شب تیره ( Tyomnaya noch یا temnaya noch ) ، یک ترانه قدیمی روسی مشهور جبهه شرقی جنگ جهانی دوم است که برای فیلم دو سرباز در سال ۱۹۴۳ توسط نیکیتا باگاسلوسکی ساخته شدهاست. ترانهسرای این ترانه ولادیمیر آگاتف است.
این ترانه اولین بار توسط لئونید اوتیسف ضبط شد اما اجرای مارک برنس ترانه را به شهرت رساند. در فیلم برنس سربازی است که همسر و فرزندش را نیمهشب هنگام خواندن ترانه به خاطر میآورد. علیرغم متهم شدن نیکیتا باگاسلوسکی توسط متخصصین رسمی به ساختن ملودی احساساتی در ترویج Philistine، این ترانه به سرعت در میان مردم شوروی به محبوبیت دست یافت و به نشانی از سالهای جنگ تبدیل شد. ( برگرفته از ویکی پدیا فارسی )
Philistine : بعنوان یک اصطلاح تحقیرآمیز، فردی که تنگ نظر و دشمن زندگی فکری است، بکار میرود که جهان بینی و ذائقه مادی گرایانه او نشان از بی تفاوتی به ارزش های فرهنگی و زیبایی شناختی دارد.
این آهنگ توسط افراد زیادی از جمله فرهاد مهراد ، بازخوانی شد .
| متن روسی ( نویسه گردانی شده ) |
|---|
|
Tyomnaya noch', tol'ko puli svistyat po stepi Tol'ko veter gudit v provodakh, tusklo zvyozdy mertsayut V tyomnuyu noch' ty, lyubimaya, znayu, ne spish I u detskoy krovatki taykom ty slezu utiraesh Kak ya lyublyu glubinu tvoikh laskovykh glaz Kak ya khochu k nim prizhat'sya khot' raz gubami Tyomnaya noch' razdelyaet, lyubimaya, nas I trevozhnaya, chyornaya step' prolegla mezhdu nami Veryu v tebya, v doroguyu podrugu moyu Eta vera ot puli menya tyomnoy noch'yu khranila Radostno mne, ya spokoen v smertel'nom boyu Znayu, vstretish' s lyubov'yu menya, chto b so mnoy ni sluchilos Smert' ne strashna, s ney vstrechalis' ne raz my v stepi Vot i teper' nado mnoyu ona kruzhitsya Ty menya zhdyosh' i u detskoy krovatki ne spish I poetomu znayu, so mnoy nichego ne sluchitsya |
| متن به انگلیسی |
|---|
|
Dark night, only bullets are whistling in the steppe, Only the wind is wailing through the telephone wires, stars are faintly flickering ... In the dark night, my love, I know you are not sleeping, And, near a child's crib, you secretly wipe away a tear. How I love the depths of your gentle eyes, How I want to press my lips to them! This dark night separates us, my love, And the dark, troubled steppe has come to lie between us. I have faith in you, in you, my sweetheart. That faith has shielded me from bullets in this dark night ... I am glad, I am calm in deadly battle: I know you will meet me with love, no matter what happens. Death is not terrible, we've met with it more than once in the steppe ... And now here it looms over me once again, You await my return, sitting sleepless near a cradle, And so I know that nothing will happen to me! |
| متن به فارسی |
|---|
|
شب تیره است، تنها صفیر گلولهها در دشت به گوش میرسد تنها باد در سیمها میپیچد و میغرد و ستارههای کم نور میدرخشند میدانم در این شب تیره بخواب نمیروی، عشق من و کنار بالین طفل در نهان اشکهایت را پاک میکنی. آن قدر دوست دارم ژرفای چشمان مهربانت را آن قدر میخواهم با لبهایم لمسشان کنم شب تیره ما را از هم جدا کرد، عشق من دشت تاریک و پرتلاطم میان ما آمد و جای گرفت من به تو باور دارم عزیز در شب تیره باور یاریم میکند از گلولهها من خرسند و آسودهام در این جنگ مرگبار میدانم که تو با عشق مرا خواهی دید، مهم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد مرگ ترسناک نیست، ما بارها باید با آن در دشت روبرو شویم و الان هم باز اطراف مرا احاطه کرده تو چشم براه منی و بیخواب کنار بالین طفل نشستهای و بنابراین میدانم که هیچ اتفاقی برای من نخواهد افتاد! |



