌هاي رسانه‌اي و كشمكش‌ها و چانه زني‌ها بر سر قيمت و دست‌هاي پشت پرده كه در جهت تامين منافع خود در تلاش هستند خبري نبود. فوتبال ايران كم سواد است و كج اخلاق و اين حقيقتي تلخ اما انكار ناپذير است كه عبور سرسري از آن اين پديده اجتماعي و البته پر مخاطب را بيش از پيش به ورطه انحطاط و كژي خواهد كشاند. امروز مسير فوتبال و تحصيل را از يكديگر منفك مي‌دانند و جوانان مستعد در هر دو رشته را سفارش به انتخاب مي‌كنند. كه اگر مي‌خواهي فوتباليست حرفه‌اي شوي تحصيل را كنار بگذار و اگر به فكر درس و مشقي دور فوتبال را قلم بكش. انتخاب آن نوجوان شايد فوتبال پر زرق و برق و پرطمطراق باشد غافل از آنكه پايان اين مسير هميشه ثروث و شهرت نيست. فوتبال پر پول از ناحيه فرهنگ دچار فقر و سوءهاضمه شديد است و قطعا جواب اين مساله و راه حلش دكتر و مهندس بودن فوتباليست‌ها نيست كه امكان آن نيز وجود ندارد اما با زدودن اين روحيه پول پرستي فعلي و قرار دادن بدنه فوتبال روي محوري ديگر غير‌از پول، سمت و سوي حركتي آن و نحوه اين طي طريق اصلاح خواهد شد و امكان بازگشت ارزش‌ها هموارتر.