حسن تعلیل یکی از زیباترین و یا حتی زیباترین آرایه‌ی ادبیات فارسی است.

وقتی شاعر یا نویسنده برای موضوعی دلیلی غیر واقعی بیاورد به گونه ای که این دلیل بتواند خواننده را قانع کند ، آرایه ی حسن تعلیل پدید می‌آید.

حسن تعلیل در لغت به معنای برهان و دلیل نیکو آوردن است. گرچه این دلیل ، واقعی، علمی یا عقلی نیست اما مخاطب آن را  دلپذیر تر از علت اصلی می‌یابد. 

نمونه هایی از این آرایه در شعر شاعران:

?پیش­ دهنت پسته ز تنگی زده لاف/ ز آن­ است که هرکس دهنش پاره کند (سنا)

?خمیده پشت از آن گشتند پیران جهان‌دیده/ که اندر خاک می جویند ایام جوانی را (نظامی)

?علت کوری یعقوب نبی معلوم است/ شهر، بی‌یار مگر ارزش دیدن دارد؟!(شهریار)

?هنگام سپیده دم خروس سحری / دانی ز چه رو همی کند نوحه گری؟       یعنی که نمودند در آیینهٔ صبح/  از عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری(ابو سعید ابوالخیر)

?رسم بدعهدی ایّام چو دید ابر بهار / گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد(حافظ)

?بید مجنون در تمام عمر سر بالا نکرد / حاصل بی‌حاصلی نَبْوَدْ به جز شرمندگی(صائب)

?در وداع شب همانا خون گریست/ روی خون‌آلود از آن بنمود صبح(خاقانی)

?قادری بر هر چه می‌خواهی مگر آزار من/  زانکه گر شمشیر بر فرقم نهی آزار نیست(سعدی)

?باران همه بر جای عرق می چکد از ابر/ پیداست که از روی لطیف تو حیا کرد( قاآنی)

?ز بهر آنکه همی­ گرید ابر بی­ سببی/ همی بخندد بر ابر، لاله و گلزار (سنا)

?گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد/ اکسیر عشق بر مِسَم افتاد و زر شدم (سعدی)

?خاک بغداد به مرگ خلفا می‌گرید/ ورنه این شط روان چیست که در بغدادست (خواجوی کرمانی)                                           

?دانی چرا چون ابر شد در عشق، چشم عاشقان/ زیرا که آن مه بیشتر در ابرها پنهان شود(مولانا)

?صدف که دم نزند دانی از چه خاصیت است/ ز شرم نطق تو وز رشک لؤلؤ لالا(انوری)

? خورشید فروزنده شبی پرده نشین شد/ کآمد به در از پرده مه چهارده تو(فروغی بسطامی)

?چوب را چون بشکنی گوید تراق/ این صدا از چیست؟ از درد فراق 

?ذره را تا نَبُوَد همت عالی حافظ/ طالب چشمه‌ی خورشید درخشان نشود(حافظ)