سلام، به نماوا خوش اومدید.

نماوا بخش هایی از اثری که درباره‌ش صحبت می‌شه رو اسپویل می‌کنه پس اگر مهمه داستان فیلم براتون لو نره بهتره نخونید هر چند بحث های این پست ها درباره محتوا و مفهوم آثاره نه داستانشون. --------------- اولین باری که با سینمای تئو آنگلوپولوس آشنا شدم و اولین فیلم ازش دیدم دبیرستانی بودم.قطعا درک و فهمم در حدی نبود که بخوام سینمای آنگلوپولوس درک کنم. البته انتخابم هم برای شروع خوب نبود. فیلم زنبوردار برای شروع و آشنایی با سینمای آنگلوپولوس چندان مناسب نیست. به هر حال من نشستم پای این فیلم. بی‌اغراق محتوای گاها بی‌پرده و بزرگسالانه و البته داستان بیش از حد مفهومیش باعث شد چیزی ازش نفهمم. اما با گذشت زمان و ورود به دنیای آدم بزرگ‌ها درصد خیلی بیشتری از این فیلم رو درک کردم. حالا دیگه مثل قبل محتوای بزرگسالانه و حتی جنسیش برام عجیب نیست. تنهاییِ فیلم، سردیِ و موارد دیگه‌ رو الان بهتر درک می‌کنم. این که چرا آدم‌ها از هم دور هستن. چرا غمگینن. چرا سردن. نمی‌دونم باید بابت این اظهار تاسف کنم یا نه ولی با جلو رفتن سن روز به روز بیشتر سینما و حرف‌های آنگلوپولوس درک می‌کنم. شاید چون سینمای یونانیِ آنگلوپولوس چندان از ایران و شرایطش دور نیست. فیلم به شدت سرده. به شدت غم زده‌ست. انسان‌ها از هم دورن و گُنگ دور خودشون می‌گردن. همه دنبال دستمایه‌ای هستن که بهش چنگ بزنن ولی خبری نیست. از این لحاظ به شدت شبیه جامعه ایرانه.به نظر من که شبیهه. زنبوردار داستان دل‌ بستن‌های پوچه. داستان عشق‌های دروغین. داستان ناراحتی‌های کش‌دار. مردی که از خانواده طرد شده. مردی که جز زنبورهاش چیزی نداره. مردی که دل کنده. مردی که دوباره دل می‌بنده و در نهایت مردی که دوباره تنها می‌مونه و رها میشه.

بریم سراغ سکانس؛ دو سکانس این فیلم رو خیلی دوست دارم. سکانس ساحل و داد و بیدادهای سه دوست قدیمی و سکانس اختتامیه. اسپیروسِ (مارچلو ماسترویانی) حالا رها شده که باز هم با زنبورهاش تنها مونده. دختری که ولش کرده و زندگیِ نفرین شده‌ای که بهبودی پیدا نکرده. کندوهای زنبور اینور اونور دشت گذاشته شدن و اسپیروس ناراحت نشسته و نگاه می‌کنه.فقط نگاه می‌کنه.

بالاخره خسته و عصبی بلند می‌شه و عصبانیتش با هر چیزی خالی می‌کنه. خودزنی می‌کنه. به کندوها لگد می‌زنه. داد می‌زنه و در نهایت با لگدی که به زمین می‌زنه تعادلش از دست میده و می‌افته. دوربین شات می‌خوره و نمایی عریض می‌بینیم. صدای ویز ویز زنبورها که مثل عذاداریِ دسته جمعی می‌مونه در فضا پخش شده و اسپیروس روی زمین افتاده و چهره‌ش مشخص نیست. دوربین روی دست اسپیروس زوم می‌کنه. دستش می‌لرزه و به خاک چنگ می‌زنه و بعد از چند لحظه بی‌حرکت می‌شه. کاملا بی‌حرکت. چی شد؟ اسپیروس مرده؟ این جوابیه که فیلم نمیده. اصلا چه اهمیتی داره؟ این مرد مدتهاست مرده.یه مرده‌ی متحرک.