دیالوگ بخش مهمی از یک بازی ویدیویی هست،یکی از معیار های منتقدان برای نقد بازی،بخش داستانی و دیالوگ های بازی است،اگر سازنده ها در اجرای این بخش ناموفق باشند،ضربه بدی به بازی ویدیویی شان میخورد،حالا ما میخواهیم به چند تا دیالوگ خاطره انگیز بازی های ویدیویی میپردازیم

1-The Elder Scrolls V: Skyrim

نگهبان شهر: “من یه زمانی مثل تو ماجراجو بودم، اما بعدش یه تیر به زانوم خورد.”

پ.ن:سازندگان بازی Skyrim طی اقدامی در بخشیدن اندکی شخصیت به نگهبانان شهرهای آن، دیالوگ‌های کوچکی را برای ایجاد نوعی از پیشینه برای آن‌ها نوشتند.یکی از این دیالوگ ها در یکی از کوئست ها،این جمله بود،یک تئوری در مورد این جمله وجود دارد که میگویند منظور سرباز این است که زمان جوانی،کنجکاو و جنگجو بودم و آزادی عمل زیادی داشتم و انگیزه زیادی داشتم،اما بعدش ازدواج کردم و دیگر آن جوان سابق نیستم.منظور از تیرم به زانو خورد،درخواست ازدواج است که معمولا روی یک زانو می ایستند

2-Gears of wars 3

دام: تو هم شنیدی؟ صدای چی بود؟

مارکوس: این فقط صدای باده.

دام: آخرین باری که باد به تو گفت «دشمن» کی بود؟

3-call of duty modern warfare2

ژنرال شپرد:میدونی اونا در مورد انتقام چی میگویند؟

بهتر است برای کندن 2تا قبر آماده باشی

4-mafia definitive edition

تامی: میدونی رییس! آن محافظ آدم بدبختی بود

دون سالیاری: نه تامی! آدم بدبخت وجود ندارد. بلکه ما بوجودش می آوریم.

5-max payne3

در سرزمین کورها، مرد یک چشم شاه است

6-farcry3

واس: تا حالا معنی  دیوانگی را بهت گفتم؟ دیوانگی تکرار دقیق و چندین باره‌ی یک عمل یه عمل لعنتی دوباره و دوباره و انتظار نتیجه‌ی متفاوت و تغییر شرایط. این دیوونگی است

7-max payne3

بنظرم دو دسته آدم وجود داره  اونایی که زندگی شونو میذارن تا ایندشونو بسازن و اونایی که زندگی شونو میذارن تا گذشته رو بازسازی کنن و من برای یه مدت طولانی بین این دوتا گیر کردم

8-assassin creed2

هیچ چیز حقیقت ندارد،همه چیز مجاز است

9-half life

یک مرد مناسب ، حتی در یک مکان اشتباه ، میتواند همه چیز را در جهان تغییر دهد

10-mafia1

میدونی دنیا طبق قوانینی که روی کاغذ نمیچرخه اون  توسط مردم اداره میشه بعضی هاشون قانون رعایت میکنند و بعضی ها نه این بستگی به محیطی داره که اونها توش زندگی میکنند و باید تو خیلی خوش شانس باشی  که یک نفر زندگی تو نابود نکنه و این واقعا چیز پیچیده ای ولی باید قوی بود امیدوار در ازدواج جنایت جنگ در همه چیز من ادم کثیفی بودم همان طور که پالی و سم بودن ما میخواستیم زندگی بهتری داشته باشیم ولی در انتها سرنوشتمون بدتر از ادم های عادی شد فکر میکنم باید تعادل تو همه کار رعایت میکردیم بله تعادل فکر میکنم درست باشه خیلی ها از بس خطر میکنند چیز های زیادی از دست میدن ولی خیلی ها که دنبال چیز های زیادی نیستند در انتها هیچ چیز به دست نمیارن

11-alan wake

اگر زندگی ما از قبل نوشته شده باشد،تغییر فیلمنامه به یک مرد شجاع نیاز دارد

12-fallout

جنگ....جنگ هرگز تغییر نمیکند

13-gta san andreas

میدونم کوری،ولی اینو باید ببینی

14-red dead redemption2

داچ:من یک نقشه دارم

تامام

پ.ن:آپدیت خواهد شد،یا اینجا یا پست بعدی