بعد دو سال کنکور دادن و هزار تا بد بختی و ۶ سال جون کندن تو مدرسه خراب شده نحس و نجست و سرتاسر لجن تیزهوشان شهرمون که از بچگی و تفریح هام زدم دامپزشکی امسال قبول شدم ...

از بس درس هاش سخته برگام ریخته ولی این به درک من به این موارد عادت دارم اینکه از چندتا دامپزشک پرسیدم که بیکارن و در آمد خیلی پایینی دارن واقعا روحیم رو نابود کرده ?و انگیزه ای واسه درس خوندن ندارم و به فکر انصراف افتادم ...

قسمت اذیت کننده تر ماجرا این بود که خیلی از دوست هام که درس به مراتب ضعیف تری از من داشتن الان دارن دارو یا حتی پزشکی می خونن و این هم مزید بر علت تنفرم از خودم شده

کنکور شد بن بست زندگیم 

جا من بودید چی کار می کردید ؟ 

مرسی اگه راهنماییم کنید ?